مقاله جان برکو، رئیس پیشین پارلمان انگلستان در نشریه اکسپرس
۱۴۰۴/۱۲/۲۸
در این بخش از برنامه، به سراغ مقاله مهمی از نشریه 'اکسپرس' میرویم که 'جان برکو'، که به مدت ده سال رئیس پارلمان انگلستان بوده اون رو نوشته. این مقاله، تحولات اخیر در ایران رو به دقت کالبد شکافی کرده و به بررسی راهحلهای احتمالی برای آینده ایران میپردازه.
عنوان مقاله این هست: «راهحلی برای ایران وجود دارد که به نظر میرسد همه آن را نادیده گرفتهاند»
آقای جان برکو در مقاله خودش مینویسه: «کشته شدن علی خامنهای جمهوری اسلامی را بلافاصله به نقطه فروپاشی نرساند. در عوض، چیز شاید گویاتری را آشکار کرد: رژیمی که در بنبست گرفتار شده است».
این مقاله در رابطه با جانشینی مجتبی خامنهای اینطور نوشته: «در عرض چند روز، مجلس خبرگان ایران پسر او، مجتبی خامنهای را به سمت رهبر ارتقاء داد – اولین انتقال مؤثر قدرت از پدر به پسر از زمان انقلاب ۱۹۷۹ که سلطنت را سرنگون کرد».
اما جان برکو معتقده که 'مجتبی خامنهای اساساً برند پدرش هست، اما ضعیفتر — و نفوذ بسیار کمتری بر سیستم اعمال میکنه. و تأکید میکنه که: «این اقدام به جای اینکه قدرت را به نمایش بگذارد، ناامیدی و یأس رژیم را نشان داد».
اما انگیزه عمیقتر پشت این جانشینی چه بود؟ مقاله 'اکسپرس' اینطور پاسخ داده: «انگیزه عمیقتر پشت نصب خامنهای جوانتر، ترس رهبری از یک قیام سراسری دیگر است.' جان برکو هشدار میدهد: 'اگر قیام ژانویه ۲۰۲۶ نشانهای باشد، قیام بعدی میتواند از نظر دامنه گستردهتر و از نظر شدت بسیار سهمگینتر باشد.' این وضعیت، یک سؤال اجتنابناپذیر را مطرح میکند: 'اگر ساختار حاکم بدون تغییر باقی بماند، تغییر سیاسی معنادار ممکن است از کجا نشأت بگیرد؟' "
بخشی از این مقاله به تلاشهای مجعول برای آلترناتیو سازی پرداخته آقای برکو نظرش رو اینطور بیان کرده: «مشروعیت سیاسی از طریق تخمین جمعیت یا تقویت رسانههای اجتماعی به دست نمیآید. این مشروعیت بر پایه اعتبار، فداکاری و مشارکت پایدار با مردمی است که آیندهشان در خطر است».
این مقاله به وضوح موضع مردم ایران رو اینطور توصیف میکنه: «مردم ایران بارها تنفر خود را نسبت به دیکتاتوری دینی و بازگشت به سلطنت، با شعار دادن در خیابانها: «مرگ بر ستمگر – چه شاه باشه چه رهبر» نشان دادهاند» و با تأکید نوشته: «تقاضای آنها برای یک اقتدار بازیافتی نیست، بلکه برای یک برپایی یک جمهوری دموکراتیک است».
پس راهحل کجاست؟ جان برکو مینویسه: «اگر قرار است آلترناتیوهای جدی مورد بررسی قرار گیرند، توجه باید به جنبشهایی معطوف شود که در طول زمان استقامت، سازماندهی و وضوح هدف را نشان دادهاند» و در ادامه نوشته: «برای بیش از چهار دهه، شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) خود را به عنوان یک اپوزیسیون سازمانیافته در برابر رژیم روحانیت معرفی کرده است. این جنبشی است که از طریق فداکاری و نه راحتی شکل گرفته است»
اما جان برکو نظرش در رابطه با چشمانداز پیش رو و آینده رو اینطور بهرشته تحریر درآورده: «در رأس شورای ملی مقاومت ایران، خانم مریم رجوی قرار دارند که دههها را صرف حمایت از یک آلترناتیو دموکراتیک برای هم حکومت تئوکراتیک و هم سلطنت موروثی کردهاند»
جان برکو به نقش برجسته زنان تحت رهبری خانم رجوی اشاره میکنه و بعد به طرح ۱۰ مادهای پرداخته و اینطور نوشته: «او یک طرح ۱۰ مادهای را تدوین کرده است که جمهوری آینده ایران را بر اساس حق رأی همگانی، انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، لغو مجازات اعدام، خودمختاری اقلیتها در یک ایران یکپارچه، و یک جمهوری غیرهستهای ترسیم میکند.» «این تعهدات نه انتزاعی هستند و نه صرفاً لفاظی. آنها یک نقشه راه ساختاریافته برای گذار را تشکیل میدهند»
جان برکو در پایان مقالهاش به نکتهی خیلی مهمی پرداخته و اینطور نوشته: «گذارهای سیاسی به ندرت تنها از طریق قیامهای خودجوش موفق میشوند. آنها زمانی موفق میشوند که نیروهای سیاسی سازمانیافته با مشروعیت، ساختار و یک برنامه روشن آماده باشند تا گام بردارند» «بلافاصله پس از گزارش مرگ علی خامنهای، شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) تشکیل یک دولت موقت را بر اساس طرح دهمادهای مریم رجوی اعلام کرد»
با نگاهی به این تحولات، نقش فزاینده و مهم آلترناتیو سازمانیافته در آینده ایران است بهخوبی آشکار میشه و میشه به علت حمایت ۱۰۰۰تن از شخصیتهای سیاسی، حقوقی و مطرح جهان از اعلام دولت موقت، توسط شورای ملی مقاومت ایران، بر اساس برنامهی ده مادهای خانم مریم رجوی بیشتر آشکار میشود.
