گزارش کانونهای شورشی از دانشگاه صنعتی شریف

هر لحظه با قیام

گزارش کانونهای شورشی از دانشگاه صنعتی شریف تهران

۹ و ۱۰ مهر۱۴۰۱

بازخوانی از سیمای آزادی

من یک کانون شورشی از تهران و دانشجو هستم. امروز ساعت ۱۵۰۰ در دانشگاه شریف، بچه‌ها شروع به تظاهرات و دادن شعار کردند و در جلوی سر در دانشگاه جمع شدیم. ساعت ۱۷۰۰ درب «انرژی» خیلی شلوغ بود. در حالی که خیابان قاسمی مملو از نیرو های امنیتی بود البته آنها بدون لباس فرم بودند و چند ماشین ون هم داشتند. بچه‌ها با شور بسیار زیادی شعار می‌دادند:

مرگ بر دیکتاتور / اوین شده دانشگاه ایران شده بازداشتگاه / بسیجی برو گمشو / دانشجو میمیره ذلت نمی‌پذیره

توپ تانک فشفشه آخوند باید کشته شه / دانشگاه امنیتی نمی‌خواهیم نمی‌خواهیم / خامنه‌ای قاتله ولایتش باطله

دانشجوی زندانی آزاد بایدگردد

از آن طرف معلوم بود که آن نیروهایی که در دانشگاه و بیرون دانشگاه هستند، توجیه شده و بسیار وحشی بودند. آنها از میله‌های شمال دانشگاه با سلاح پینت بال تیراندازی می‌کردند. در نتیجه گروه بزرگی از دانشجویان به‌صورت دستجمعی به سمت دانشکده مدیریت و اقتصاد حرکت کردند. اما در پارکینگ طبقاتی دانشگاه، موتورسواران حضور یافته بودند و با پینتبال شروع به تیراندازی به سمت دانشجویان کردند. از شیوهٔ تیراندازی و هجوم متمرکزشان کاملاً روشن بود که می‌خواهند دست به سرکوب اساسی بزنند. از هر در دانشگاه می‌خواستی پاتو بیرون بزاری سریع میریزن و دستگیرت می‌کنند برایشان فرقی نداشت که استاده یا دانشجو است. در پارکینگ دانشگاه تیراندازی می‌کردند، از در دانشگاه لباس‌شخصی وارد می‌کردند. تا آنجایی که متوجه شدم، حداقل ۲۰ نفر را توانستند دستگیر کنند و ببرند. این لباس‌شخصیهای وحشی دانشگاه شریف رو احاطه کردن به‌طور مستمر شلیک می‌کردند و به‌شدت در حال سرکوب دانشجویان بودند. تعدادی از دانشجویان خواستن از پارکینگ بیرون بیایند که ۷- ۸ تا موتورسوار اومدن تو پارکینگ به سمت بچهها تیراندازی کردند. مثل این‌که از همه جا نیرو جمع کرده بودند که ما را سرکوب کنند. در بیرون دانشگاه، مردم واقعاً کمک زیادی کردند و با بوقهای ممتد ماشینهای خودشان و با اعتراضاتشان، نیروهای سرکوبگر را مقداری سردرگم کردند. به این دلیل خیلی‌هامون تونستیم فرار کنیم.

یک تجربه بگویم، در لحظاتی که چند نفر پشت همدیگر را داشتیم و حالت تهاجمی می‌گرفتیم، این لباس شخصی‌ها مثل سگهای ترسو، لحظاتی میخکوب می‌شدند.

آمدیم به منطقهٴ طرشت (شمال دانشگاه صنعتی شریف) دانشجویان در کوچه‌های طرشت پراکنده بودند. مردم خیلی کمک می‌کردند و دانشجویان را از دست لباس شخصی‌ها فراری می‌دادند. به‌رغم این‌که مزدوران به سمت خانه‌ها هم گاز اشک‌آور می‌زدند اما مردم از کمک به دانشجویان دریغ نکردند و خیلی از دانشجویان در خانه‌ها و در گاراژها پنهان شدند و لباس‌شخصیها به‌رغم تمامی تلاششان نتوانستند به خواستشان برسند واقعاً آن شب مردم خیلی کمک کردند.

زمانی که میان مردم بودم یک نفر گفت رژیم روی دانشگاه صنعتی شریف به‌خاطر چند موضوع حساس است. یکی این اسم دانشگاه شریف واقفی است که او یک مجاهد بود. هم‌چنین خانم مریم رجوی هم دانشجوی این دانشگاه بود علاوه بر آن دانشجویان طوماری امضا کرده‌اند که رژیم آن دو نخبه که دانشجوی دانشگاه صنعتی بودند را آزاد کند. یک چیزی که خیلی جلب توجه می‌کرد، روحیهٔ رزمنده و مرزبندی بچه‌ها با شاه و شیخ بود.

 

مطالب مرتبط

گزارش کانون شورشی از تهران

روایت شورشگران ـ گزارش کانون‌های شورشی

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط