‌صدا کن هر که حاضر ـ شعر

شعری به نام  صدا کن هر که حاضر ـ ۲۸مرداد۱۴۰۰


از محمد قرایی(م.شوق)

محرم دائمی شد ای وطن

گر باورت باشد

قضاوت کن به حال ما و

قلبت داورت باشد

تصور کن که خاک خاورانها نینوا باشد

شهیدانش زن و مرد و عمو  و دخترت باشد

ز خون ماه آبان گشته گلگون نینوای تو

به هر سو دشتی از خون روان در منظرت باشد

حسین امسال می‌گردد به حال ملتت از درد

و خون جاری شهر  از گلوی اکبرت باشد

به من اهوازی می‌گفت شد چون کربلا اینجا

که سرشار از عطش در دستانت ساغرت باشد

به هر سویی روان یک کاروان کشته می‌بینی

ندای هل من ناصر بسوی یاورت باشد

تصور کن تصور کن تصور کن

که جلادی رئیس کشورت باشد

طناب دار جانگیرش به حلق خواهرت باشد

چهل سال است یک خنجر بروی پرچم کشور

چهل سال آنچه می بینی خلاف باورت باشد.

.......

مطالب مرتبط


صدای رسای ایران وضعیت سیاسی در ایران آخوندزده و صدای مقاومت ایران ـ روی خط

خروش خوزستان