میزگرد جوانان درباره مجاهدین، رژیم آخوندی، مرزبندی نه شاه نه شیخ، آلترناتیوسازیهای دروغین و چشمانداز آینده ـ بخش اول آشنایی با مجاهدین
۱۴۰۴/۸/۱۵
سلام بر شما بینندگان سیمای آزادی. امروز گفتگویی با تنی چند از هوادران مجاهدین بحث و گفتگو داریم.
من علی فاطمی متولد ایران و تهران. سال ۸۸ از ایران خارج شدم و اوایل سال ۸۹ با مجاهدین آشنا شدم. خانواده من سیاسی نیستند و هیچگاه در خانه ما بحث سیاست نداشتیم. مسیر زندگی من از اواخر سال ۸۸ تغییر کرد و با سازمان مجاهدین آشنا شدم.
عارف نوری الان ساکن استکهلم هستم تقریبا سال ۱۴۰۱ از ایران خارج شدم. خانواده من تماما سیاسی و هوادار سازمان مجاهدین بودند. ما حتی مجاهد در خانواده خودمان داشتیم و خیلی چیزها از آنها یاد گرفتم.
من آرش مومنی هستم از اتریش آمدم و مدتی طولانیتری هست که ایران را ترک کردم. پدرم در خانواده ما هوادار سازمان مجاهدین بود و البته قدیم قبل از تولد من عمویم و فعالیتهای سیاسی داشت و هوادار سازمان مجاهدین بود که رژیم در فاز نظامی طی طرحی او را ترور کرد البته او عملیات نظامی نداشت. پدرم هم زندانی سیاسی سابق بود و خود من هم در چنین خانوادهای بودم و میشنیدم ولی دلیل هوادار شدن من پدرم نبود بلکه جریان ۶ و ۷ مرداد در اشرف بود. که چرا یک عده اینطوری دست خالی جلوی گلوله ایستادهاند که البته داستانها دارد.
احسان قرایی هستم از نروژ. من سال ۸۸ از ایران خارج شدم. مانند عارف با کلمه مجاهد از زمانی که یادم میآید آشنایی دارم پدر و مادرم هر دو زندانی سیاسی سابق بودند در انقلاب ضدسلطنتی شرکت داشتند و شروع به فعالیت و کار در قسمتهای مختلف جنبش مجاهدین کردند و به زندان افتادند و پدرم دو بار دستگیر شد. بار دوم که دستگیر شد در حالیکه حکم داشت پس از دو سال در قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ سربدار شد.
من پویا بلندمرتبه هستم. ساکن هلند شهر آمستردام. من بزرگترین افتخاری که داشتم در اشرف بدنیا آمدم. در سال ۱۹۹۱ و سی و چهار سالم است. از زمانیکه به دنیا آمدم چیزی جز مجاهدین خواهران و برادران و ارزشهایی که جای دیگر نمیتوان دید ندیده بودم. به نظر من در این مقاومت به دنیا آمدن با تجربهای که من داشتم بالاترین و بهترین تجربه و افتخار و درس زندگی بود و خوشحال هستم که در این مقاومت بزرگ شدم.
