بخوان بنام گل سرخ ـ شماره۴۵
طیبه حیاتی در سال ۱۳۴۲ در تهران به دنیا آمد. در زمان شاه بهدلیل وضعیت خانواده و آشنایی و ارتباط با خانواده زندانیان سیاسی، در محفلها و انجمنهای محلی که جنبه سیاسی نیز داشت شرکت داشت در جریان قیام ضدسلطنتی در تظاهرات شرکت فعال داشت. پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی با باز شدن ستاد بنیاد علوی در این ستاد فعالیت میکرد. از همان زمان که دانش آموزی بیش نبود، روحیه مقاوم و منعطف او برای همه دوستانش شاخص بود. با شکلگیری انجمنهای دانش آموزی در ارتباط با این انجمن ها قرار گرفت و بیشتر با اهداف سازمان مجاهدین خلق آشنا شد او میلیشیایی پرشور و مقاوم و سازشناپذیری شد که در خرداد ۱۳۶۱ توسط پاسداران حاکم دستگیر شد و به زیرشکنجه برده شد. او را چنان شکنجه کرده بودند که بعد از آزادی از زندان آثار آن روی بدنش بود و از آن رنج میبرد. در زندان به ۱۲سال زندان محکوم شد... او تا سال۱۳۶۳ در زندان اوین بود. سپس به زندان قزلحصار منتقل شد.
پس از طی پروسه زندان از زندان آزاد میشود. بیتابانه دنبال وصل به سازمان بود و میگفت هر طور شده باید بروم دیگر نمیتوانم تحمل کنم. با روحیه مقاوم و جسوری که داشت موفق میشود که وصل شود. اما تلفن وی در کنترل سپاه بوده وقتی به قصد پیوستن با سازمان به همرزمان دیگرش حرکت میکند هنگام خروج از کشور در زمستان ۶۷ مجدد دستگیر و به زندان اوین منتقل میشود. او را مورد شکنجههای وحشیانه قرار میدهند. تا مدتی کسی از دستگیری وی اطلاع نداشت. از محل نگهداری او خانوادهاش اطلاع نداشتند. سرانجام در مرداد ۶۸ این مجاهد دلاور به جوخه اعدام سپرده میشود.