۳۰خرداد عید مقاومت مرزبندی سرخ‌فام با رژیم ولایت فقیه

۳۰خرداد عید مقاومت

مرزبندی سرخ‌فام با رژیم ولایت فقیه

۳۰ خرداد اسم رمز بن‌بست شکنی است

مظهر نظرگاه رهایی‌بخشی است که مقاومت‌کردن به‌هر قیمت را

مایه ماندگاری و پیشرفت می‌داند

سخنرانی خانم مریم رجوی – ۳۰خرداد۱۴۰۰

 

روز ۳۰خرداد، روز بزرگ ایستادگی بر مرزبندی تاریخی

میان استبداد و آزادی است

فریاد یک صد و بیست هزار شهید آزادی به‌گوش می‌رسد

این صدای کانون‌های شورشی و ارتش آزادی و مؤسسان پنجم آن است

صدای پای قیامهای بنیان‌کنی که طنین آن سراسر جامعه را ملتهب

و سراپای رژیم را وحشت‌زده کرده است

 سخنرانی خانم مریم رجوی در اشرف۳ به‌مناسبت سالگرد سی خرداد– ۳۰خرداد۱۴۰۰

روز ۳۰خرداد، روز بزرگ ایستادگی بر مرزبندی تاریخی میان استبداد و آزادی است که تاریخ ۴۰‌ساله را درخشان و تابان کرده است. ۴۰‌سال پایداری در برابر سرکوب و قتل‌عام و شیطان‌سازی، ۴۰سال مقاومت برای برپایی و پیشروی جایگزین دموکراتیک و ۴۰‌سال مبارزه بی‌امان و برافراشتن بی‌وقفهٔ پرچم سرنگونی فاشیسم دینی. آری این است عزم راسخ مقاومت ما برای آزادی و این است شکوه نبرد آزادی‌ستان مان.

۳۰ خرداد برخاسته از نظرگاه ایدئولوژیکی و سیاسی راهنمای عمل مجاهدین است: این‌که دیکتاتوری دینی تضاد اصلی جامعه ایران و آزادی کلمهٔ نجات است. از یاد نمی‌بریم که در سال‌های اول حکومت خمینی، چگونه جبهه متحدان ارتجاع از جمله مرتجعان چپ‌نما، مجاهدین را به‌خاطر پافشاری بر آزادی نکوهش می‌کردند و حزب توده به‌مسعود طعنه می‌زد که چرا مقولهٔ آزادی را موضوع عشق و پرستش خود کرده است. بله، مقاومت ما سر به‌پای فرشته آزادی گذاشته و تمام هستی خود را نثار می‌کند تا ایران و مردم ایران آزاد شوند.

۳۰خرداد، جنبش پرتوانی را نمایندگی می‌کند که مهم‌ترین نهادهای مبارزاتی ایران در چهار دهه گذشته را بنا کرده است؛

شورای ملی مقاومت ایران، که جایگزین دموکراتیک رژیم و حیات سرفرازانه‌اش، بزرگترین نه تاریخی مردم ایران به‌رژیم‌های شاه و شیخ است، ارتش آزادیبخش ملی که نیروی جنگندهٔ ضد رژیم را نسل در نسل به‌نبرد و مقاومت و قیام بر می‌انگیزد، پایداری اشرف و لیبرتی، برپایی هزار اشرف و کانون‌های شورشی، آن هم در زیر حاکمیت اختناق و سرکوب و تشکیل شورای مرکزی مجاهدین، با هزار زن انقلابی مجاهد خلق که در مقابل زن‌ستیزترین حکومت تاریخ ایران و جهان، پیشتازی زن ایرانی در مبارزه برای سرنگونی رژیم را نمایندگی می‌کند.

آری ۳۰ خرداد اسم رمز بن‌بست شکنی است. مظهر نظرگاه رهایی‌بخشی است که مقاومت‌کردن به‌هر قیمت را مایه ماندگاری و پیشرفت می‌داند. سمبل نسلی است که پرداخت کردن و بدهکاری را منش خود کرده و ضداپورتونیسم و ضدفرصت‌طلبی است. فراخوان دائمی به‌برپایی انقلاب دموکراتیک و جمهوری دموکراتیک است و چنان که مسعود گفت: ۳۰خرداد با همهٴدرخشش و سرخ‌فامی‌اش، حدفاصل و شاخصی شد برای دموکراسی و دیکتاتوری و سرمشقی است برای آنچه که باید کرد. تاریخ پرافتخاری که ۳۰خرداد مظهر آن است. با حماسه‌های درخشانی هم‌چون عاشورای اشرف و موسی و فروغ جاویدان و پایداری اشرف و هزار‌قیام خونین از ۳۰‌خرداد و قیامهای مشهد و قزوین تا عاشورای۸۸و قیام دی۹۶ و آبان ۹۸ شناخته می‌شود.

آری، کهکشان قیام‌ها تا روز سرنگونی و دادخواهی شهیدان قتل‌عام ادامه دارد. این پرچم به‌طور قطع و یقین بر ویرانه‌های بیت‌خامنه‌ای به‌اهتزاز در می‌آید. و آن روز دیر نیست. فریاد یک‌صد و بیست‌هزار شهید آزادی به‌گوش می‌رسد و این صدای کانون‌های شورشی و ارتش آزادی و مؤسسان پنجم آن است. این. این صدای پای قیامهای بنیان‌کنی است که طنین آن، سراسر جامعه را ملتهب و سراپای رژیم را وحشت‌زده کرده است.

آنها می‌آیند آنها می‌آیند و ۳۰‌خرداد و همهٔ قیام‌ها و مقاومت‌های ۴۰‌ساله را به‌پیروزی می‌رسانند. آری، رژیم اعدام و قتل‌عام سرنگون می‌شود و مردم ایران پیروز و آزاد می‌شوند.

سلام بر آزادی

سلام بر شهیدان

درود بر همه شما

 

 سخنرانی خانم مریم رجوی در اشرف۳ به‌مناسبت سالگرد سی خرداد– ۳۰خرداد۱۴۰۰

۳۰ خرداد سره را از ناسره جدا کرد

و میان دو مسیر دو سرنوشت

و دو افق تاریخی مرزبندی کرد

سلسله قیامهای ضدحکومتی در همهٔ این سالها

ادامه منطقی و تاریخی خط سرخی است که از ۳۰ خرداد ترسیم شد

سخنرانی خانم مریم رجوی – ۳۱خرداد ۱۳۹۹

در تاریخ معاصر ایران، هیچ واقعه‌یی به‌اندازه ۳۰‌خرداد، مرزهای عمیق میان جبهه آزادی و استبداد را بارز نکرده است و هیچ سرفصلی به‌این اندازه مایه تکامل جامعه ایران در جهت آزادی و عدالت نشده است. این تقابل در درون جنبش مشروطه نیز وجود داشت؛ این تقابل در جنبش ملی‌شدن صنعت نفت به‌رهبری دکتر مصدق فقید وجود داشت؛ ‌

اما در تاریخ یک سده اخیر هیچ‌گاه به چنین مرزبندی آشکاری بالغ نشده بود.

پس ۳۰خرداد، سره را از ناسره جدا کرد و میان دو مسیر، دو سرنوشت و دو افق تاریخی مرزبندی کرد:

مرز میان استبداد و آزادی،

مرز میان خرافه و ارتجاع با اسلام آزادی و رهایی

مرز میان اپورتونیسم و چپ‌نمایی و ژست‌های میان تهی، با فداکاری و قیمت دادن، مرز میان سر خم کردن در برابر فاشیسم دینی و هم‌جبهه شدن با شیخ و شاه با مرزهای سرخ و شعله‌ور ایستادگی، سرفرازی و سربداری.

مرز میان آنچه نباید کرد و آنچه باید کرد.

مرز میان تسلیم و سازش با مقاومت به‌هرقیمت و مرز میان ندامت و تواب‌گری با مجاهدت و مبارزه و ایستادن بر سر موضع یعنی بر سر عهد و پیمان و اصول خدشه‌ناپذیر.

۳۰‌خرداد به‌لحاظ تاریخی آن روی سکه و نقطه مقابل ۲۸‌مرداد است. در ۲۸ مرداد سال۱۳۳۲ احزاب زمانه در انفعال و یاس فرو رفتند و از دور خارج شدند. اما در ۳۰خرداد به‌وضوح و روشنی می‌توان دید که در ایستادگی و مقاومت: از آن ماست پیروزی، از آن ماست فردا.

هموطنان،

دوستان گرامی،

آینه تاریخ ۴۰ساله، ضرورت و حقانیت ۳۰خرداد را به‌روشنی نشان می‌دهد و به‌همین دلیل بعد از گذشت این همه سال، ۳۰خرداد غبار کهنگی نپذیرفته است:

در فردای ۳۰ خرداد، دادستانی انقلاب خمینی، با انتشار عکس‌های دختران ۱۶ ـ ۱۷ سالهٔ از هواداران مجاهدین که اعدام شده بودند، از خانواده‌ها خواست که برای شناسایی پیکرهای فرزندانشان مراجعه کنند. زیرا آنها بدون گفتن نام‌شان، خودشون را فقط مجاهد خلق با آدرسی در قلب خلق معرفی کرده و تا لحظهٔ تیرباران فریاد می‌زدند: ”زنده باد آزادی ”.

چاپ این عکس‌ها در روزنامه‌های آن زمان، در وهله اول سفاکی و سنگدلی خمینی و پاسداران او را فاش کرد. اما گذشت تاریخ، حقیقت بالاتری را هم ظاهر کرد: آن دختران کم سن و سال، آن مشت‌های گره کرده، آن فریادهای زنده باد آزادی و حتی نگفتن نام‌هایشان به‌جلادان، الگوی تازه و شگفتی در دنیای انقلاب‌ها ارائه کرد.

الگویی بی‌نام و نشان، معصوم و مظلوم، از جان‌گذشته، ضد تمام‌عیار خمینی و از همه مهمتر به‌قول خمینی بر سر‌موضع، یعنی تسلیم‌ناپذیر و پایدار. ترجمه تاریخی آن در یک‌کلمه این است: شکست ناپذیر آری شکست‌ناپذیر.

آنها طلایه‌داران نسل نویی بودند که به‌میدان مبارزه و انقلاب ایران گام نهادند. برای شکستن بن‌بست زمانه و برای مقاومت در برابر مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران بله اونها اینچنین بپا‌خاستند. مدعیان رنگارنگ پیشین و ایدئولوژی‌هایی که دیگر کشش و ظرفیتی نداشتند از چرخه تاریخ خارج شدند. نسل نویی پا به‌صحنه گذاشت که از روز اول بنای کارش قیمت دادن بود.

هم‌میهنان عزیز!

بدون جنبش فداکارانهٔ مردم ایران، صحنه سیاسی ایران، شوره‌زار یأس و انفعال می‌شد. کسانی که تأثیرات روانی و اجتماعی حمله مغول به‌ایران را بررسی کرده‌اند، نمونه‌های دردناکی حاکی از زوال اراده پایداری در جامعه آن روز را گزارش می‌کنند. در کتاب‌های تاریخ این دوره نوشته‌اند: اگر یک کلاه مغولی به ناگهان میان هزار نفر خوارزمی پرتاب می‌شد، جملگی از ترس می‌گریختند».

اما امروز مقاومت سازمان‌یافتهٔ مردم ایران با پایداری طولانی و الگوی ایستادگی، وجدان جمعی مردم ایران را تحت تأثیر خود قرار داده و اوضاع متفاوتی را شکل داده است. سلسله قیامهای ضدحکومتی در همهٔ این سال‌ها ادامه منطقی و تاریخی خط سرخی است که از ۳۰‌خرداد ترسیم شد. قیام‌هایی که از دیماه۹۶ آغاز شده و در رأس همه، آبان آتشین و خونین‌۹۸، همان استراتژی ۳۰‌خرداد است که در کف خیابان جاری و ساری شده و به رساترین زبان سخن می‌گوید.

آری، اگر نبود قیام ۳۰خرداد و نبرد تاریخی برخاسته از آن، لاجرم همه در همین رژیم تحلیل می‌رفتند. و پوچ‌گرایی و ابتذال همه‌گیر می‌شد.

با همان پوچی ۲‌خرداد و اصلاحات کذایی و سبزینه و ایدئولوژی بی‌هزینه‌گی و سرانجام خودکار سبز خامنه‌ای که در قیام دیماه‌۹۶ جوانان شورشگر به‌هر دو روی ماجرای ولایت اعم از اصلاح‌طلب و اصول‌گرا نقطه پایان گذاشتند. در دیکتاتوری سلطنتی شاه هم قبل از مقاومت و جان‌فشانی فدایی‌ها و مجاهدین سقف خواسته همه احزاب و سیاسیون زمان، رفرمی نامتصور در آن دیکتاتوری اصلاح‌ناپذیر بود و این‌که شاه باید سلطنت کند و حکومت نکند. آخر در شرایط ایران شاهی که حکومت نکند که دیگر شاه نیست!

در زمان شیخ هم اگر همین مقاومت و ۳۰‌خرداد نبود، صحبت از سرنگونی تمامیت رژیم ولایت‌فقیه موضوعیت پیدا نمی‌کرد و سقفش این بود که شیخ باید بره روضه و دعا بخواند و حکومت نکند. پس بدون ۳۰خرداد و رود خروشان خون شهیدانش، سرنگونی رژیم در تمامیت آن به‌خواست عمومی مردم ایران تبدیل نمی‌شد و از قیام و خیزش‌های بعدی خبری نبود.

خمینی دجال این‌چنین افشا نمی‌شد. و ارتجاع و بنیادگرایی در ایران و منطقه آنتی‌تزی پیدا نمی‌کرد.

بدون ۳۰خرداد، هرگز آلترناتیو دموکراتیکی در برابر رژیم پا نمی‌گرفت. شورای ملی مقاومت تأسیس نمی‌شد، و از یک برنامه پیشرو برای آینده ایران اثری نمی‌بود.

یک نسل انقلابی به‌خصوص هزاران زن جنگاور و شورشگر به میدان نمی‌آمدند و تاریخ ایران را این‌چنین ورق نمی‌زدند. و راهی برای امر برابری و رهایی زنان گشوده نمی‌شد.

پس به‌قول مسعود ما با خمینی به‌عنوان یک شخص در جنگ نبوده و نیستیم. بلکه دقیقاً با ”لجن‌زار یک تاریخ“چنگ در چنگیم. با دنیایی از ارتجاع و نظم ارتجاعی آخوندی. و با دنیایی از مماشات و همدستی با همین رژیم.

اما به‌رغم همه توطئه‌ها و سرکوب و قتل‌عام و تیرباران و بمباران و جنگ‌افروزی و تروریسم و شیطان‌سازی و خروارها دروغ و پرونده‌سازی.

خوشا که پرچم مقاومت و سرنگونی رژیم آخوندی با تشکیلات مجاهدین و آلترناتیو شورای ملی مقاومت برافراشته نگه داشته شد.

خوشا به‌تربیت نسلی از زنان و مردان از خود گذشته و وارسته که در خط مقدم نبرد ایستادگی می‌کنند و خوشا خلق ارزش‌های مبارزاتی و فضیلت‌های انسانی، ارزش‌هایی هم‌چون فداکاری، صداقت، برابری، بردباری، نفی جنسیت‌زدگی و فردیت خودپرستانه، برابری زن و مرد، انتخاب آزادانه و اجتناب از کرسی خواهی و قدرت طلبی و خوشا مقاومتی که با راهبری مسعود این همه دستاورد داشته و تا پیروزی نهایی هم‌چنان خالق ارزشهای نوینی خواهد بود.

 

 

لطفا به اشتراک بگذارید: