روزها و یادها - هفته اول خرداد

۳۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۱، و خیزش  بزرگ مردم اراک


همه چیز با تصادف و مرگ دلخراش یک کودک در جاده‌ کمربندی شهر شروع شد. این،  به مثابه‌ی جرقهای بود که خشم سوزان مردم به جان آمده را منفجر کرد.

[caption id="attachment_232882" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها- هفته اول خرداد                                                                    خیزش بزرگ مردم اراک                                  [/caption]

در کمتر از چند ساعت ده ها هزار تن از مردم اراک در قیامی قهر آمیز، خیابانهای شهر را  به کنترل خود در آوردند.

بنای یاد بود  و تصویر منحوس خمینی را در میدان شهدا،  خرد و نابود کردند.

دهها دستگاه خودروی نیروهای سرکوبگر و سایر نهادهای دولتی را به آتش کشیدند. کیوسکهای انتظامی، چراغها و علائم راهنمایی و حتی باجه های تلفن و برخی نهادهای دیگر رژیم از جمله ساختمان مرکزی شهرداری را طعمه حریق کردند.

و کشتیهای رژیم و خودروهای بی دادگاه ضد انقلاب را در آتش قهر خود خاکستر نمودند.

این تظاهرات روز بعد، یعنی پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت ۷۱  در حالی ادامه یافت که، شعارهای مرگ بر خامنهای و مرگ بر رفسنجانی، در شهر طنین‌انداز بود.




۱خرداد ۱۳۹۱ شهادت مجاهد صدیق منصور رادپور در سیاهچال گوهردشت.


زندانی سیاسی مقاوم منصور رادپور هوادار صدیق مجاهدین بر اثر فشارها در سیاهچال گوهردشت و جلوگیری دژخیمان خامنه‌ای از معالجات پزشکی به شهادت رسید.

[caption id="attachment_232884" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها- هفته اول خرداد                                                     مجاهد شهید صدیقمنصور رادپور                             [/caption]

او در هنگام شهادت ۴۴ سال داشت مجاهد صدیق منصور رادپور در بهمن ماه ۸۵ به اشرف سفر کرد.

و چند ماه بعد در روز ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ به جرم فیلمبرداری از حرکت اعتراضی کارگران در جاده چالوس، کرج دستگیر و به خانه‌های امن وزارت اطلاعات منتقل شد.

بیدادگاه رژیم آخوندی او را در یک محاکمه چند دقیقه‌ای به جرم تبلیغ علیه نظام و هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران به ۳ سال حبس محکوم کرد.

عوامل اطلاعات رژیم بار دیگر با پرونده سازی دوران حبس او را به ۸ سال افزایش دادند.

مجاهد صدیق منصور رادپور در اثر شکنجه و شرایط سخت زندان ازبیماری‌های مختلف از جمله ناراحتی کلیه، خونریزی معده و ناراحتی‌های ریوی و شکستگی کتف و دنده‌های رنج می‌برد.

دژخیمان نه تنها اجازه انتقال وی به بیمارستان را ندادند بلکه از بستری کردند او در بهداری زندان نیز خودداری کردند.

و سرانجام  روز اول خرداد در حالی که سرتاسر بدنش سیاه شده بود به شهادت رسید.




۱ خرداد ۱۳۹۱، سالگرد درگذشت استاد بهرام عالیوندی


استاد عالیوندی، می‌گفت: در کنار مقاومت بودن،با جریان روز به پیش تاختن،پشت به بنیادگرایی کردن و نه به جنایتکاران دین فروش گفتن و به خصوص وجود رزم آوران دلیر ارتش شرف و آزادی و حمایت از آنها به من روح و زندگی می‌بخشد.

[caption id="attachment_232889" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها- هفته اول خرداد                                                                       استاد بهرام عالیوندی                              [/caption]

اول خرداد ۱۳۹۱: سالگرد درگذشت استاد بهرام عالیوندی، هنرمند گرانقدر و عضو شورای ملی مقاومت ایران می‌باشد.

بهرام عالیوندی، از پیشکسوتان نقاشی مدرن ایران و نقاش صاحب سبک میهنمان است.

نقاش بزرگ ایران زنده یاد بهرام عالیوندی، زندگی پربار هنری خود را از جوانی با مبارزه با دیکتاتوری، پیوند زد و تمام عمر ۸۵ ساله‌اش در مقاومت و ایستادگی در برابر دو دیکتاتوری شاه و شیخ سپری شد.

در دوران حاکمیت فاشیسم مذهبی هنر او آنچنان با اهداف بلند آزادیخواهانه در هم آمیخته شد که خلق هر اثر  هنری استاد گامی در جهت مقاومت در برابر دیکتاتوری بود.

استاد بهرام عالیوندی از پرکارترین هنرمندان ایرانی در تبعید بود.

عالیوندی با لهجه زیبایی شیرازی و با گرما و شور مردم آن سامان می‌گفت: زبان من تابلوهای من هستند، من با زبان نقاشی حرف می‌زنم.

رئیس جمهور برگزیده مقاومت استاد عالیوندی را نقاش بزرگی توصیف کرد که روح نا آرام و  معترض هنر ایران علیه دیکتاتوری و فاشیسم دینی را نمایندگی می‌کرد.




۳ خرداد ۱۳۸۲ درگذشت عماد رام، استاد نامدار موسیقی و عضو شورای ملی مقاومت ایران


هنرمند باید راه آزادگی پیشه کند و بازگو کننده رنجها و خوشیها و آن چه بر مردم می گذرد باشد.

عماد رام، شخصیت بارز و استاد بی‌نظیرموسیقی، هنرهای آهنگسازی،شاعری، نوازندگی  و خوانندگی را یکجا داشت و یادآور بزرگانی همچون عارف و شیدا بود.

[caption id="attachment_232890" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها- هفته اول خرداد                                                     عماد رام، استاد نامدار موسیقی                        [/caption]

چه به لحاظ تکنیک و چه از نظر نوع آوری‌ها و چه بخاطر  توجه عمیق او به میراث ملی و فولکلوریک ایران، بردباری، احترام به دیگران، خاکساری و فروتنی، مهربانی و ادب او زبانزد دوست و دشمن بود.

بی شک بسیاری از هموطنان که دهه‌های چهل و پنجاه را به یاد دارند خاطرات بسیاری از عماد رام چه بعنوان یک آموزگار مردمی و دلسوز در مدارس ساری.

و چه بعنوان یکی از پایه گذاران انجمن تئاتر ساری، و چه بعنوان سرپرست ارکستر های مختلف در وزارت فرهنگ و هنر سابق بیاد دارند.

عماد رام بعد از سال ۱۳۵۷ به تهیه و تکثیر نوار هایی با نام، شبانه ،شب زنده داران و نیز ترانه‌های هم وطن و ایران، ایران با محتوای وطن خواهی و مردم‌سالاری دست زد که به‌هیچوجه خوشایند ذائقه عوامل حکومت نبود.

عماد رام  در سال ۱۳۶۰ توسط عوامل رژیم دستگیر و روانه زندان شد پس از دوماه اسارت و تحمل هشتاد ضربه شلاق, از زندان آزاد شد.

او پس از آزادی از زندان در  مخالفت با رژیم به تهیه و پخش نوار هایی به اسامی ، حافظ، همتای‌آفتاب که در باره‌ی مولانا بود. و همچنین قصه های کودکان پرداخت .

اما مزاحمت‌های مأموران رژیم پایانی نداشت.

تا اینکه او برخلاف تمایلش مجبور به ترک ایران و اقامت در کشور آلمان شد، در آنجا نیز از پا ننشست و در اغلب تظاهرات ضد رژیم در خارج کشور شرکت داشت.

او مدتها به دنبال گمشده اش می گشت تا اینکه سرانجام آن را در شورای ملی مقاومت و مجاهددین خلق ایران یافت.

استاد گرانقدر موسیقی ایران، همکاری خود را تا پایان حیات شرافتمندانه‌اش به بهترین وجه ادامه داد و نام و یاد خود را به عنوان هنرمندی مردمی و مبارز به سینه تاریخ مبارزات مردم ایران  سپرد.




۳خرداد ۱۳۵۰، شهادت امیر پرویز پویان و همرزمانش.


امیر پرویز پویان یکی از چهره‌های درخشان مبارزه مسلحانه انقلابی خلق ماست که با یاری فدائیان شهید مسعود احمد زاده و عباس مفتاحی در پایه گذاری سازمان چریکهای فدایی خلق ایران نقش تعیین کننده‌ای ایفا کرد.

[caption id="attachment_232892" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها- هفته اول خرداد                                                           امیر پرویز پویان و همرزمانش                         [/caption]

امیرپرویز پویان و یارانش در دوران اختناق رژیم شاه با مرزبندی قاطع و انقلابی سد بی‌عملی را شکستند و اعظم استوار و رزم انقلابی خود زنده بودن یک خلق را در صحنه‌های پر شور نبرد انقلابی مسلحانه به نمایش گذاشتند.

از امیرپرویز پویان آثار ارزشمندی به یادگار مانده که از جمله می‌توان به «بازگشت به ناکجا آباد» و «ضرورت مبارزه مسلحانه» و «رد تئوری بقا» نام برد.

فدایی دلیر امیرپرویز پویان و همرزمانش در روز سوم خرداد سال ۱۳۵۰ در یک نبرد نابرابر با دژخیمان ساواک شاه در خیابان نیروی هوای تهران قهرمانانه جنگیدن و به شهادت رسیدند.