تیرباران بنیانگذاران و اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران به دستور شاه خائن توسط جلادان ساواک
۱۴۰۴/۳/۵
تیرباران بنیانگذاران و اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران
به دستور شاه خائن توسط جلادان ساواک
و قضاییه ارتش سلطنتی در ۴ خرداد ۱۳۵۱
شهادت برزگران رهایی مردم ایران
در سحرگاه چهارم خرداد ۱۳۵۱
پس از محاکمه مخفی در بیدادگاه نظامی
تجدید عهد با حنیف کبیر
در شصتمین سالگرد بنیانگذاری
سازمان مجاهدین خلق ایران
مسعود رجوی ـ ۱۵ شهریور ۱۳۸۰
بسیاری ضربات خوردیم که در رأس همه شهادت و اعدام بنیانگذاران سازمان بود
حالا ما با نسل صد هزاران و نسل بیشماران مواجهیم
نه شاه نه شیخ نه ارتجاع نه استعمار نه بورژوازی
تا بهحال که نتوانستهاند و هیچوقت نخواهند توانست که این شعله را خاموش کنند
حالا ما با نسل صد هزاران و نسل بیشماران
مواجه ایم ، نه شاه نه شیخ نه ارتجاع نه استعمار و نه بورژوازی تا بهحال که نتوانستهاند و هیچوقت نخواهند توانست که این شعله رو خاموش کنند.
بسیاری ضربات خوردیم که در رأس همه شهادت و اعدام بنیانگذاران سازمان بود ، و بعد تا اشرف و موسی و تا آخرین شهید ، اما امروز به درستی که روز سرافرازی همه شهیدان و بنیانگذاران
گمان میکردند که ، شاه و شیخ گمان میکردند که میتوانند ، با سرکوب و با شکنجه و اعدام شجره طیبه مجاهد خلق رو ریشهکن کرد ، اما ازهر دانه خوشه و از هرخوشه خرمنی رویید و میرود تا ریش و ریشه ارتجاع رو در خرمنی از آتش درهم بسوزد و خاکستر کند
اگر از دید کوتاه بینانهای میدیدیم جواب این بود که نه میتوان و نه باید با شیخ و شاه در قلعه ارتجاع در ایران درافتاد اما ، در هر قدم و در هر مرحله مجاهدین با سلاحهای ایدئولوژیکی و تشکیلاتی جدیدی تجهیز شدند ، در سختترین شرایط داخلی منطقهای و بینالمللی ، که در رأس همه این سلاحها همه ما امروز با گوشت و پوست و استخوان حس میکنیم که عبارت است از مریم و انقلابش
بگو که در شب تیره و تاری که برای میهن سایه افکنده دشمنان خدا و خلق هر چه میخواهند بیشتر و بیشتر برما بتازند با بمب و موشک و تروریسم ، با دارو شکنجه تیرباران ، و با سیلی از اکاذیب دیوانهوار ، و با هیستیری افسارگسیخته ضد مجاهدی ،اما ما همچنان زمزمه میکنیم (انا اعطیناک الکوثر فصل لربک والنحر ، انا شانئک هوالابتر) باشد که هر مجاهد خلق با رزمی جانان در همین رزمگاه و همین شهادتگاه هم روح شهیدان و بنیانگذاران رو شاد کنه وهم به رژیم خمینی بگوید عین بچهها و شهیدان ۵ مهر که شاه سلطان خمینی مرگ رژیمت فرا رسیده
تنها یک نکتهای دیگر میگویم و درمی گذرم ، و اون سجده شکر به درگاهِ خداست الهی لک الحمد و لک الشکر که نسل ما را شایسته قراردادی از روزگار محمد حنیف تا همین امروز برای بر دوش کشیدن یکی از سنگینترین رسالت ها و آزمایشهای تاریخ اسلام و تاریخ ایران و انشاالله که با جهاد اکبر شایستگی به پایان رسانیدن این راه هم که آرزوی روزبهروز و لحظه به لحظه مردممون هست ، این رو کسب بکنیم ، مطمئناً با مریم و با انقلابش وبا گوهرهای بیبدیلی که تنها و تنها پاسخ تاریخی و ایدئولوژیکی به حکومت آخوندی هستند و تنها و تنها امید و آرزوی خلقی در زنجیر برای رهایی هستند ، چنین چیزی قطعاً محقق خواهد شد
صحبت مبسوط راجع به مجاهدین و تاریخچه اونها رو به بعد احاله میکنیم هر چند که بگذارید صحبت جامع کامل رو نسلهای بعد و سدههای بعد بکنند و در تاریخ ایران بنویسند. بنابراین پیشنهاد میکنم که حرف دلمون رو روبه بنیانگذاران شهید سازمان حنیف کبیر ، سعید محسن ، و اصغر با یک دقیقه کف مستمر بیان بکنیم
