ترانه قدغن از مرجان
۱۴۰۲/۹/۲۵
ترانه قدغن از مرجان
حالا که گل بانوی تن خستگی
توی پنجههای شب میپژمره
وقتی مثله خوره این زخم عمیق
روحشو تو انزوا هی میخوره
حالا که تو دست بابا جای نون
شرم خالی بودن و نداریه
ابرک چشمای مادرانگاری
ماه و سال حال و هواش بهاریه
چشم بر فاجعه بستن قدغن
زیر بار شب شکستن قدغن
ای قفس شکن پاشو منم بزن
فصل پرواز نشستن قدغن
حالا که شوق رسیدنو داریم
بهترین بال پریدنو داریم
فرصت شکستن قفلای کور
هم قفس شوق رهیدنو داریم
حالا که رو در و دیوار غروب
عشق خورشید کشیدنو داریم
از تو باغ آسمون سبد سبد
جرات ستاره چیدنو داریم
چشم بر فاجعه بستن قدغن
زیر بار شب شکستن قدغن
ای قفس شکن پاشو منم بزن
فصل پرواز نشستن قدغن
حالا که همه غزل گریه هامون
گُر گرفته سرخ و انابی شدن
حالا که اخترکا بیواهمه
زیر ساطور شب آفتابی شدن
حالا که پنجره با چشم سحر
توی باغ آینه قرار داره
حالا که تقویم بیبرگی خاک
دوباره رنگ و بوی بهار داره
چشم بر فاجعه بستن قدغن
زیر بار شب شکستن قدغن
ای قفس شکن پاشو منم بزن
فصل پرواز نشستن قدغن
