مسعود رجوی- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴

مسعود رجوی- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴

پیام مسعود رجوی

۱۴۰۴/۱۲/۲۲

مسعود رجوی - ۲۱ اسفند ۱۴۰۴

 

مسعود رجوی - ۲۱ اسفند ۱۴۰۴

طفلکی «آق مجتبی» پس از یک عمر ولایت‌عهدی

از طریق تلویزیون از ارتقای خودش به مقام ولایت فقیه

و قرار گرفتن در موضع «کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم» مطلع شده است!

بنگرید شاه سلطان ولایت از راه رسیده را که در «روزگار تلخ‌تر از زهر» برای مردم ایران، بی‌امان با چند فقره چک بی‌محل، هم درصدد «دفاع مؤثر و پشیمان کننده» است و هم می‌خواهد تنگهٔ هرمز را ببندد، کشورهای همسایه را هم وادار به «تعیین تکلیف» کند، از دشمن غرامت بگیرد یا «اگر امتناع کنند» از اموال‌شان بردارد و «اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموال آنها را نابود» نماید! علاوه بر این «در مورد گشودن جبهه‌های دیگر» هم «مطالعاتی صورت گرفته» که البته چیزی جز تروریسم و گسترش جنگ‌افروزی نیست. اما نصیحت من به بچهٔ خامنه‌ای این است که فعلاً قاچ زین را بچسبد برایش بهتر است.

آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک       شنگینک و منگینک سربسته به زرینک

چون منکر مرگست او گوید که اجل کو کو         مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک

از سوی دیگر در صحنه سیاسی ایران در داخل کشور به‌وضوح می‌توان دید که خروجی و ماحصل تمام تشبثات و نمایش‌های بچهٔ شاه و سیرک‌های «جاویدشاه» و جارچیان دربار مربوطه، به جیب بچهٔ شیخ «کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم»! ریخته است. او حالا در مسابقات «صدا زدن» که بچهٔ شاه می‌پرسید غیر از من چه کسی را صدا می‌زنند، با فاصلهٔ غیرقابل قیاس، پیش افتاده و می‌تواند بگوید: در بیعت موروثی با من! وقتی در دوران اختناق که امکان رأی دادن و نظرپرسی آزادانه نیست تنها معیار مشروعیت یعنی مقاومت را کنار بگذاریم، طبعاً بچه‌های شیخ و شاه در بیعت‌های پوشالی و صدا زدنهای برنامه‌ریزی شده از یکدیگر سبقت می‌گیرند و خوشا مقاومت ایران که از سال ۱۳۶۰ در صدر برنامه شورا و دولت موقت، در ماده ۱ و ۲ تصریح کرده که وظیفه‌اش «انتقال حاکمیت به مردم ایران» است و «مشروعیت خود را تماماً از مقاومت عادلانهٔ مردم ایران علیه رژیم ارتجاعی خمینی و خونبهای رشیدترین فرزندان مجاهد و مبارز این میهن علیه دیکتاتوری و وابستگی کسب می‌کند».

در جمعبندی قیام ۴۰۱ گفتیم که یکی از مهم‌ترین محورها «نقش فوق‌العاده مخرب بچهٔ شاه با بوق و کرنای بسیار» بود. شیخ از بازی بقایای شاه به‌غایت سود برده است. در قیام دیماه ۴۰۴ هم که از روز ۷ دی شروع شده بود وقتی سر و کلهٔ بچهٔ شاه پیدا شد و برای ۱۸ و ۱۹ دی فراخوان داد، خامنه‌ای فرصت بازگشت سلطنت دست‌نشاندهٔ ضدتاریخی را برای شلیک بی‌دنده و ترمز و پهن‌کردن آن کیسه‌های سیاه و پرخون قاپید و به‌نحوی غیرمعمول در روز ۱۹ دی به صحنه آمد و گفت: «همه بدانند جمهوری اسلامی با خون چندصد هزار انسان شریف روی کار آمده، در مقابل کسانی که تخریبگرند جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد».

تا ۱۷ دی، آمار اعلام شدهٔ شهیدان در همه منابع خبری بدون استثنا، دهها تن بیشتر نبود اما پس از آن خامنه‌ای با استناد به خون‌هایی که می‌گفت، شکاف میان باندهای مختلف رژیم را بست تا با دست باز بتواند «آتش به اختیار» کند.

از آن‌سو از ۵۰هزار نظامی و امنیتی رژیم که بچهٔ شاه اعلام کرده بود به او پیوسته‌اند خبری نشد و در صحنه، باز هم جوانان شورشگر و کانون‌های شورشی بودند که می‌جنگیدند و البته درس‌های ماندگار و فراموشی‌ناپذیر هم بر جای گذاشتند. هم‌چنین مجاهدین که در روز ۴ اسفند بی‌محابا در قلب تهران به بیت‌العنکبوت خامنه‌ای زدند و رژیم با تمام توان خود سعی کرد بر آن سرپوش بگذارد تا در قیامهای بعدی مردم و شورشگران به سوی این مکان و رأس نظام سمت و سو نگیرند.

غیر از مفقودین و شهیدان پتک آتشین در بیت‌العنکبوت، کانون‌های شورشی جنگنده در قیام دیماه، بیش از ۲ هزار نفر مفقود و ناپدید دارند که معلوم نیست چه تعداد دستگیر و چه تعداد شهید شده‌اند. اسامی و مشخصات همهٔ آنها و هم‌چنین عکسها و پیام‌های صوتی یا تصویری شماری از آنها موجود است ولی تا امروز یعنی بعد از ۲ ماه به‌رغم همهٔ تلاش‌ها، خبری از آنها در دست نیست.

تکرار می‌کنیم که هم‌چون ۶۰ سال گذشته جنگ ما با ولایت و سلطنت

برای آزادی و استقلال تا پیروزی انقلاب دموکراتیک و برپایی جمهوری دموکراتیک ادامه دارد

شعار دولت موقت صلح و آزادی است

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط

مسعود رجوی- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴