اعتراف از اوج وحشت ـ روی خط ایران

روی خط ایران ـ اعتراف از اوج وحشت ـ ۷تیر۱۴۰۱

مبارزه برای آزادی مردم ایران بهای سنگینی می‌طلبد. بهایی که به‌دور از بازی‌ها و لفاظی‌های سیاسی باید در پهنه‌ی عمل پرداخت. رویارویی با رژیم آخوندی در صحنه‌ی سیاسی هم بخشی از این مبارزه است. 

به دستور خامنه‌ای برای سال‌ها هرگونه نام بردن از سازمان مجاهدین خلق ایران ممنوع شد، سیاست اصلی رژیم کتمان حضور یک مقاومت سازمان‌یافته بود. خامنه‌ای فکر می‌کرد تحولات و جنگ‌های منطقه به سود اوست و از این فرصت برای نابودی مقاومت ایران باید حداکثر استفاده را ببرد. 
اما سالیان گذشت و آنچه درصحنه‌ی سیاسی‌ـ‌نظامی رخداد مسیر و سرنوشت دیگری را رقم زد!! 
اکنون اوضاع آن‌گونه تغییر کرده که تمام رسانه‌های نوشتاری و حتی تلویزیون رژیم مجبورند نسبت به یک گردهمایی مقاومت ایران کمتر از ۲۴ ساعت صدها بازتاب و موضع‌گیری منتشر کنند. 

یک نمونه‌ی آن به صحنه آمدن  غریب‌آبادی معاون بین‌الملل قضاییة جلادان بود که ابتدا در توییترش موضع‌گیری کرد و روز بعد به تلویزیون رژیم آمد و چنین حرف‌هایی زد

«همه کشور اروپایی تبدیل به بهشت امنی شدند علیه جمهوری اسلامی ایران و برای میزبانی از گروهک تروریستی منافقین. در پاریس این‌ها هستند، در انگلیس هستند، در آلمان هستند، در سوئد هستند در برخی کشورهای دیگر این‌ها هستند

الآن سیاستی که جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده و ما در سال ۱۴۰۰ یک سیاست منسجمی را اتخاذ کردیم. این سیاست مبتنی بر این است که باید یک فشار سنگینی به دولت‌هایی که منافقین را میزبانی می‌کنند وارد بشود

در یک برهه‌ای عقیده بر این بود که گروهک منافقین خب یک گروهکی‌ست که درواقع دستش برای همه مردم رو شده و هیچ طرفداری ندارد!! نیازی نیست که دیگه ما درواقع اسمی از گروهک منافقین ببریم، اما ما نظرمان این نیست. از سال ۱۴۰۰ درواقع یک کار بسیار مشترک خوبی آغاز شد. یک فشار سنگینی به کشورهایی که میزبان گروه‌های منافقین هستند وارد شد. ما در هیچ ملاقاتی نیست با سفرای کشورهای اروپایی یا هیئت‌های کشورهای اروپایی که به قضیه منافقین نپردازیم»

اما سؤال این است که این‌همه سوزوگداز برای چیست؟ چرا اگر مجاهدین یک گروهک هستند، اگر نقشی در ترسیم آینده‌ی ایران ندارند؟ اگر نظام ولایت‌فقیه در کارهایی که انجام می‌دهند در وحشت نیست؛ پس چرا چنین دیوانه‌وار تمام انرژی‌اش را صرف مقابله با مجاهدین می‌کند؟!! چرا یک گردهمایی سازمان مجاهدین خلق ایران در آلبانی این‌چنین حکومت آخوندی و معاون بین‌الملل قضاییة جلادان را سراسیمه کرده؟

واقعیت این است که مقاومت ایران در حال پیشروی در عرصه‌های داخلی‌ و بین‌المللی است و هرروز ضربات سنگینی بر پیگیر فرتوت و پوسیده‌ی ولایت‌فقیه وارد می‌کند، ضربه‌ی حضور مایک‌پنس معاون پیشین رئیس‌جمهور آمریکا در اشرف۳ و دیدار با خانم مریم رجوی تعادل مهره‌ها و سرکردگان نظام را برهم زده و  مجبورند این‌گونه به صحنه بیایند و از سر وحشت اعتراف کنند که سیاست اصلی آنها در مناسبات دیپلماتیک فعالیت علیه مقاومت ایران است. این سر کلافی است که تازه بازشده است. 

مطالب مرتبط

نگاهی به گزارش کمیسیون حقوق‌بشر سازمان ملل ـ روی خط ایران

حیرت خامنه‌ای از سرنگون نشدن نظام: کدام دولت و کشور را سراغ دارید که در مقابل چنین حوادث تلخ و وحشتناکی از پا نیفتد؟

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط