کنفرانس بینالمللی آنلاین در حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران - قسمت دوم
۱۴۰۴/۱۲/۲۶
کنفرانس بینالمللی آنلاین با حضور صدها شخصیت سیاسی
شامل نخست وزیران و وزیران پیشین
نمایندگان پارلمان، شهردارها و منتخبان از کشورهای مختلف جهان
ایران: «نقطهٔ عطف حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت بر اساس برنامه ۱۰ مادهیی»
اعلام بیانیه بیش از ۱۰۰۰ قانونگذار، رهبران و مقامهای سابق و شخصیتهای سیاسی در حمایت از دولت موقت توسط سناتور جولیو ترتزی
سناتور جولیو ترتزی-رئیس کمیته سیاستهای اتحادیه اروپا در سنای ایتالیا، وزیر خارجه ۲۰۱۳:
بیش از هزار پارلمانتر، سران سابق کشورها و دولتها، وزرا و رهبران سیاسی از سراسر جهان،بیانیهٔ مشترک، قاطع و شفافی را در حمایت کامل از دولت موقت اعلامشده توسط شورای ملی مقاومت ایران امضا کردهاند
این حمایت بیسابقه، نشاندهنده یک شناخت بینالمللی و فراحزبی از یک جایگزین دموکراتیک برای ایران است که بر یک اجماع جهانیِ رو به رشد حول محور یک مقاومت سازمانیافته و مشروع، برای یک انتقال مبتنی بر اراده مردم ایران تأکید میورزد
مردم ایران خواهان یک رهبری دموکراتیک هستند که مشروعیت خود را مطلقاً نه از سرکوبگران حال یا گذشته بلکه از فداکاریهای عظیم شهیدان و شجاعت شهروندانش میگیرد
مفتخرم که امروز اینجا هستم تا در این تعهد مشترک با همه شما سهیم باشم. تعهد تجدید و تقویت حمایت از طرح ۱۰ مادهیی شورای ملی مقاومت ایران
این طرح روشنترین دیدگاهی که در چند دهه گذشته مورد بحث قرار گرفته است. طرحی برای تشکیل یک دولت و حکومت جدید بر پایه دموکراسی، حاکمیت قانون، حقوقبشر، برابری جنسیتی و جدایی دین از دولت است
«پیش از هر چیز، مایل هستم صمیمانه و با تمام وجود از خانم رجوی بهخاطر سخنان بسیار مهم و راهبردیشان که در این مقطع دشوار به همه ما مسیر درست را نشان دادند، تشکر کنم.
نخست میخواهم بر اهمیت یک ابراز فوقالعاده از حمایت از یک جایگزین دموکراتیک واقعی و ضروری برای ایران تأکید کنم. این حمایت گسترده و بسیار مهم، توسط بیش از هزار پارلمانتر، سران سابق کشورها و دولتها، وزرا و رهبران سیاسی از سراسر جهان ابراز شده است؛ کسانی که بیانیهٔ مشترک، قاطع و شفافی را در حمایت کامل از دولت موقت اعلامشده توسط شورای ملی مقاومت ایران امضا کردهاند. این تأیید بیسابقه، نشاندهنده یک شناخت بینالمللی و فراحزبی از یک جایگزین دموکراتیک برای ایران است. این امر بر یک اجماع جهانیِ رو به رشد حول محور یک چارچوب سازمانیافته و مشروع برای گذار مسالمتآمیز، مبتنی بر اراده مردم ایران، تأکید میورزد.
امروز ما در کنار شما هستیم، خانم رجوی. ما در کنار ملت قهرمان ایران ایستادهایم که برای آزادی خود میرزمند. ما در کنار زنان ایرانی، هزاران مبارز راه آزادی و اعضای مقاومت هستیم. ما در کنار میلیونها دانشآموز و دانشجو، دختران و پسران، و پیر و جوان در سراسر این کشور هستیم که صدا و قدرت خود را با عزمی تزلزلناپذیر و شجاعانه علیه شر زمانه ما بلند کردهاند: شر حاکمیت جنایتکار آخوندها.
دوران ترور، خونریزی شرمآور و فساد هیولایی آخوندها به پایان رسیده است. ما سرانجام در سرنوشتسازترین ساعات برای آینده ایران به سر میبریم. طی چهل و هفت سال طولانی، مردم ایران متحمل نقض غیرقابلتوصیف حقوقبشر شدهاند. در طول این چهل و هفت سال، این رژیم از طریق ترس، سرکوب و خشونت حکومت کرده است. دهها هزار ایرانی جان خود را فدا کردهاند اکثر آنان جوانان دلیر، اعم از زن و مرد هستند که از تسلیم کردن امید خود به آزادی سر باز میزنند.
ما بهخوبی میدانیم که آخوندها چگونه ایدئولوژی سلطهگری و ترور خود را به سراسر خاورمیانه صادر کردهاند تا ملتها را بیثبات کنند، میراث باستانی آنها را محو نمایند و مردم خود را تحت انقیاد درآورند. در داخل ایران و همچنین در خارج از کشور، مخالفان سیاسی بهطور سیستماتیک از طریق شکنجه، اعدام و حملات تروریستی توسط مزدوران آخوندها خاموش شدهاند؛ قاتلانی که توسط دستگاه اطلاعاتی اعزام میشوند که حتی از سفارتخانههای خود نیز بهعنوان سلاح استفاده میکند.
تاریخ به همه ما میآموزد که هیچ سیستمی که بر پایه سرکوب بنا شده باشد، نمیتواند برای همیشه دوام بیاورد. آینده ایران شایسته یک رهبری است که بهطور کامل بازتابدهنده اراده حاکمیت مردمش باشد. ایرانیان قاطعانه خواهان یک رهبری دموکراتیک، جمهوریخواه، معتبر و مورد احترام هستند که مشروعیت خود را مطلقاً نه از سرکوبگران حال یا گذشته، بلکه از فداکاریهای عظیم شهدای خود و شجاعت فوقالعاده شهروندانش میگیرد.
من بهعنوان یک اروپایی و شهروند ایتالیا – کشوری که بر پایه آزادی، ارزشهای دموکراتیک و حاکمیت قانون بنا شده است – و بهعنوان دوست تمام کسانی که این ارزشها را بر هر چیز دیگری مقدم میشمارند، مفتخرم که امروز اینجا هستم تا در این تعهد مشترک با همه شما سهیم باشم؛ تعهد به تجدید و تقویت حمایتمان از طرح ۱۰ مادهای شورای ملی مقاومت ایران.
این طرح که با جدیت توسط پرزیدنت خانم رجوی دنبال میشود، روشنترین چشمانداز برای یک ایران آزاد را ارائه میدهد؛ روشنترین دیدگاهی که در چندین دهه گذشته مورد بحث قرار گرفته است. طرحی برای تشکیل یک دولت و حکومت جدید بر پایه دموکراسی، حاکمیت قانون، حقوقبشر، برابری جنسیتی و جدایی دین از دولت. دولت و حکومتی جدید که متعهد به پیگیری و حفظ صلح، امنیت و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی در میان تمامی ملتها باشد.
خانم رجوی، از شما برای مبارزهتان در راه آزادی و دموکراسی سپاسگزارم؛ مبارزهیی که نهتنها متعلق به همه ماست، بلکه خیر و ثمره آن به همه ما نیز میرسد. متشکرم».
جان برد - وزیر خارجهٔ کانادا ۲۰۱۵-۲۰۱۱:
خانم رجوی، حامیان شورای ملی مقاومت ایران، دوستانم در اشرف۳ و همه کسانی که از ایران صدای مرا میشنوید، بسیار خرسندم که امروز از کانادا به شما میپیوندم و اعلام میکنم که بسیاری دیگر از مقامات منتخب و نمایندگان پیشین پارلمان کانادا نیز امروز در کنار ما حضور دارند.
کاناداییها در سراسر این کشور، تحولات ایران را دنبال کردهاند و ما هم از شجاعت و هم از رهبری شما الهام گرفتهایم.
ما از مقاومت سازمانیافته در جایجای ایران الهام میگیریم. دلاوری و شجاعت شما حقیقتاً ستودنی است. تجربه از سال ۱۳۵۷ تاکنون به ما نشان داده است که سیاست مماشات کارساز نیست؛ بلکه صرفاً بقای این رژیم بیرحم را طولانیتر میکند. ما نیز همانند شما، بر این باوریم که تنها راهحل برای پایان دادن به قساوتهای تحمیلشده بر مردم ایران، تغییر رژیم است.
ما بهخوبی آموختهایم که حضور نظامی نیروهای خارجی در میدان، منجر به تغییر رژیم واقعی نخواهد شد. متأسفانه در عراق و افغانستان، این رویکرد به تروریسم و هرج و مرج ختم شد.
اکنون حقیقتاً زمانی حیاتی برای مردم ایران است. قیام دیماه نشان داد که مردم خواستار تغییر هستند. پیام من روشن است: ما باید این فشار را در سراسر ایران حفظ کنیم.
مهمترین پیام من امروز این است که ما باید این متعصبان مذهبی و فاشیستها را با آلترناتیوی بهتر جایگزین کنیم.
این بهطور ملموس به این معناست که رهبری، سازماندهی، نظم و شبکههایی ضروریست که بتوانند برای سرنگونی این رژیم و ایجاد سیستمی بهتر فعالیت کنند. تمام این ویژگیها در شورای ملی مقاومت به رهبری زنی شجاع، خانم مریم رجوی، متبلور است.
این مقاومت با فداکاریهای واقعی شکل یافته است؛ با تقدیم ۱۰۰ هزار شهید از جمله ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷.
تغییر واقعی مستلزم رهبری و برنامه است. برنامه ۱۰ مادهای مریم رجوی خواستار مواردی چون انتخابات آزاد و حق رأی همگانی، جدایی دین از دولت، برابری میان زنان و مردان، حقوق اقلیتها، لغو مجازات اعدام و یک ایران غیراتمی متعهد به همزیستی مسالمتآمیز با همسایگان است. این برنامه هر گونه دیکتاتوری را رد میکند.
ما باید هم حکومت مذهبی و هم حکومت موروثی را رد کنیم. مرگ بر آخوندها.
ما نقشه راهی برای گذار دموکراتیک داریم و تنها یک رهبر است که شجاعت و تعهد لازم را برای تدوین و اجرای این طرح نشان داده است؛ طرحی برای یک دولت موقت با مأموریت محدودِ ششماهه بهمنظور انتقال حاکمیت به مردم ایران.
جامعه جهانی نباید بهدنبال تحمیل راهکارهای خارجی باشد. این فرایند باید توسط خود مردم ایران و رهبران متعهدی هدایت شود که شجاعت و توانایی ایجاد تغییر واقعی را دارند. مردم ایران به آزادی دست خواهند یافت و جهان از بازگشت یک ایران دموکراتیک به جامعه ملل استقبال خواهد کرد.
از خانم رجوی و همه شما سپاسگزارم و مشتاقانه در انتظار تغییر رژیم در ایران هستم. مرگ بر آخوندها و قدرت برای مردم.
گیر هیلمار هارده - نخستوزیر ایسلند ۲۰۰۹-۲۰۰۶
خانم رجوی، اعضای محترم این گروه، خانمها و آقایان؛
تاریخ ثابت کرده است که سیاست «مماشات» هرگز کارساز نیست و امتیاز دادن به رژیمهای متجاوز، رفتار آنها را تعدیل نمیکند؛ بلکه برعکس، آنها را جریتر میکند. تاریخ همچنین درس دیگری به ما میآموزد، همانطور که تجربیات دهه ۱۹۹۰ و سال ۲۰۰۳ بهوضوح نشان دادند، که جنگ نیز راهحل نیست. نیروی نظامی ممکن است بتواند ساختارها را از بین ببرد یا توانمندیها را کاهش دهد، اما بهندرت منجر به تغییر سیاسی پایدار میشود.
۴۷ سال مماشات غرب تنها به تقویت این رژیم منجر شده است، در حالی که تقابلهای نظامی اخیر، محدودیتهای نیروی خارجی را آشکار کرده است. اکنون، جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ و درگیری کنونی، مؤید همان چیزی است که خانم رجوی مدتهاست بر آن پافشاری میکنند: این رژیم با حملات هوایی سقوط نخواهد کرد.
خانم رجوی از دو دهه پیش تبیین کردند که بحران ایران نه از طریق مماشات و نه از طریق جنگ، بلکه فقط از طریق تغییر رژیم به دست مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهشان حلشدنی است؛ . امروز این چشمانداز، دیگر صرفاً یک تئوری نیست. در حالی که بخش بزرگی از جهان بر میدان نبرد متمرکز شده است، نباید از یک تحول سیاسی حیاتی غافل شد. شورای ملی مقاومت ایران، تشکیل یک دولت موقت برای دوران پس از حکومت مذهبی را اعلام کرده است؛ دولتی که بر پایه برنامهٔ ۱۰ مادهای خانم رجوی بنا شده که بسیاری از سخنرانان امروز به آن اشاره کردند. این برنامه، یک نقشهراه شفاف و معتبر برای یک جمهوری دموکراتیک با جدایی دین و دولت، مبتنی بر حاکمیت مردمی، برابری جنسیتی و حاکمیت قانون است.
این ایرانی است که به آینده مینگرد. این ایران نه به دیکتاتوری سلطنتی پهلوی باز میگردد که مردم ایران مدتها پیش آنرا رد کردهاند و نه در دام دیکتاتوری مذهبی باقی خواهد ماند. همانطور که با این لحظه تاریخی روبهرو هستیم، باید هزینههای انسانی عظیم درگیریهای کنونی را نیز بهرسمیت بشناسیم. جان غیرنظامیان و زیرساختهای حیاتی ایران باید محافظت شوند. در این راستا، فراخوان خانم رجوی برای مصونماندن غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی، شایسته حمایت کامل جامعه بینالمللی است.
جهان باید از نظارهگر بودن دست بردارد. باید دولت موقت شورای ملی مقاومت را بهرسمیت بشناسد و در کنار مردم ایران بایستد. تنها در این صورت است که ایران میتواند آینده خود را باز پس گیرد و جایگاه خود را در جامعه جهانی بهعنوان کشوری آزاد بهدست آورد.
با این سخنان، میخواهم از شما بسیار تشکر کنم. ما همگی باید به حمایت از خانم رجوی، تیم ایشان و مبارزان راه آزادی ادامه بدهیم. زنده باد شورای ملی مقاومت و برنامهٔ ۱۰ مادهای.
سناتور فرانس فان کناپن – عضو سنای هلند
دوستان عزیز ایران، پرواضح است که جهانیان شاهدند مردم ایران از سال ۱۳۹۶ تا تظاهراتهای عظیم اخیر در سراسر کشور در سال ۱۴۰۴، شجاعتی ستودنی از خود نشان دادهاند. جهان از سرکوب خشونتآمیز این تظاهراتها توسط رژیم آخوندها شوکه شد.
مردم ایران حقیقتاً خواهان نقشآفرینی در تعیین سرنوشت خود هستند، نه اینکه منتظر بمانند تا دیگران برای آنها تصمیمگیری کنند. این شامل قصد رژیم آخوندها برای تداوم استبداد خود نیز میشود؛ چه با پسر یک آخوند، چه با پسر شاه سابق و چه با هر گزینه دیگری که بخواهند بدون مشورت با مردم واقعی ایران پیش بکشند.
شورای ملی مقاومت ایران، که خواستار ایرانی آزاد و دموکراتیک تحت رهبری الهامبخش خانم رجوی (است)، بهتازگی یک گام تاریخی رو به جلو برداشته است؛ (اعلام) یک دولت موقت در ایران که بهعنوان پلی به سوی یک کشور دموکراتیک در عرض شش ماه عمل کرده و سپس مسیر را برای انتخابات آزاد هموار (می) سازد.
نخست، حاکمیت از طریق انتخابات آزاد. دوم، برابری جنسیتی و حق انتخاب آزادانه پوشش. جدایی دین از دولت و لغو مجازات اعدام؛ و نکته مهم دیگر، سیستم قضایی مستقل در یک ایران غیراتمی. اینها تنها چند مورد از گامهای برنامهٔ ۱۰ مادهای است.
این فراخوان برای اتحاد دوباره تمامی مردم ایران در کشوری آزاد، دموکراتیک و صلحطلب، موضوعی است که کشورهای آزاد در سراسر جهان صمیمانه از آن حمایت خواهند کرد.
ما به حمایت از مقاومت بینالمللیِ داوطلبان ایران تحت رهبری الهامبخش خانم رجوی ادامه خواهیم داد.
ژنرال وسلی کلارک – فرمانده نیروهای ناتو در اروپا ۱۹۹۷-۲۰۰۰ / کاندیدای ریاستجمهوری آمریکا (۲۰۰۴)
خطاب به اعضای شجاع مجاهدین خلق در سراسر جهان، من پایداری، شجاعت و عزم راسخ شما را برای دستیابی به ایرانی آزاد و دموکراتیک تبریک میگویم؛ و بهویژه خانم رجوی، به شما بابت رهبری و چشماندازتان در تدوین برنامهیی که باید به آینده ایران بدل شود، تبریک عرض میکنم.
ما در دوران تاریخی حساسی زندگی میکنیم. دوران مماشات به پایان رسیده است. شکست رژیم آخوندها اجتنابناپذیر است.
سقوط رژیم حتمی است و بهزودی توانایی رژیم برای حمله به همسایگانش از بین خواهد رفت. بهزودی تنگه هرمز باز خواهد شد و بهزودی رژیم سرنگون خواهد شد
اما آنچه در مرحله بعد رخ میدهد به شما، یعنی سازمان مجاهدین خلق، بستگی دارد. شما صدای اصیل مردم ایران هستید. شما از ۵۰ سال یورش و تهاجم جان سالم به در بردهاید و نیروی هدایتگر بهسوی ایرانی نوین، دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین و دولت خواهید بود که در صلح و صفا با همسایگانش زندگی میکند.
اما از اکنون تا آن زمان، شما باید شجاعانه اما با درایت عمل کنید. شما باید در عین حفظ توان و نیروی خود، به بقایای رژیم ضربه بزنید.
باید آگاهی و قدردانی جهانیان را نسبت به شجاعت و صلاحیت خود برای هدایت ایرانِ نوین ارتقا دهید؛ و فراتر از همه، باید در هر نقطهای که آینده ایران در آنجا رقم میخورد حضور داشته باشید؛ چه در داخل ایران، چه در اروپا و در واشنگتن و در رسانههای سراسر جهان.
شما از عهده این کار بر میآیید. شما از قدرت، چشمانداز، توانمندی و عزم لازم برخوردارید، اما باید حضور داشته باشید. اکنون زمان آن فرا رسیده است.
خانم رجوی، برای شما و تمامی اعضای مجاهدین خلق در مسیر مبارزه برای استقرار آن نظام، دولت و دموکراسی که تمام جهان در ایران منتظرش هستند، آرزوی موفقیت، سلامتی و شجاعت دارم.
کارلا سندز سفیر آمریکا در دانمارک (۲۰۱۷-۲۰۲۱)
خانمها و آقایان، ایرانِ امروز بر سر یک دوراهی تاریخی ایستاده است. بیش از چهار دهه است که جامعه بینالمللی برای یافتن پاسخی مؤثر به بحرانِ ایجاد شده توسط رژیم حاکم در تهران، در تکاپو بوده است. اکنون تجربه بهوضوح نشان داده است که نه سیاست «استمالت» و نه «جنگ»، هیچکدام نمیتوانند راهحل نهایی را به ارمغان بیاورند. تنها راهحل ماندگار، تغییر دموکراتیک رژیم در ایران است.
سالهاست که بسیاری از دولتها سیاست استمالت را دنبال کرده و امیدوار بودهاند که دادن امتیاز و گفتگو، رفتار رژیم را تعدیل کند؛ اما این سیاست شکستخورده است. در عینحال، تقابل نظامی نیز ثابت کرده است که از ایجاد یک راهحل سیاسی واقعی و پایدار ناتوان است. جنگ ممکن است رژیم را تضعیف کند، اما نمیتواند مشروعیت بیافریند یا یک جایگزین دموکراتیک مستقر سازد.
بیش از دو دهه پیش، خانم رجوی نسبت به این توهم خطرناک به جهان هشدار داد. ایشان در سال ۲۰۰۴، طی سخنانی در پارلمان اروپا، هشدار معروف وینستون چرچیل پس از توافقنامه مونیخ را یادآور شد که گفته بود: «شما بین ننگ و جنگ، حق انتخاب داشتید؛ ننگ را برگزیدید و جنگ نصیبتان خواهد شد».
پیام ایشان روشن بود: سیاست استمالت تنها باعث گستاختر شدن رژیم روحانیان شده و در نهایت، وقوع درگیری را اجتنابناپذیر میکند. خانم رجوی همواره آنچه را که «راهحل سوم» مینامد، ارائه داده است: نه استمالت و نه جنگ، بلکه تغییر دموکراتیک به دست مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهشان. ایشان بارها و بارها بر این پیام تأکید کردهاند، از جمله در مه ۲۰۰۵ که خاطرنشان کردند جنگ خارجی نمیتواند بحران ایران را حل کند و راهحل واقعی در قیام خودِ مردم ایران برای ایجاد تغییر نهفته است.
ایران امروز در لحظهای سرنوشتساز قرار دارد. این رژیم اصلاحپذیر نیست؛ بقای آن به سرکوب در داخل و صدور بحران به خارج وابسته است. این سیاستها تاکتیکهای موقتی نیستند، بلکه ستونهای اصلی بقای رژیم محسوب میشوند. تا زمانی که این نظام در قدرت بماند، مردم ایران با سرکوب مواجه خواهند بود
همزمان، تجربه نشان میدهد که تغییر رژیم نمیتواند از خارج تحمیل شود. تغییر سیاسی پایدار باید از درون جامعه ایران بجوشد و با اراده مردم پیش برود.
امروز رژیم در داخل ایران با بحرانی عمیق و فزاینده روبهروست. زوال اقتصادی، ناآرامیهای اجتماعی و از دست رفتن مشروعیت، پایههای نظام حاکم را سست کرده است. شکاف میان رژیم و مردم ایران هرگز تا این حد عمیق نبوده است. در سراسر کشور، میلیونها ایرانی خواستار آزادی، عدالت و تغییر دموکراتیک هستند. تاریخ نشان میدهد که رژیمهای مستبد، هر اندازه هم که نیروهای امنیتیشان مقتدر به نظر برسند، در نهایت نمیتوانند در برابر عزم و اراده مردم خود ایستادگی کنند. خودِ ایران نمونهیی گویاست؛ در سال ۱۹۷۸، دیکتاتوری شاه یکی از بزرگترین ارتشهای خاورمیانه را در اختیار داشت، اما وقتی مردم ایران بهپا خاستند، آن ارتش نتوانست مانع از فروپاشی رژیم شود.
به همین دلیل، جامعه بینالمللی باید در سیاستهای خود بازنگری کند. برای مدتی طولانی، اپوزیسیون دموکراتیکِ رژیم آخوندی بهدلیل اطلاعات نادرست و سیاست استمالت، به حاشیه رانده شده بود. با این حال، یک مقاومت سازمانیافته وجود دارد که بهدنبال بسیج مردم ایران برای تغییر دموکراتیک است. این جنبش بهدنبال نیروهای خارجی، تسلیحات یا مداخله نظامی نیست؛ آنچه آنها میخواهند، بهرسمیت شناخته شدنِ سیاسی و پایان دادن به سوءتفاهمهایی است که دههها پیرامون آنها وجود داشته است.
بنابراین، امروز زمان آن فرا رسیده است که فصلی نوین گشوده شود. دولتهای دموکراتیک باید گفتگو با «شورای ملی مقاومت ایران» را آغاز کنند و شناسایی سیاسی دولت موقتی را که این شورا اعلام کرده است، مد نظر قرار دهند. چنین تعاملی پیامی مقتدرانه به مردم ایران میفرستد که جهان از حق آنها برای تعیین سرنوشت و حقشان برای رقم زدن آیندهشان حمایت میکند.
مسیر پیش رو روشن است. راهحل بحران ایران نه استمالت است و نه جنگ؛ راهحل در تغییر دموکراتیک به رهبری مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنهاست. زمان آن فرا رسیده که جهان در کنار آنها بایستد. متشکرم.
