روزها و یادها – هفته سوم مرداد ماه ۹۸

۱۳ مرداد ۱۳۸۴ربوده شدن دو مجاهد خلق در بغداد


روز ۱۳مرداد۱۳۸۴،  مجاهدان خلق، حسین پویان و محمدعلی زاهدی،

هنگامی که برای تهیه‌ی ارزاق شهر اشرف به بغداد رفته بودند،

[caption id="attachment_254519" align="alignleft" width="300"]محمدعلی زاهدی-حسین پویان محمدعلی زاهدی-حسین پویان[/caption]

هنگام خرید در منطقه کراده بغداد  توسط نیروهای ویژه‌ی وزارت کشور عراق ربوده شدند.

سازمان مجاهدین خلق ایران در روز ۱۷ مرداد سال ۱۳۸۴ خبر ربوده شدن این دو مجاهد خلق در بغداد را به اطلاع عموم رساند

و تأکید کرد طی ۴ روز پیگیری و تحقیق و با انبوهی مدارک و اسناد

و گفتگو با شاهدان صحنه، بی تردید مشخص گردیده است که  نیروهای ویژه‌ی وزارت کشور عراق در این آدمربایی شرکت داشته اند.

به دنبال اطلاعیه‌ی مجاهدین، موجی از محکومیت این عمل تروریستی همراه با  اعلام همبستگی با مجاهدان اشرف در سراسر جهان شکل گرفت.

خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده‌ی مقاومت ایران طی نامهای به آقای زلمای خلیلزاد، سفیر وقت آمریکا در عراق

یادآوری کرد که هر ۲ مجاهد ربوده شده رسما تحت حفاظت کنوانسیون چهارم ژنو قرار دارند

و کسانی که به دستور رژیم آخوندی و نیروی قدس سپاه پاسداران دست به این آدمربایی زده اند، ربوده شدگان را ابتدا به وزارت کشور عراق منتقل کردهاند.




مرداد ۱۲۸۵- امضای فرمان مشروطیت در آغاز انقلاب مشروطه


چهاردهم مرداد روز نمادین بزرگداشت انقلاب مشروطیت است.

اما این روز در حقیقت از لحظات آغازانقلاب مشروطیت بود،

وقتی که اعتراضات و جنبش مردم ایران در برابر استبداد سلطنتی در چهاردهم مرداد سال ۱۲۸۵ به اولین پیروزی خود دست یافت.

[caption id="attachment_143603" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها هفته سوم مرداد                     امضای فرمان مشروطیت درآغاز انقلاب مشروطه                    [/caption]

و مظفرالدین شاه مجبور به پذیرش مشروطیت شد. اما جنبش از آن پس توسط مجاهدان مشروطه ادامه یافت، و به انقلابی بزرگ منجر شد.

انقلابی که دهقانان فقیر و پیشهوران محروم شهری علیه استبداد فئودالی درآن جنگیدند.  رهبری آن انقلاب را بورژوازی نوپا به دست گرفت. و جانبازی رهبران سازش ناپذیری مانند ستارخان و مجاهدتهای مجاهدان مشروطه بویژه مجاهدان تبریز شاه مستبد را به زیر کشید. اما انقلاب مشروطه سرانجام، با توطیه‌ی میوهچینان و حمایت استعمار، به خلع سلاح انقلابیون منجر شد و در نهایت، با سازشی میان اشراف فئودال، و سران بورژوازی سازشکار، جنبش به هدفش که برچیدن نظام استبداد فئودالی بود نرسید،اما همین دستاورد، یعنی سرنگون شدن استبداد مطلقه‌ی فئودالی قاجار و ایجاد یک دولت مشروطه، و تدوین یک قانون اساسی، و تشکیل مجلس و قرارگرفتن دولت ایران در شمار دولتهای مشروطه، برای مردم ایران و تاریخ ایران، دستاورد بسیار بزرگی بود.




۱۴ مرداد ۱۳۳۸،درگذشت قمرالملوک وزیری


قمرالملوک وزیری در سال ۱۲۸۴، در تاکستان قزوین به دنیا آمد.

او پدر و مادر خود را از همان دوران کودکی از دست داد و مادر بزرگش او را بزرگ کرد.

قمر در کودکی آموزش موسیقی را نزد معلم گمنامی آغاز کرد و پس از مدتی به مکتب استاد بزرگ موسیقی آنزمان، مرتضی نی‌داوود راه یافت و به فعالیت‌های جدید هنری پرداخت.

[caption id="attachment_143604" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها هفته سوم مرداد                                                        خاموشی قمرالملوک وزیری                                                 [/caption]

قمر الملوک علاوه بر مقام برجسته‌ای که در هنر آواز ایران داراست، بدلیل شجاعت و ایستادگی‌اش در مقابل ارتجاع نیز شخصیتی مورد احترام و ستایش است، قمر الملومک اولین خواننده‌ی زن رادیو ایران بود. اما آنچه به هنر و صدای قمر ارزشی انسانی می بخشیدد رفتار و منش مردمی او بود. قمر الملوک هیچگاه مردمش را فراموش نکرد . در کنار آنها ماند ، برای آنها خواند و هر چه در آمد وپول داشت میان  آنها تقسیم کرد .

مثلا وقتی که کنسرت بزرگی در همدان برگزار کرد که با استقبال بسیار زیادی روبرو شد همه در آمد خود را میان مستمندان شهر تقسیم کرد و گلدان نقره ای بزرگی که به اندازه قد خودش بود و مردم به او هدیه داده بودند را به عارف قزوینی که در آن ایام در همدان  تبعید بود بخشید

.به خاطر همین خصوصیات مردمی و انسانی بود که  قمر هیچگاه مورد توجه رژیم شاه نیز واقع نشد . وآنچنان مورد بی مهری قرار گرفت که  در سالهای آخر عمر مجبور بود برای امرار معاش و تامین هزینه زندگی چند خانواده بی سرپرست به رختشویی بپردازد

قمر سرانجام در سخت‌ترین شرایط فقر و در حالی که با رخت‌شوئی امرار معاش می‌کرد در چهاردهم مردادماه ۱۳۳۸، چهره در خاک کشید.




۱۶مرداد ۱۳۶۰-شهادت ده‌ها تن از مجاهدین بدست دژخیمان خمینی


روز ۱۶ مرداد سال ۱۳۶۰احمد رضا شادبختی

از کادرهای مسؤل مجاهدین، کاندایدای محبوب مجاهدین از اراک

برای نمایندگی اولین مجلس شورا پس ازانقلاب ضد سلطنتی و عضو هیئت تحریریه‌ی نشریه‌ی مجاهد تیرباران شد.

رژیم آخوندی او را همراه با ۴۲ مجاهد دیگر در زندان اوین به جوخه‌ی اعدام سپرد.

[caption id="attachment_143605" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها هفته سوم مرداد                 شهادت ده‌ها تن از مجاهدین بدست دژخیمان خمینی        [/caption]

مجاهد شهید احمدرضا شادبختی روز ۱۶مرداد سال ۶۰در حالیکه با غریو شعارها و سخنرانی پرشور خود در میدان تیرباران در پیشاپیش چهل و دو اسیر قهرمان مجاهد خلق لرزه براندام مزدوران جنایتکار خمینی افکنده بود سرفراز و پیروزمند در مقابل جوخه تیرباران ایستاد و بکاروان شهدای مجاهد خلق پیوست.

از دیگر همراهان احمد که روز ۱۶مرداد ۶۰به شهادت رسید مجاهد شهید عطاءالله حاجی محمودیان بود.

عطاءالله حاجی محمودیان از بازاریان سرشناس هوادار مجاهدین بود. او از زندانیان سیاسی رژیم شاه و از پشتیبانان مجاهدین از بدو بنیانگذاری سازمان بود.

 




 ۱۷مرداد ۱۳۵۸ هشدار مجاهدین برای جلوگیری از قتل عام مردم کردستان


روز هفدهم مرداد سال ۱۳۵۸ مجاهدین، یک هشدار فوری درباره‌ی توطئه‌های در شرف انجام در کردستان دادند و خواستار حل و فصل مسائل کردستان از طریق مسالمت آمیز شدند.

در بهار سال ۱۳۵۸ که به تازگی دیکتاتوری سلطنتی زیر پای خلق سرنگون شده بود و از هر سو ترنم  آزادی به گوش می رسید با خیانت خمینی آن بهار آزادی در سرتاسر ایران بسیار زودگذر شد ، ومی‌توان گفت در کردستان اصلا بهار نیامد.

[caption id="attachment_143606" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها هفته سوم مرداد                      قتل عام مردم کردستان توسط پاسداران خمینی                [/caption]

دوم اسفند ۵۷ برادر مجاهد مسعود  رجوی در دانشگاه تهران ، در تجدید پیمانی با آرمانهای مردمی و خدائی مجاهدین حداقل های مطالبات مردم از انقلاب را بازگفت که در زمره آن حقوق ملیت ها بود.

خمینی بنا بر ماهیت ارتجاعی خودش نمی‌توانست برای حل بحرانهای اجتماعی، شیوههای مردمی اتخاذ کند، لذا جنگ علیه مردم کردستان را شروع کرد

چند روز پس از هشدار مجاهدین، پاسداران خمینی به نحوی دیوانه وار به سرکوب مردم در پاوه، سنندج و دیگر نقاط کردستان پرداخته حمام خون به‌راه انداختند و مردم ستمدیده‌ی این سامان را غارت، بمباران و قتل‌عام کردند.

خمینی جلاد طی یک فتوای جنایتکارانه نیروهای ارتش، پاسداران و چماقدارانش را به همراه یک دوجین قاضی دژخیم به سرپرستی آخوند خلخالی برای اجرای این فرمان روانه‌ی کردستان کرد.

وبا یک فتوای جنایتکارانه زمینه هر گونه جنایتی را برای دژخیمانش فراهم کرد تا در اعدام و بمباران روستاها هرگونه جنایتی را برای دژخیمانش فراهم کرد تا در اعدام و بمباران روستاها و شهرهای کردستان تردیدی نکنند

از همان لحظه موج قتل عامها و بمباران روستاها و شهرهای کردستان همچون سقز، بانه، پاوه، سنندج و مهاباد آغاز شد. مزدوران خمینی حتی به زنان و دختران روستایی رحم نکرده و آنان را مورد هتک حرمت و سپس کشتار قرار دادند.




۱۸مرداد ۱۲۹۸ برابر با ۹ اوت ۱۹۱۹، انعقاد قرارداد ننگین و استعماری وثوق‌الدوله


پس از پیروزی انقلاب اکتبر  در سال ۱۹۱۹، دولت شوروی به طور یک جانبه تمامی امتیازها و قراردادهای  محرمانه‌ی استعماری بین دولت تزاری و ایران را لغو کرد. انگلیسها که  در خاک ایران یکه‌تاز میدان شده‌بودند،تهاجم به مناطق زیر نفوذ نیروهای تزاری را در شمال آغاز کردند.آنها به بهانه‌ی اخراج آلمانی‌ها و مقابله با نفوذ آنها، در جنگ اول جهانی کشور ما را عملاً به اشغال خود درآوردند.

[caption id="attachment_143607" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها هفته سوم مرداد                                             قراداد ننگین و استعماری وثوقاالدوله                            [/caption]

انگلستان در تکمیل سلطه‌ی خود بر سراسر ایران و به منظور به چنگ آوردن منابع ثروتهای ملی ما، در مرداد سال ۱۲۹۶ وثوق‌الدوله را که از مهره‌های سرشناس خود بود، به نخست‌وزیری نشاند . مهمترین اقدامی وثوق‌الدوله این آلت فعل استعمار در جهت اجرای سیاست انگلستان بستن، قرارداد ننگین موسوم به قرارداد وثوق‌الدوله یا قرارداد ۱۹۱۹ بود.

براساس  این قرارداد، «کنترل و نظارت بر دارایی و ارتش ایران»  در اختیار انگلیس قرار می‌گرفت.

اما امضای این قرارداد، موجب برانگیخته شدن  اعتراضات گسترده و مخالفتهای شدید ملت ایران و پیشتازان مجاهد و مبارزش  گردید، و به‌ویژه نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک‌خان، نهضت آذربایجان به رهبری شیخ محمد خیابانی و جنبش مقاومت دشتستان به رهبری رئیس‌علی دلواری پرچم مخالفت برافراشتند و  روشنفکران میهن‌پرست ، آن را مورد اعتراض قرار دادند. در نتیجه قرارداد مزبور عملاً با شکست مواجه گردید و به مرحله‌ی اجرا نرسید و ازآن  چیزی جز  رسوایی و ننگ  برای خائنان و وطن‌فروشانی که آن را امضا کرده و یا بر آن صحه گذاشتند، باقی نماند.