سالگرد هلاکت قاسم سلیمانی قاتل مردم ایران و خلقهای عراق، سوریه، یمن و لبنان
۱۴۰۱/۱۰/۱۳
سالگرد هلاکت قاسم سلیمانی سرکردهٴ لشکر ۴۱سپاه در عملیات فروغ جاویدان
سرکردهٴ نیروی تروریستی قدس، جلاد مجاهدین در قتلعام اشرف و حملات به لیبرتی، قاتل مردم ایران و خلقهای عراق، سوریه، یمن و لبنان
سخنان خانم مریم رجوی ـ ۲۱ دی ۱۳۹۸
در اوضاعی که جامعه ما همچنان از گلگونشدن سراسر ایران از خون بیش از ۱۵۰۰جوان مظلوم، در تب و تاب است، هلاکت مهمترین سرکرده سپاه جرار خامنهای به دست آمریکا یک ضربه جبرانناپذیر به رأس رژیم بود که قیام خونین آبانماه مردم ایران و قیامهای مردم خاورمیانه بهویژه خونفشانیهای مردم عراق، زمینهساز آن بوده است. رژیم برای فرار از قیام آبان به بحرانسازی خارجی پناه برد. اما بهدست خود آتشی را برافروخت که بهسرعت سردمداران خودش را بهورطه نابودی کشاند.
در حقیقت، این جوشش خونهای شهیدان قیام است که گریبان رژیم را گرفته است و این سوز دل مادران و پدران ۱۵۰۰شهید است که قاتلان حاکم را محاصره کرده است.
او یک تنه تمام تبهکاری و شقاوت رژیم را نمایندگی میکرد و همه جناحها و دستهبندیهای درونی حکومت در حمایت از او اشتراک عمل داشتند.
اما این پاسدار دژخیم چگونه عملاً در مقام شماره دو بلامنازع رژیم قرار گرفت؟ او در همه مراحل کارش با درندهخویی در حال خونریزی و آدمکشی بود.
قتلعام اشرف در ده شهریور ۹۲، با اعدام وحشیانه ۵۲مجاهد خلق و به گروگان گرفتن هفت مجاهد دیگه حتماً که همه شما اون رو بهیاد دارید. آن کشتار توسط همین دژخیم طراحی و فرماندهی شد.
سهروز بعد از اون، اون برای دادن گزارش ارتکاب جنایت در مجلس خبرگان ارتجاع حاضر شد و گفت: «این قضیه مهمتر از مرصاد بود».
قبل و بعد از آن قتلعام نیز، او مسئول اصلی بیش از ۹۰رشته جنایت تروریستی است که علیه مجاهدین و اشرفیها در خاک عراق صورت گرفته است. از حمله موشکی به قرارگاه فائزه در اول تیر ۷۶ تا موشکباران لیبرتی در هفت آبان ۹۴ که بهشهادت ۲۴ مجاهد خلق منجر شد. کشتار مجاهدین با تیر و تبر در شش و هفت مرداد ۸۸ با ۱۳ شهید و حمله به اشرفیها با هاموی و شلیک مستقیم با ۳۶شهید در ۱۹فروردین سال ۹۰، همه و همه با دخالت مستقیم او بوده است. از این حیث او بهراستی سمبل تمامعیار رژیم ولایت فقیه بود و هلاکتاش نیز یکی از نشانههای پایان کار این رژیم است.
قاسم سلیمانی نماد استراتژی صدور ارتجاع و تروریسم رژیم ولایت فقیه بود. او قاتل مردم سوریه و قاتل مردم عراق بود. کشتار و ویرانی سوریه و عراق توسط رژیم ولایت فقیه و به گروگان گرفتن حیات سیاسی و اجتماعی مردم لبنان و به جنگ کشاندن یمن همه به کارگردانی او صورت گرفته است.
بههمین دلیل آن دسته از جریانها و طرفهای سیاسی اعم از ایرانی و غیرایرانی که منفعت خود را در ادامه رژیم میبینند، از هلاکت سردژخیم، سلیمانی برآشفتهاند.
آنها از نقض قوانین بینالمللی یا نقض موازین حقوقبشر و یا بهخطر افتادن صلح اظهار نگرانی میکنند.
اما بهروی خودشان نمیآورند که چرا از حقوقبشر بیش از ۱۵۰۰جوان و نوجوان ایرانی که همین چند هفته پیش توسط ولیفقیه اون هم ولیفقیه قاتل و همین سلیمانی جلاد و آدم کش پرپر شدند، حرفی نمیزنند. آیا آن ۱۲هزار نفری که در این مدت دستگیر و شکنجه شدند، حقوقبشر ندارند؟
آیا دخالت ویرانگر رژیم در کشورهای منطقه برخلاف موازین بینالمللی و نقض حاکمیت ملی این کشورها نیست؟
آیا قتلعام مکرر مجاهدین در اشرف و لیبرتی که به فرمان خامنهای و توسط همین سردژخیم صورت گرفت، نقض حقوقبشر نبود؟
حقیقت این است که هدف آنها نه صلح و صلحخواهی است و نه حقوق بشر. آنها نگران برچیدهشدن بساط ولایت فقیه در ایراناند.
و چنانکه مسعود گفت: «هلاکت پاسدار سلیمانی ترسیمکننده مرزهای دوست و دشمن در منطقه است. کسانی که با رژیم و قاسم سلیمانی هستند ماهیت ارتجاعی خود را برملا میکنند و نیروهای میرا و محوشونده هستند».
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
