یاد یار مهربان ـ سالگرد درگذشت مرضیه بانوی هنر ایران

مرضیه بر تارک همه هنرهای بی‌بدیلش ـ۲۱مهر۱۴۰۰

درخشان‌ترین غزل شرف و افتخار را در میدان مقاومت سرود.

و هر چه آنها بیشتر فشار آوردند مرضیه بیشتر خروشید.

و با ارتجاع و ستم و دجالگری قاطعانه‌تر برخورد کرد.

مراسم تدفین در فرانسه

جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم.

سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم.

مو به مو دارم سخنها نکته‌ها از انجمن‌ها

بشنو ای سنگ بیابان بشنوید ای باد و باران

با شما همرازم اکنون با شما دمسازم اکنون

 از پیام برادر مجاهد مسعود رجوی ـ ۲۳مهر۸۹

سردار نغمه خوان ارتش آزادی، گنجینهٔ سرشارِ هنر ملی، خاتون شهر شعرها و شورها، بلبل همرازِ سوزها و سازها، پَر کشید. مرضیه رَستْگار و جاودانه شد... ...

یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ

ارْجِعِی إِلَی رَ بِّک رَاضِیةً مَّرْضِیةً

بانوی عزت و همت، حدیث صفا و محبت «که با لعل خاموشش نهانی صدسخن دارم»

چرا که «مذهب عاشق، زمذهب‌ها جداست- عاشقان را مذهب و ملت، خداست»

مرضیه: مذهب عاشق مذهب عاشق ز مذهبها جداست – عاشقان را مذهب و ملت، خداست

 از پیام برادر  مسعود رجوی ۲۲بهمن۱۳۷۵

شدیدترین فشارهای ضدانسانی را آخوندها به بانوی ارجمند هنر ایران و مشاور رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، خانم مرضیه وارد کردند. دخترش را زندانی کردند و خلاصه به‌هرشکل یک مادر ۷۲ساله و هنرمندی با این قدر و شأن را با انواع فشارهای روحی آزردند ولی الحق که مرضیه بر تارک همه هنرهای بی‌بدیلش، درخشان‌ترین غزل شرف و افتخار را در میدان مقاومت سرود و هر چه آنها بیشتر فشار آوردند مرضیه بیشتر خروشید و با ارتجاع و ستم و دجالگری قاطعانه‌تر برخورد کرد و اعلام کرد که با قاطعیت هر چه بیشتری رو در روی آخوندهای ضدبشر خواهد ایستاد. جالب این بود که ادعا می‌کردند که مجاهدین و شورای ملی مقاومت هنرمند و مادر ۷۲ساله و دنیادیده را شستشوی مغزی داده‌اند و بانوی هنر ایران را که هر روز در این‌جا و آنجادر برابر دهها هزار ایرانی و خارجی برنامه اجرا می‌کرد، حبس کرده‌اند و نمی‌گذارند با کسی تماس بگیرد. می‌خواستند به این‌وسیله، یعنی شانتاژ و دروغ، به زعم خودشان نقض حقوق‌بشر توسط ما را افشا کنند و «برگ حقوق بشر» را علیه ما به کار بگیرند اما هیهات .

در ۳۰خرداد سال۱۳۷۵ گشتاپوی آخوندی، برای درهم شکستن بانوی هنر، پسر او را به کار گرفت و او را در اجتماع بزرگ ایرانیان در لندن به عربده‌کشی علیه مادر واداشت. در آن زمان می‌گفتند که اطلاعات بدنام و پرقساوت آخوندها برای اینکار ۱۰۰هزار دلار هزینه کرده است.

اما مرضیه، در اوج عاطفه و لطافت قلب و ضمیرش، شکستنی نبود. او خود، غزل شرف و افتخار بود.

بقیه مطلب را از یادداشتی که به همین مناسبت در همان زمان در نشریه ایران‌زمین نوشتم، برایتان می‌خوانم. این یادداشت را پس از مصاحبه خانم مرضیه در همین باره نوشتم و آنچه از قول ایشان نقل شده عیناً جملات و عبارات خود اوست: غزل شرف و افتخار

«آخوندها باز هم برای خانم مرضیه توطئه چیدند. از آن «اذان» هم، که منبر و محراب ریا را می‌لرزاند، بسیار سوخته بودند و هر طور شده باید تلافی می‌کردند.

اما بر‌خلاف رسم قدیم آخوندی، این‌جا دیگر بسیج چماقداران و «امت همیشه در صحنه» برای برهم زدن اجتماع بزرگ ایرانیان و سخنرانی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت در لندن، عملی نبود. بنابراین از در دیگری وارد شدند. پیش خودشان حساب کرده بودند با قرار دادن «پسر» در برابر «مادر»، با یک تیر دو نشان خواهند زد. هم گردهمایی و سخنرانی را مخدوش می‌کنند و هم ضربه سنگین و چه بسا نفس‌گیری بر مادر هفتاد ساله وارد خواهند کرد؛ آن هم درست در شبی که قرار است، پس از سه هفته پیش آگهی از طریق ماهواره، حماسه بزرگ مقاومت و همبستگی ملت ایران را با پخش مستقیم برای داخل ایران و خاورمیانه و اروپا و آمریکا، به‌اجرا در بیاورد. باقی قضایا را هم در همیاری مأموران همیشه در صحنه‌و پشت صحنه ساواک آخوندی با ارگانهای نیمسوز شیخ و شاه ترتیب داده بودند: نوحه‌خوانی «امت نالان» و مرثیه‌های «رو به‌جماران»، آمیخته با یقه‌درانی علیه مجاهدین و فغان و فریادهای «وا اسلاما» و «واشریعتا» و «مرگ بر‌منافقین» به‌بیانهای مد روز.

خانم مرضیه به‌درستی گفته است که رهبر این ارکستر درب و داغان شده، کسی جز آخوندهای پا به‌گور و وطن‌فروش که درصدد بر آمده بودند مرضیه را «ارشاد» کنند، نبود.

آخوندها قبلاً هم، در پاییز۷۳، سعی کردند با گروگان گرفتن دختر خانم مرضیه در تهران و تحت‌فشار قرار دادن او، اراده «مادر» را در هم بشکنند و او را به‌سکوت و تسلیم وادارند. اما وقتی از اسارت «دختر» نتیجه‌یی حاصل نشد، اکنون می‌خواستند بخت خود را با «پسر» بیازمایند. البته باز هم نتیجه‌یی نگرفتند. جواب مرضیه ۷۲ساله در مصاحبه‌هایش با رادیو ایران‌زمین و روزنامه ایران‌زمین چنین بود: «صد‌بار قاطع‌تر علیه آخوندها مبارزه خواهم کرد» !

به این ترتیب مرضیه... ، در میدان مبارزه سیاسی نیز به‌خواندن غزل خیره‌کننده و آتشینی، که غزل شرف و افتخار است، پرداخت.

و بیچاره آخوندهای شب‌پرست که دستشان از هر بابت کوتاه شد!»

و این هم پاسخ خانم مرضیه به ترفند اطلاعات آخوندها که گفت:

«به قول حضرت مولانا، که انگار درباره این ملاها گفته:

کی شود دریا ز پوز سگ نجس

کی شود خورشید از پُف منطمس

ای بریده آن لب و حلق و دهان

که کند تف سوی مه یا آسمان

بنده باید بگویم که آخوندها و آن کسانی که دوست آخوندها هستند، خیلی بدبخت‌تر و مفلوکتر از این هستند که روی چنین کنسرتی یا سخنرانی خانم مریم رجوی، که اصل و اساس مسأله بود و در سراسر اروپا و خاورمیانه قابل شنیدن و دیدن بود، سایه‌یی بیندازند. باز هم به‌قول حضرت مولانا: مه فشاند نور و سگ عوعو کند».

 قسمتی از صحبت‌های مرضیه در لس‌آنجلس ۱۳۷۴

بهتون بگم، بهتون بگم شما خیلی خوب می‌دونین که من زندگیمو کردم، محبوبیتم داشتم و تا زمانی که زنده باشم محبوبیتمو دارم، ولی بر خودم واجب و لازم دونستم که بیام خدمتگزار مجاهدین بشم. از مجاهدین کسی نباید بترسه، مجاهدینو باید حمایت کرد. چون مجاهدین خیلی غریب افتادن، البته خیلی هم ماشاءالله زبر و زرنگ و باهوش و زرنگ و در ۲۴ساعت سه ساعت بیدارن، ۲۱ساعت کار می‌کنن. ۱۵ماهه من شب و روز ناظرم بر این اعمال مجاهدین

به قول خود خانم مریم رجوی که می‌گه (کف زدن. مرضیه: براوو) خانم مریم رجوی که می‌گن که می‌توان و باید.

به هرحال من خواستم یک شمه‌یی بگم زیرا مجاهدین ترس ندارن به‌دلیل این‌که همه شون مغزهای متفکر انسان شریف پاکیزه اگر در تمام کرهٴ ارض بگردی نظیر مجاهدین پیدا نمی‌کنی من خیلی آدم وسواسی یی هستم همه چیزم زیر ذره‌بین گذاشتم (درود بر مجاهدین... براوو).

به‌هرحال اگر روزگار و آینده خوبی رو ما همه مون که آرزو داریم می‌خوایم داشته باشیم باید دست در دست مجاهدین اما دست دوستیها نه برید از پشت بزنید ها توجه می‌کنید برای این‌که به هرحال من موی سرمو توی آسیاب سفید نکردم... .

صحبت‌های خانم مریم رجوی در بزرگداشت مرضیه

واقعیت اینه که مرضیه هم‌چنان هست! بله هستی! یادش، نامش، رزمش و ترانه‌هایش. همه جا هست. در طنین قیام مردم ایران، در غرش اشرفی‌های قهرمان و در پایداری آنها، در قلبهای همه ما، یعنی عاشقان مرضیه.
بله، هستی و می‌خوانی و مطمئنم که روز آزادی مردم ایران بر تارک همه هنرها و هنرمندان، آن هم در شگفت‌انگیزترین مقاومت تاریخ ایران و جهان علیه استبداد مذهبی و زن‌ستیز، تو هم‌چنان زنده‌یی و مثل زمرد می‌درخشی، می‌خندی و می‌خوانی.

مطالب مرتبط

مرضیه همرزم مجاهدین ـ یادبودهای هزار دستان و خاتون هنر ایران

سالروز درگذشت بانوی هنر ایران مرضیه