بخوان بنام گل سرخ ـ شماره۸۵ ـ مجاهدین شهید ماه مریم صدرالاشرافی و داریوش همتی

مجاهد شهید ماه مریم صدرالاشرافی از سرایندگان سروده‌های مقاومت بود:

بر دیوار نوشتم

٬٬ مجاهد می‌فروشم ٬٬

بر ورقی نوشتم

٬٬ مجاهد می‌خوانم٬٬

و بر قلبم نوشتم

٬٬مجاهد را تنها نمی‌گذارم ٬٬

٬٬ مجاهد را حمایت می‌کنم٬٬

و آنگاه آشکارا بر زبان آوردم

٬٬ مجاهد تو را الگو قرار می‌دهم٬٬

٬٬ مجاهد راهت را ادامه می‌دهم٬٬

٬٬ راه پاک شهیدانت را٬٬

(بخشی از شعر «بر دیوار» سروده‌ٔ مجاهد شهید مریم صدرالاشرافی در تاریخ ۱۱فروردین ۱۳۵۹)

روز ۸ خرداد سال۶۱ مشهد شاهد صحنه‌ای دیگر از شقاوت و پلیدی امام رذالت پیشگان، خمینی ضدبشر و سرسپردگان مزدورش بود.

شکنجه‌گران و بازجویان جنایتکار رژیم خمینی که نتوانسته بودند مقاومت میلیشیای قهرمان مریم صدرالاشرافی را به ر غم ۸ماه شکنجه درهم بشکنند و او را وادار کنند تا با ابراز ندامت و محکوم کردن مجاهدین از آرمانهای انقلابی خویش روی بگرداند، او را به جوخه اعدام سپردند.

هنگامی‌که حکم اعدام مریم را به او ابلاغ کردند، او هم‌چنان قهرمانانه بر آرمانهای انقلابی و توحیدی‌اش پای فشرد در برابر مرگ لبخند زد و با پیکری مجروح و درهم شکسته که پس از هشت ماه شکنجه‌ٔ مداوم (از ۱۱مهر ۶۰ تا ۱۱خرداد سال۶۱) در حالی‌که به‌شدت ضعیف شده بود و به سختی راه می‌رفت، به پای چوبه‌دار شتافت و با فریاد ٬٬ زنده باد آزادی٬٬، ٬٬ درود یر مجاهدین ٬٬، ٬٬ مرگ بر خمینی٬٬ قهرمانانه بر فراز دار به‌شهادت رسید.

از مجاهد شهید میلیشیای قهرمان مریم صدرالاشرافی اشعاری نیز باقی مانده است که در این شماره یکی از سروده‌های وی با نام ٬٬ بدرخش٬٬ را ملاحظه می‌کنید.

بدرخش

ای ستاره‌ٔ تابان تا جهانیان بدانند که خورشید تابان

هم‌چون ستاره‌ای سرخ همیشه نمایان می‌شود

چونان گلی سرخ و ابرهای تیره وتار

گل سرخ انقلاب هرگز نمی‌توانند چهره‌ٔ زیبایش را پنهان کنند

هم‌چون مجاهدان، از مهدی و صدها گل سرخ دیگر بدرخش تا از تو روشنایی گیریم

نه نشستگان دیروز و عافیت‌جویان امروز ای امید بلند و تابان ما

بدرخش!

داریوش همتی در سال ۱۳۳۸، در آبادان به دنیا آمد. تحصیلاتش را تا گرفتن دیپلم در آبادان پشت سر گذاشت. او قصد داشت پس از پایان تحصیلات دبیرستانی، برای تحصیلات دانشگاهی به خارج از کشور برود و آماده‌سازی‌هایی هم انجام داده بود اما با آغاز قیام عظیم مردمی برعلیه دیکتاتوری پهلوی در سال ۱۳۵۶ و به‌خصوص پس از فاجعه سینما رکس آبادان، از تصمیم خود منصرف شد و برای شرکت در قیام مردم ایران، در ایران باقی ماند و حضوری فعال در تظاهراتها داشت.
داریوش با مطالعاتی که از همان سال ۱۳۵۶ داشت و هم‌چنین آشنایی بیشتر که با نام و آرمان سازمان در جریان قیام پیدا کرد، به یکی از هواداران پرشور سازمان تبدیل گردید.
پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۸ به‌عنوان دیپلم وظیفه به سربازی رفت و در لشکر ۹۲ زرهی سازماندهی شد. وی یکی از هواداران سازمان در پادگان اهواز بود. وی در ارتباط با بخش محلات در منطقه راه‌آهن اهواز قرار داشت و زمانی که در پادگان بود در کار توزیع نشریه مجاهد در بین پرسنل ارتش و تبلیغ آرمانهای مجاهدین فعال بود. با شروع جنگ ایران و عراق به‌طور کامل در بخش نظامی سازمان سازماندهی شد.
وی در میان همرزمان و دوستانش به‌دلیل اخلاق و منش انقلابی و صمیمیت و مایه‌گذاری برای دیگران، بسیار محبوب بود
داریوش پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه انقلابی بر علیه دیکتاتوری ولایت فقیه، از آنجا که مسئولیت انبار تسلیحات پادگان ارتش را به‌عهده داشت، طی چند فقره عملیات شجاعانه، اقدام به تأمین سلاح و مهمات برای واحدهای عملیاتی سازمان نمود.
وی هم‌چنین در یکی از عملیات‌های موفق علیه پاسداران جنایتکار خمینی شرکت داشت.
به‌دنبال همین فعالیت‌ها و موج دستگیری هواداران سازمان در اهواز، وی نیز در مرداد ۱۳۶۰، دستگیر و به زندان کارون اهواز منتقل شد اما به‌دلیل این‌که رژیم هنوز اطلاعات کاملی از فعالیت‌های او را نداشت به ۱۰ سال زندان محکوم شد. در عید سال ۱۳۶۱، این محکومیت به ۵ سال کاهش یافت.
وی به‌عنوان یکی از اعضای اصلی تشکیلات داخل زندان، در ایستادگی و مقاومت در برابر فشارها و شکنجه‌ها، زبان‌زد همبندیهای مجاهدش بود.
مدتی بعد، مأموران رژیم، پس از بازدید و بازرسی از انبار سلاح لشکر ۹۲ زرهی اهواز، متوجه کمبود سلاح و مهمات در انبار شدند. آنها پس از بازجویی از مسئول جدید انبار تسلیحات لشکر، فرمانده گردان را بازداشت کرده و با اطلاعاتی که به‌دست آوردند، به نقش داریوش به‌عنوان مسئول قبلی انبار تسلیحات لشکر پی بردند و همین باعث شد که روند پرونده وی عوض شود.
پس از این واقعه، دژخیمان خمینی، داریوش را در زندان کارون زیر بازجویی و شدیدترین شکنجه‌ها قرار دادند، اما با مقاومت جانانه وی مواجه شدند.
سرانجام دژخیمان خمینی که در برابر عزم و اراده این مجاهد دلیر مستأصل شده بودند، داریوش قهرمان را در ۸ خردادماه سال ۱۳۶۲، به جوخهٔ اعدام سپرده و به‌شهادت رساندند.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط