سینمای اعتراض ـ فارنهایت ۴۵۱
در برنامه این هفته سینمای اعتراض نگاهی داریم به فیلم فارنهایت ۴۵۱ ساخته فرانسوا تروفو بر اساس داستان بلندی به همین نام به نوشته ری بردبری.
در آیندهای نهچندان دور و نهچندان غیرمحتمل، گای مونتاگ آتشنشان است. اما در این آینده انگار همه چیز وارونه و مسخ شده و معنایی دیگر یافتهاست. مونتاگ آتشنشان است، ولی کارش خاموش کردن آتش نیست، بلکه کارش برپا کردن آتش است. سوزاندن کتاب کاری ست که آتشنشانها به آن میپردازند. به مردم گفتهاند کتابها همه مضر و بد هستند و نوشتههای آنها برای اخلاق و روح و روان جامعه خطری مهلک بهشمار میرود، و شگفتا که تقریباً همه باور کردهاند! در این آیندهٔ مخوف، تلویزیونها روح و ذهن و جسم مردم را تسخیر کردهاند، تلویزیون جایگزین تمام انواع دیگر هنر شده و بر فضای خانوادهها حکمفرمایی میکند. هر شهروند خوبی موظف است به محض اینکه فهمید کسی از آشنایان و بستگانش کتاب دارد، آدرس او را به پستهای مخصوص آتشنشانی اطلاع دهد. گای مونتاگ نیز یکی از افراد گنگ و بیفکر چنین جامعهای است و میپندارد با سوزاندن کتابها به سلامت روحی و روانی جامعه کمک میکند. اما ورود کلاریس به زندگیاش، دنیای او را به هم میریزد. کلاریس از او میپرسد آیا هرگز یکی از کتابهایی را که سوازنده خواندهاست یا خیر. البته او هرگز چنین جنایتی مرتکب نشده، ولی بالاخره حرفهای کلاریس کار خودش را میکند و مونتاگِ سربهراه، یاغی میشود