تظاهرات هموطنان و یاران شورشگر در همبستگی با قیام- پاریس۲۸دی ۱۴۰۴ ـ مادر همدم
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
مادر همدم:
با سلام به همه دوستان و یاران مقاومت. من امروز میخوام در این دنیایی از خون، شعر یکی از شهدای دوازدهم دیماه سال ۶۰، یک دانشجوی ۲۰ ساله رو براتون بخونم.
غروب آفتابی در کنار ساحلی خونرنگ
یکی ساحلنشینی با دلی پردرد
نظاره مینمود آن صحنههای غم
که ناگه جو مرغان سبکبال سفیداندام خوشآوا، زدند فریاد
به پا خیز ای فروبنشسته بر خارا
شبی اینگونه ظلمانی، جدا افتادهای از صحبت یاران؟
مگر آهنگ راهت نیست؟
مگر عزم پگاهت نیست؟
مگر نشنیدهای گلبانگ طوفان را؟
به خود بنگر ای ناظر
جامهٔ فکرت سیاه آمد در این سرداب
دست ندادی شام. ات را در این دریا؟
یا از این سردابه سرد و سکوت و سخت، پر کشی آن سوی ساحلها؟
صدا نالنده پاسخ داد: ای مرغان دریایی
قصد دارم رهسپار مقصد فردای خود باشم
این ره دشوار را یکسر به پای جان بیفشانم
یا که حتی لجهام را بر دل لاله بیفشانم
ولی برگو چگونه با کدامین توشه راهم را بیآغازم؟
مرغ دریا پاسخش گفتا کهای ناظر
بایدت برگیری از تن جامه خود را
وزان پس با سبکبالی شتابی داخل دریا
سپس با آن زلالین آب بشویی همه
هر گرد و خاک تیره جان را
بدینسان اندک اندک تا شنا کردن
فراگیری و بتوانی که با عفریت پولاد شب
این خصم انسان سخت بستیزی
خلاصه گویمت ناظر
سپس با آن زلالین آب بشویی همه
هر گرد و خاک تیره جان را
بدین سان اندک اندک تا شنا کردن فراگیری
و بتوانی که با عفریت تن پولاد شب این خصم انسان سخت بستیزی
خلاصه گویمت ناظر
که ره خود گویدت باید
که تا آن سوی ساحلها فراخیزی
آری، امروز اون کبوتران سبکبال در سرتاسر دنیا و در ایران، با خون خودشون آزادی مردم ایران را امضا کردند. با خون بهترین جوونهای ما از سال ۶۰، از سال ۶۰ تا امروز. کور خواندند آنهایی که میخوان از خون جوانان ما سوءاستفاده کنند و راه قیام را بر ما ببندند. درود بر همه شما عزیزان، پاینده باشید. فریاد فریاد از این همه بیداد.
