گزیده ای از سخنان مجاهدین دراشرف۳ ـ از اشرف تا تهران جنگنده و خروشان
۱۴۰۰/۹/۱۰
گزیده ای از سخنان مجاهدین دراشرف۳ ـ از اشرف تا تهران جنگنده و خروشان ـ ۱۰آذر۱۴۰۰
گزیده از سخنان خواهر مجاهد مرضیه نوری
باسلام به همه اشرفیان واشرف نشانان درسراسرجهان که با ایستادگی خود تون جوهر وپیام دادخواهی را به گوش جهانیان رسوندید
خاطرات دوران زندان اگرچه بسیار تلخ و سنگین است اما دلاوریها و مقاومتهای خواهران وبرادران قهرمانم در زندان همیشه برایم خیلی انگیزاننده بوده و هست هرچند آمران وعاملان قتل عام بیش از ۳۰ساله تلاش کردند این جنایت رو پنهان نگه دارن اما امروز دراعتلای جنبش دادخواهی، شاهد رژه لشکر سربداران ۶۷هستیم.
مرضیه نوری هستم. ۲تیر۶۰دستگیر شدم و چهار سال در زندانهای اوین و دیزل آباد کرمانشاه زندانی بودم. در سلول انفرادی شکنجهگری بنام حاج بهرام مستمرا روی خانواده ام فشار می آورد تا مرا وادار به لو دادن بقیه مجاهدین کند. اما هیهات ازذلت دادیارزندان عبدالرضا مصری، نماینده فعلی مجلس اخوندها، تهدید کرد بخاطر عدم همکاری حکم تو اعدامه.....................
گزیده از سخنان برادر مجاهد محسن صدیقی
با سلام به همه خواهران و برادران
وبا درود به خواهر مریم پرچمدار جنبش دادخواهی
من محسن صدیقی در بهمن ۵۹دستگیر شدم و به جرم فروش نشریه مجاهد بهمدت دو سال در زندانهای بابل وقزلحصار و اوین زندانی بودم
لاجوردی جلاد وداوود رحمانی دژخیم در ده مرداد سال۶۰- ۹زندانی هم بندم را که همگی در فاز سیاسی دستگیر شده و به حبس های از ۶ماه تا سه سال محکوم شده بودند در یک قتلعام جمعی در زندان اوین قتلعام کرد. حسین شاهمیری که جز این ۹مجاهد خلق بود دربازجوییاش در پاسخ به لاجوردی جلاد گفته بود: تو ما را آوردی به قربانگاه، تومیتوانی ما را بکشی ولی نمیتوانی فرهنگ مجاهد را از بین ببری.
درود به این ۹شهید قهرمان مجاهد خلق.............................
گزیده از سخنان خواهر مجاهد زهرا میرسیدی
عشق اگر عشق است غوغا میکند
بله عشق غوغا میکند و آن عاشقان سر بدار شده سال ۶۷غوغایی بپا کردند که طنین آن برای همیشه در تاریخ ما ماندگار است.
آن عاشقان شرزهای که با شب نزیستند،
آن قهرمانان سربدار در تابستان۶۷ که شب سیاه و ظلمانی خمینی دجال را برنتابیده و بر سر آرمان آزادی یک خلق ایستادند و بر سر مواضع مجاهدی خود پای فشردند. بذرهای اخگرانی شبسوز که شب سیاه و تاریک میهن ما را ورق زدند. در یک کلام انسانیت و مجاهدت را برای خلق و تاریخ ما معنی کردند. ما به آنان سرفرازیم و به خود میبالیم که چنین نسلی مقاوم و سرفراز بر تارک تاریخ میهن ما میدرخشند و قیمت نه تاریخی خود را به حکومت فاسد و جنایتکار ولی فقیه دادند.
این روزها که محاکمه دژخیم حمید نوری برگزار میشود هر روز بیشتر از روز قبل این واقعیت را به ما نشان میدهد که در این دادگاه، ۲ قطب اصلی وجود دارد: مجاهدین و رژیم. هر جمله این دژخیم مرزبندی دشمن بر سر کلمه سرخ مجاهد خلق را بیش از پیش آشکار میکند. کلمهای که دژخیم حمید نوری و دژخیمانی چون پورمحمدی، رئیسی جلاد و اشراقی و فلاحیان و سایر سران این رژیم پابگور حتی از بیان آن وحشت دارند، و لرزه بر اندام آنها و نظام پوسیدهشان میاندازد...................
گزیده از سخنان برادر مجاهد اکبر کاظمی
اکبرکاظمی هستم تیر سال۶۰ که هنرجوی سال دوم هنرستان و ۱۶ساله بودم توسط سپاه لاهیجان دستگیر شدم، ۷سال درزندانهای سپاه و مالک اشتر لاهیجان و زندانهای اوین و قزلحصار زندانی بودم و ابتدای تیر سال۶۷ پس از ۷سال از زندان آزاد شدم.
۱۰نفر از خانواده و نزدیکانم که هواداران مجاهدین خلق بودند به شهادت رسیدند از جمله برادرم مجید کاظمی وبستگانم، از خانواده محمد نژاد ۵نفر فریدون، مهدی، محمد، هادی و سیده اقدس میرحسینی مقدم معروف به طاهره همسر فریدون،
و از خانواده موسی پور سهنفر بنامهای سیما، فرهاد و بهمن موسیپور و سیاوش آذرمی ۱۷ساله. مجاهدینی که با پیروی از سردار آزادیخواه گیلان میرزا کوچک خان، مسیر آزادی وفدای بیکران را تا نهایت طی کردند.
درسالهایی که زندان بودم شقاوتهای بسیاری، از عاملان نظام جهل و جنایت خمینی دیدم اما میخواهم شمهای از جنایتهای مزدوران ومقاومتهای قهرمانان لاهیجان را بیان کنم ............
مطالب مرتبط
نامه ۱۰۰قهرمان ورزشی به دبیرکل و شورای امنیت مللمتحد بهمنظور محاکمه عاملان قتلعام۶۷
