۱۴۰۴/۱۲/۷
سینمای اعتراض ـ سرخ و سیاه
۱۴۰۴/۱۰/۴
در برنامه امروز سینمای اعتراض نگاهی میکنیم به فیلم سرخ و سیاه به کارگرانی جری لاندن.
فیلم سرخ و سیاه روایتی از زندگی کشیش کاتولیک ایرلندی مانسینیور هیو اوفلاهرتی است که جان هزاران یهودی و اُسرای متفقین را در در جریان جنگ جهانی دوم نجات داد. شبکه سیبیاس بیش از ۵۰۰٬۰۰۰ نسخه از فیلمنامه سرخ و سیاه را میان دانشآموزان دبستانی و دبیرستانی در سراسر کشور توزیع کرد تا در کلاسهای درس با صدای بلند خوانده شود و علاقه دانشآموزان به زبان انگلیسی و تاریخ را برانگیزد.
در سپتامبر ۱۹۴۳، ارتش آلمان پس از تسلیم ایتالیا به متفقین، رم را اشغال کرد. پاپ پیوس دوازدهم با ژنرال مکس هلم و رئیس پلیس رم، سرهنگ دوم هربرت کاپلر، دیدار کرد. ژنرال توضیح داد که نیروهای آلمانی، عمدتاً از واحدهای وافن اساس، رفتار درستی دارند و توضیح داد که بیطرفی واتیکان محترم شمرده میشود. سپس سرهنگ نگرانی خود را از احتمال تلاش زندانیان فراری متفقین برای پناه بردن به واتیکان ابراز کرد و درخواست اجازه برای کشیدن خط سفید در میدان سنت پیتر را کرد تا میزان حاکمیت واتیکان را نشان دهد. پاپ به اشغال رم توسط نیروهای ورماخت آلمان اعتراضی نکرد، اما وقتی دو افسر ارشد اساس آنجا را ترک کردند، از پنجره دید که کشیدن خط سفید از قبل شروع شده است.
در مقابل کاپلر، مونسینور اوفلاهرتی، کشیش واتیکانی متولد ایرلند، قرار دارد که یک سازمان زیرزمینی تأسیس کرده است که پناهگاه امن و مسیرهای فرار را برای اسرای جنگی فراری، یهودیان و پناهندگان در رم فراهم میکند. اوفلاهرتی در این کار توسط افراد دیگری، از جمله افراد محلی مانند فرانچسکا لومباردو و دخترانش گیلیا و امیلیا، و روحانیون و اعضای هیئت دیپلماتیک واتیکان، یاری میشود. نازیها تلاش میکنند تا این گروه را نابود کنند، اما کاپلر از موفقیتهای اوفلاهرتی، به دلیل زیرکی، تغییر قیافه و زیر پا گذاشتن محدودیتهای بیطرفی واتیکان، ناامید میشود. اساس با رهبران شورای یهودیان رم، که نازیها آنها را به عنوان واسطه بین آنها و یهودیان تشکیل داده بودند، ملاقات میکند و قول میدهد که اگر این رهبران ۱۰۰ پوند طلای خالص و ۱ میلیون لیره ایتالیایی ارائه دهند، از یهودیان رم محافظت خواهند کرد. اوفلاهرتی هر دو را ارائه میدهد، اما کاپلر قول خود را زیر پا میگذارد و یهودیان را به اردوگاههایی که به گفته او وجود ندارند، تبعید میکند.
کاپلر که با شکستهای مداوم مواجه میشود، شروع به ایجاد یک انتقام شخصی از اوفلاهرتی میکند، زیرا کشیش توسط واتیکان محافظت میشود. با وجود تلاشهای اوفلاهرتی، کاپلر موفق میشود بسیاری از اسرای جنگی فراری را دوباره دستگیر کند، بسیاری از یهودیان را به اردوگاههای مرگ تبعید کند و عموم مردم را مورد استثمار و ستم قرار دهد. تعدادی از دوستان اوفلاهرتی نیز دستگیر یا کشته میشوند، از جمله پدر مورسیگن. خود اوفلاهرتی هدف یک سوء قصد به تحریک کاپلر قرار میگیرد، که با این حال به دلیل مهارتهای بوکس کشیش شکست میخورد. سازمان نجات نیز تقریباً از هم میپاشد زمانی که یک سرباز آمریکایی، جک، عضو کمیته سازمان دستگیر و دفترچه رمز او توقیف میشود. با این حال، این گروه میتواند به سرعت بقیه افراد مخفی شده را قبل از اینکه کاپلر و افرادش آنها را پیدا کنند، فراری دهد. اوفلاهرتی همچنین میتواند با فریب کاپلر برای دادن امضای خود، جک را از زندان آزاد کند، وانمود کند که میخواهد در اپرا از او امضا بگیرد. اوفلاهرتی از آن برای جعل فرم ترخیص استفاده میکند. سپس سازمان دوباره فعالیت خود را از سر میگیرد و موفق میشود جان بسیاری را نجات دهد.
