جنایت سبعانه رژیم و تبدیل مزار هزاران شهید دهه ۶۰ به پارکینگ با مجوز «مسئولان»

اعتراف معاون شهردار جنایتکار و دزد خامنه‌ای در تهران

به تخریب مزار هزاران مجاهد شهید در قطعه ۴۱ بهشت زهرا

‌گودرزی معاون زاکانی شهردار دزد رژیم در تهران -۲۸ مرداد ۱۴۰۴:

قطعه ۴۱ که منافقین اوایل انقلاب اونجا دفن شده بودن خب همینجوری مونده بود ما پیشنهاد کردیم به دوستانی که متولی هم هستن و بعدم شورای تأمین که خب این قطعه ۴۲ مردم دارن میرن و میان و ما اونجا نیاز پارکینگ داریم اینم که همینطوری مونده اجازه بدید ما آماده پارکینگش بکنیم اجازه رو گرفتیم و انجام دادیم

 

مسعود رجوی -۲۹مرداد ۱۴۰۴

مسعود رجوی ۲۹ مرداد (1) 

======================================

اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

اعتراف معاون شهردار تهران به تبدیل مزار هزاران شهید دهه ۶۰ به پارکینگ با مجوز «مسئولان»

پاکسازی آثار جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی ادامه این جنایت است و خامنه‌ای و دیگر سردمداران رژیم باید مواخذه شوند

 

روز ۲۰ مرداد ۱۴۰۴ دبیرخانه شورای ملی مقاومت از تخریب و صاف کردن قطعه ۴۱ بهشت زهرا، مزار هزاران شهید مجاهد خلق که در سال ۱۳۶۰ به دست دژخیمان خمینی به‌شهادت رسیده‌اند خبر داد و تأکید کرد از بین بردن آثار نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت، مشارکت در این جنایتهای سبعانه است.

۸ روز بعد روز ۲۸ مرداد ۱۴۰۴ داود گودرزی، معاون شهردار تهران، در یک توجیه و در عین‌حال یک اعتراف بی‌شرمانه گفت: «قطعه ۴۱ همین‌طوری مانده بود و ما نیاز به پارکینگ داشتیم، از مسئولان مجوز گرفتیم و آن را تبدیل به پارکینگ کردیم» (سایت دیده‌بان ایران – ۲۸ مرداد ۱۴۰۴). این اعتراف وقیحانه نشان‌دهنده دخالت بالاترین مقام‌های حکومتی جهت محو آثار جنایت علیه بشریت است. واژه «مسئولان» در فاشیسم دینی اشاره روشنی به خامنه‌ای یا مقام‌های نزدیک و مرتبط با اوست.

مقاومت ایران پیش از این بارها اعلام کرده است که رژیم به‌طور سازمان‌یافته درصدد نابودی مزار شهیدان دهه ۶۰ است.

در اطلاعیه ۶ تیر ۱۳۹۶ دبیرخانه آمده است: «رژیم آخوندی در تبریز به تخریب مزار مجاهدین اعدام شده در دهه ۶۰ و به‌ویژه شهیدان قتل‌عام سال ۶۷ در گورستان وادی رحمت دست‌زده است. تاکنون مزار ۷۵ تن از شهیدان از جمله شهید اکبر چوپانی و ثریا ابوالفتحی که در حالی‌که باردار بود اعدام شد تخریب شده است».

در این اطلاعیه هم‌چنین آمده است: «ماه گذشته در مشهد نیز، گورهای جمعی شهیدان مجاهد خلق در گورستان بهشت رضا تخریب شد. هم‌چنین در اهواز دژخیمان به‌منظور از بین بردن مزارهای شهیدان اقدام به تعریض جاده کردند. در جریان خاکبرداری از زمینهای انتهای فاز ۲ پادادشهر و بلوار بنکدار اهواز آثار اجساد تلنبار شده در یک گور جمعی که با سیمان پوشیده شده بود٬ نمایان شد. عوامل رژیم به‌سرعت گورهای جمعی را با خاک پوشاندند و به‌عملیات تعریض خیابان ادامه دادند»

در اطلاعیه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ آمده است: «فاشیسم دینی حاکم بر ایران در یک جنایت ضدانسانی قصد دارد با نابود کردن مزار شهیدان قتل‌عام سال ۱۳۶۷ در گورستان خاوران، آثار این جنایت بزرگ علیه بشریت را محو سازد».

پروفسور جاوید رحمان گزارشگر وقت ملل متحد درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران در گزارش خود در ۲۷ تیر۱۴۰۳ اعدامهای ۱۳۶۰ را مصداق «جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی» توصیف کرد و از کشورهای عضو سازمان ملل متحد خواست تا از صلاحیت قضایی جهانی برای تحقیق، صدور حکم بازداشت و تعقیب افراد دست‌اندرکار این جنایت استفاده کنند. وی هم‌چنین تأکید کرد: کسانی که دستور ارتکاب این جنایتها را داده و یا آنها را ادامه دادند هم‌چنان در حکومت باقی مانده‌اند.

مقاومت ایران با تأکید بر این‌که تخریب مزارهای شهیدان به دستور خامنه‌ای و دیگر سردمداران رژیم صورت می‌گیرد و با توجه به این‌که طبق قوانین بین‌المللی از بین بردن آثار نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت به‌مثابه ادامه و مشارکت در این جنایتها به‌شمار می‌رود، ملل متحد و ارگانهای ذیربط را به اقدام فوری برای جلوگیری از ادامه تخریب مزار شهیدان و قرار دادن مسئولان این جنایتهای سبعانه در برابر عدالت فرامی‌خواند.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۲۹ مرداد ۱۴۰۴

===================================

اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

تخریب و صاف کردن قطعه ۴۱بهشت زهرا، مزار هزاران مجاهد شهید به دستور خامنه‌ای

از بین بردن آثار نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت، مشارکت در این جنایتهای سبعانه است

اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران - ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

 

رژیم ضدبشری آخوندی به دستور خامنه‌ای در یک اقدام جنایتکارانه، برای از بین بردن آثار نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت، قطعه ۴۱ بهشت زهرا را که مزار هزاران مجاهد خلق که در سال ۱۳۶۰ به‌دست دژخیمان خمینی به‌شهادت رسیده‌اند، در آن قرار دارد تخریب کرده و با ماشین‌آلات سنگین آنان را صاف سازی می‌کند. مأموران مافیای ترور و جنایت آخوندها (وزارت اطلاعات) در صحنه حضور دارند و از نزدیک شدن مردم به این قطعه جلوگیری می‌کنند.

این قطعه از ۴۰ سال پیش همواره تحت نظارت و کنترل نیروهای سرکوبگر رژیم قرار داشت و رفت و آمد به آن را کنترل می‌کردند، از همان زمان همواره مأموران رژیم آخوندی سنگهای مزار مجاهدین را می‌شکستند و یا مورد اهانت قرار می‌دادند، قسمتهایی از این قطعه را هم تخریب کرده بودند، اما حالا قصد نابودی کامل این قطعه و پاک کردن آثار جرم را دارند.

پروفسور جاوید رحمان گزارشگر وقت ملل متحد درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران در گزارش خود در ژوئیه ۲۰۲۴ اعدامهای ۱۳۶۰ را مصداق «جنایت علیه بشریت و نسل کشی» توصیف کرد و از کشورهای عضو سازمان ملل متحد خواست تا از صلاحیت قضایی جهانی برای تحقیق، صدور حکم بازداشت و تعقیب افراد دست‌اندرکار این جنایت استفاده کنند.

وی هم‌چنین تأکید کرد: «کسانی که دستور ارتکاب «جنایات فجیع» که جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی محسوب می‌شوند، به‌طور خاص در سالهای ۱۹۸۰-۱۹۸۱ و ۱۹۸۸، و آنها را ادامه دادند در دولت باقی مانده‌اند»

مقاومت ایران با تأکید بر این‌که طبق قوانین بین‌المللی از بین بردن آثار جرم در نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت به‌مثابه ادامه و مشارکت در این جنایتها به‌شمار می‌رود، ملل متحد و ارگانهای ذیربط را به اقدام فوری برای جلوگیری از ادامه تخریب مزار شهیدان و قرار دادن مسئولان این جنایتهای سبعانه در برابر عدالت فرا می‌خواند.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

۲۰ مرداد ۱۴۰۴

=================================

طبق آمار و ارقام ارائه شده توسط گروه‌های تحقیقاتی مستقل ظرفیت قطعه ۴۱ در بهشت زهرا حداقل ۹۵۰۰ قبر بوده است.

رادیو فردا رازگشایی از قطعه ۴۱بهشت‌زهرا؛ مرموزترین مدفن اعدام‌شدگان جمهوری اسلامی-۱۶/خرداد/۱۴۰۲

 

تعداد قبور در قطعه ۴۱ :

قطعه ۳۵ دارای ۱۷۰ ردیف و ۵۸ شماره است، بنابراین باید ۹۸۶۰ قبر داشته باشد. با کسر بریدگی گوشه‌هایش، ظرفیت واقعی این قطعه ۹۴۸۵ قبر است که همین عدد را می‌توان برای قطعه ۴۱ نیز در نظر گرفت. پس از کسر مساحت سرویس بهداشتی و ساختمان قدیمی ۱۴۰ متری داخل قطعه ۴۱ می‌توان، با اندکی احتیاط، ظرفیت کامل این قطعه را ۹۵۰۰ قبر در نظر گرفت.

تبدیلِ بی‌دلیلِ خیابان بین قطعات ۲۴ و ۴۱ به بلوار و نیمه‌مدفون بودن آخرین شماره‌های سالم در قطعه ۴۱ (شماره ۵۵ به بعد) زیر تلی از خاک، این احتمال را ایجاد می‌کند که برخی قبرهای قطعه ۴۱ در هنگام تبدیل خیابان به بلوار زیر خاک و آسفالت مدفون شده باشند.

===============================

در بارهٔ هویت‌زدایی و خشونت‌پرهیزی

مسعود رجوی-۳۰ تیر ۱۴۰۲

 

کتاب قطور شهیدان آزادی سخن می‌گوید. هر چند که در سانسور قرن، بنا بر سرپوش گذاشتن است. از زندانها و اعدام‌های دهه ۶۰ و سربه‌دارانش می‌گویند. ولی معلوم نیست چه کسانی بودند و چه می‌گفتند و چه می‌خواستند؟ اشباح بودند یا هویت مشخصی داشتند؟ خشونت‌گر و خشونت‌گرا بودند یا به دفاع از حقوق مردم‌شان و شرافت آرمانی و میهنی خود برخاسته بودند؟ چرا صد صد و هزار هزار جان فدا کردند؟ چرا؟ با کدام آرمان و کدام شعار؟ آیا راه آتشین آنها غلط بود؟ آیا باید تسلیم می‌شدند؟ آیا باید خواب و سراب اصلاحات می‌دیدند؟ آیا باید هیزم‌کش تنور جنگ ضدمیهنی با شعار فتح قدس از طریق کربلا می‌شدند؟ آیا باید به احضار ارواح محمدعلیشاه و رضا شاه می‌پرداختند؟! آخر بگویید زنگوله سرنگونی را چه کسی و چگونه و با چه استراتژی و کدام تاکتیک می‌خواهد به گردن این رژیم درنده و وحشی بیندازد؟ از دورهٔ گذار بسیار شنیدیم اما نفهمیدیم چگونه باید از این رژیم گذر کرد؟ فقط فهمیدیم که باید ”مؤدب“ و عاری از ”خشونت‌“ باشیم!

ولی آیا این‌همانی قهر انقلابی با خشونت که چاقوکشی و دعواهای شخصی و قبیله‌ای را هم شامل می‌شود، منصفانه و عادلانه است و وجدان آدمی آن را می‌پذیرد؟ چگونه است که عملکرد آتشین امثال نوید افکاری، محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، مهدی کرمی و محمد حسینی را محکوم می‌کنند اما وقتی که آنها به‌شهادت می‌رسند برای عقب نماندن از قافله اشک تمساح می‌ریزند و حتی قربان‌صدقه می‌روند؟! لیکن در هر حال شلاق‌کش کردن مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی با برچسب خشونت‌گرایی برای کسب رضایت ملا ادامه می‌یابد.

البته بورژوازی و سوسیال رفرمیسم می‌تواند قهر انقلابی را که به‌گفته مارکس ”قابلة هر جامعهٔ کهنی است که آبستن جامعه‌یی نوین باشد“ محکوم کند و یا از آن بگریزد. اما انگ ”خشونت“ خواه و ناخواه رله کردن خواست رژیم است.

ابراهیم یزدی رابط خمینی با ”شیطان بزرگ“ قبل از مرگش صحبت با خمینی در مورد مبارزه مسلحانه قبل از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی را بازگو کرد. یزدی گفت: ”ما راجع به جنگ مسلحانه صحبت داشتیم. در تیر ماه ۵۶ بعد از مراسم خاکسپاری شریعتی من به نجف رفتم و با ایشان صحبت فراوانی کردم. در آنجا ایشان با جنگ مسلحانه مخالف بود. علت را هم این می‌دانست که در یک درگیری مسلحانه، سازمانهای سیاسی- نظامی جلو می‌افتند، چرا که آنها تشکیلات دارند، اگر ما بخواهیم مبارزه را به این نقطه برسانیم آنها برنده می‌شوند و ما مجبور به تبعیت خواهیم شد“ . مجدداً با تخطی عمدی از دستور زبان فارسی، آیا ”ارتجاع کردن“ به جای انقلاب کردن را می‌بینید؟ محصولش هم صرف مکرر در مکرر فعل ماضی و همان بازگشت به ماقبل خمینی است.

چه خوب بود اگر رژیم خمینی اصلاح‌پذیر بود و یا گذار از آن نیازمند قهر و آتش نمی‌بود. ولی مگر استراتژی رویارویی با این رژیم را ما ابداع و تعیین می‌کنیم؟ اگر ما اختراع کرده‌ایم باید به دور انداخت. ما فقط می‌توانیم قانونمندی و خط مشی را جستجو و کشف و فهم کنیم. ارتش آزادی با کانون‌ها و شهرهای شورشی از همین جستجو ناشی شده و نه از خواست و خوشآمد یا طبیعت ”خشونت‌گرا“ ی ما. اگر به خواست ما بود کاش از روز اول همه چیز با خیر و خوشی از سر می‌گذشت و شاه سلطان ولایت، خودکامه و خون‌ریز و آزادی‌کش نمی‌بود.

 

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط