نگاهی به ابعاد بحران معیشت مردم ایران
۱۴۰۴/۱۰/۱۱
گفتگو با مهدی موسی زاده
روزنامه نیویورک تایمز در مورد خیزش بازار تهران نوشت: افزایش مشکلات اقتصادی، ایرانیان را به خیابانها کشاند.
تظاهرکنندگان به خیابانهای تهران، و دیگر شهرهای ایران آمدند تا افزایش تورم و سقوط ارزش ریال را محکوم کنند. این وضعیت اقتصادی بازارها را به هرج و مرج کشانده و به بودجه خانوادهها آسیب رسانده است.
میخواهیم در این قسمت از برنامه به این موضوع بپردازیم. خیزش بازارتهران وبازارهای ایران یکبار دیگر موضوع معیشت مردم را در برابر انظار عمومی جهان قرار داد. سؤال این است که ابعاد این بحران به چه صورت هست؟
«پاسخ شما در یک جمله این هست که بحران اقتصادی آخوندساخته، زندگی طبیعی مردم میهن ما را به آتش کشیده و نابود کرده.
گرانی وتورم باعث نابرابری سرسامآوری بین هزینههای زندگی و درآمد مردم شده که در تاریخ وقایع اقتصادی بی نظیر هست.
در مجلس رژیم به خط فقر ۴۰ میلیونتومانی اعتراف شده، درحالیکه کارشناسان بازار کار حکومتی آن را بیش از ۵۵ میلیون تومان ارزیابی کردهاند و حتی یک کارشناس برجسته حکومتی اون رو ۷۵ میلیون تومن برای یک خانواده ۴ نفری محاسبه کرده که البته روز ۶ آبان در رسانههای رژیم منتشر شده درحالی که الان بیش از یک ماه از اون تاریخ گذشته و گرانیهای این یک ماهه هم این مبلغ را بسا بالاتر هم برده.
این که از هزینه ها و خط فقر.
و اما درآمد مردم هم که روشن هست:
جمعیت دهها میلیون نفری کارگران، کارمندان، معلمان، پرستاران ، بازنشستگان و سایر هممیهنانی که درآمد ثابت ماهانه دارند، با درآمد ماهانهای زندگی را سر میکنند که متوسط آن به ۱۵ میلیون تومن هم نمیرسه. و به این ترتیب همه این اقشار و حتی استادان شریف دانشگاهها هم در زیر خط فقر یا بهتر است بگوییم در قعر خط فقر زندگی میکنند.
بقیه اقشار مردم هم از جمله دارندگان کسب و کار و بازاریان و صاحبان کارگاهها و صنعتگران کوچک هم که در این اقتصاد ورشکسته آخوند ساخته با افزایش روزانه نرخ ارز روبرو هستند که جای ادامه کسب و کار برای هیچکس باقی نگذاشته است.
بنابراین اغراق نیست که گفتم رژیم آخوندی نه تنها معیشت مردم رو غیرممکن کرده، بلکه زندگی و هستی همه هممیهنان ما را به آتش کشیده.»
اما دیروز پزشکیان گفته که با اقدامات جبرانی مشکل معیشت مردم را حل میکند. آیا این واقعی است؟
«حرف جالبی زده. چون این آدم از روز اول که روضه ندارم ندارم برای مردم میخوند و دم از ناترازی در همه چیز میزد. و هیچ چیز هم نیست که همین آدم گرانتر نکرده باشه. حتی برای گران تر کردن هر سه ماه به سه ماه بنزین هم برنامه ریخته. پس چه اتفاقی افتاده که حالا حرف از اقدامات جبرانی مشکل معیشت مردم میزنه؟!
واقعیت این هست که پزشکیان از همون روز اول گفته که تابع منویات خامنه ای هست و همه روزه هم این رو تکرار کرده. نگاه کنیم به اینکه معنی تابع منویات بودن به لحاظ اقتصادی یعنی چی؟
پزشکیان بهتر و بیشتر از هر کسی میداند که بیش از ۸۵ درصد کل اقتصاد مملکت تحت کنترل مستقیم و یا همان منویات خامنهای هست. زیرا که یا دست دولت خودش هست یا دست سپاه هست یا دست بنیادهای آخوندی هست و یا نهادهای بیت خامنهای که اونها رو هم خود خامنهای کنترل میکنه.
به عبارت مشخص تر و دقیق تر ۱۰۰ درصد صادرات نفتی و ۷۰ تا ۸۰ درصد صادرات غیرنفتی رو همین ها انجام میدهند. پس ارز حاصل از این صادرات هم به همین ها یعنی به کنترل خامنهای و پزشکیان برمیگردد و نه هیچکس دیگر.
در زمینه واردات هم ۷۰ تا ۸۵ درصد کل واردات مملکت یعنی از گندم و برنج و روغن و نهادههای دامی و دارو و تجهیزات پزشکی و مواد واسطهای صنایع و خلاصه همه چیز و همه چیز دست خودشان است. که تازه آن ۱۵ تا ۳۰ درصد بقیه را هم عموما رانتخواران بیتی و دولتی در دست دارند. پس ارز لازم برای واردات را هم دولت و همان نهادها از محل همان ارزهای صادراتی می دهند .
دقت این آمارهایی را هم که گفتم میتوان با یک جستجوی ساده اینترنتی در رسانههای حکومتی دید و از درستی آن اطمینان حاصل کرد. بطور مثال همین عبدالناصر همتی در دوره وزارت اقتصاد صریحا اعتراف کرده است که فقط ۱۱ درصد از تجارت خارجی کل مملکت به بخش خصوصی واگذار شده است.
بنابراین خودشان نفت و همه چیز دیگر مملکت را صادر میکنند و ارز آن را که پول همین مردم است میگیرند. بعد با همان ارز، هرچه برای معیشت مردم لازم است را وارد میکنند. پس روشن است که اولا ندارم ندارم پزشکیان کشک و پوشالی بیش نیست و ثانیا همه چیز را هم در اجرای منویات خامنهای،خودش هر روز گران تر کرده و میکند.
و سوال این است که چرا؟
و این چرایی هم خیلی روشن است. خط خامنهای این است که هر روز بار معیشت روزانه را بر دوش مردم ما سنگین تر و سنگین تر کند که قیام نشود. و پزشکیان هم میداند و همین منویات را پیش میبرد.چون خامنهای کسانی را سرکار میآورد که هرچه بهتر بتوانند مردم را زیر فشار زندگی روزمره بگذارند که قیام نشود. اما حالا که اعتراضات بالا گرفتهاست و قیام شده است، میخواهند کمی سر کیسه را شل کنند تا به خیال خام خودشان، بتوانند جلوی ادامه قیام تا سرنگونی را بگیرند. و البته این هم روشن هست که ملت ما آگاهتر و هشیار تر از تصورات پزشکیان و اربابش خامنهای هستند. و اینها هم مثل شاه که گفت صدای انقلاب شما را شنیدم دیگر خیلی دیر شده است.»
