روزها و یادها- هفته دوم فروردین

۱۰فروردین ۱۳۲۶ اعدام قاضی محمد و یارانش در مهاباد


قاضی محمد در سال ۱۲۸۰شمسی در یک خانواده روشنفکر کرد متولد شد. او از جوانی با روحیه‌ی پرشور و مبارزه‌جویی که داشت، در برابر ستم و تبعیض ساکت ننشست و پا به عرصه مبارزه نهاد.

[caption id="attachment_222214" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها- هفته دوم فروردین                                          اعدام قاضی محمد و یارانش در مهاباد                       [/caption]

قاضی محمد در ادامه تلاشها و مبارزات خود، در بهمن ۱۳۲۴ با استفاده از ضعف دولت مرکزی، خودمختاری جمهوری کردستان ایران را اعلام کرد.حکومت فاسد مرکزی در مقابل جنبش حق‌طلبانه کردستان تلاش کرد با مارک تجزیه‌طلبی آن را بدنام ساخته و مانع از پیوند آن با جنبش تمامی ایران گردد.

به دنبال تسخیر مهاباد توسط قوای نظامی، قاضی محمد و دیگر رهبران جنبش دستگیر و به بیداداگاههای نظامی تحویل شدند.

قاضی محمد در بیدادگاه نظامی شاه، در جواب رئیس دادگاه که او را متهم به خیانت می‌کرد گفت ایران خانه‌ی من و سرزمین من کردستان خاک موروثی اجداد من است.

این بیدادگاه، قاضی محمد و یارانش را به اعدام محکوم کرد. حکم اعدام در اولین ساعات روز دهم فروردین سال ۱۳۲۶، در میدان شهر مهاباد اجرا شد.




۱۳ فروردین ماه سال ۱۳۰۰ سالروز قیام کلنل محمد تقی خان پسیان.


چگونه یک افسر میهن پرست توانست دیکتاتور را به وحشت بی‌اندازد، روز سیزدهم فروردین سال ۱۳۰۰ خورشیدی خبر قیامی در خراسان، رضاخان دیکتاتور ایران را به لرزه درآورد در آن زمان کلنل محمد تقی خان پسیان افسر میهن پرستی که فرمانده ژاندارمری خراسان بود در برابر نخست وزیری قوام السلطنه مهره کارکشته استبداد و استعمار قد علم کرد.


کلنل پسیان با اتکا به عزم و ایمان آزادیخواهانه خودش توانست پس از مدتی خراسان را به یک کانون شورشی بر ضد استبداد و استعمار تبدیل کند کلنل از جمله اخگرهای درخشانی بود که پس از شکست انقلاب مشروطه تن به تسلیم در برابر حاکمیت مجدد استبداد و ظلمت آن نداد و با قیام خود در خراسان بخشی از مقاومت مردمی را بر علیه حاکمیت جدید استبداد رهبری کرد.

[caption id="attachment_222219" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها- هفته دوم فروردین                                                                    محمد تقی خان پسیان                         [/caption]

کلنل محمد تقی خان پسیان در سن ۳۲ سالگی به درجه سرگردی نائل شد. وی مدت ۳ سال در اروپا بود و طی این مدت هوانوردی و مکانیکی را در آلمان گذراند. سپس در دولت مشیرالدوله به ریاست ژاندارمری خراسان منصوب شد.

همزمانی قیام خراسان با جنبش جنگل و قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز، بیانگر روحیه مقاومت مردم در برابر استبداد گران بود. سرانجام روز دهم مهرماه سال ۱۳۰۴ در زدوخوردی که به تحریک قوامالسلطنه با همکاری برخی روسای عشایر در روستایی واقع در شرق قوچان در گرفت، کلنل پسیان و همراهانش پس از ساعتها نبرد به شهادت رسیدند.

کلنل پسیان پیش از شهادتش در نامه های نوشته بود: اگر مرا بکشند، قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد نمود. و اگر بسوزانند، خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد.

مرگ او گرچه دل همه میهنپرستان را به درد آورد. اما به همگان آموخت که می‌توان و باید با هر میزان نیرو و امکان در برابر ظلم دیکتاتور ایستاد چرا که بی‌شک آزادیخواهان و لشکرهای از گرسنگان و رنج دیدگان خواهن پیوست و مسیر آزادی ادامه خواهد یافت.




۱۴ فروردین ۱۳۹۰ آغاز حمله مزدوران عراقی خامنه‌ای به اشرف و پایداری مجاهدین با دستهای خالی


از روز ۱۴ فروردین ۹۰ مالکی دست پرورده رژیم آخوندی برای اجرای خونریزی جدید در اشرف آماده سازیهای خود را شروع کرده و با آوردن زرهی قسمتهای شمالی قرارگاه را اشغال کرد.

[caption id="attachment_222223" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها- هفته دوم فروردین                         درس بزرگ اسیتادگی و مقاومت مجاهدین اسرف                   [/caption]

توطئه حمله به اشرف پس از آن بود که ۸ سال بازداشت خانگی مجاهدین در اشرف بر آنان اثر نکرد، همچنین جنایت بزرگ در ششم و هفتم مرداد ۱۳۸۸ و گروگانگیری و طرح رذیلانه جابجای در ۲۴ آذر ۱۳۸۸ نتیجه نداد. و ۲۸ ماه معاصره بدونه شکاف عمل نکرد، همینطور ۱۴ ماه شکنجه روانی با ۲۴۰ بلندگو با هیاهوی مزدوران وزارت اطلاعات پشت درهای اشرف در عزم مجاهدین برای دفاع از اشرف خللی وارد نکرد و چنین بود که دست به اشغال بخشی از اشرف با تانک و زرهی زدند.

مجاهدان از روز ۱۴ فروردین با دست خالی در برابر پیشروی نیروهای عراقی صف بستند و با پایداری شبانه روزی آنها را وادار به عقب نشینی کردند اما از غروب هجده فروردین ۹۰  ورود نیروهای جدید تحت امر مالکی به اطراف اشرف شروع شد.

در ساعت ۴.۴۵ دقیقه صبح جمعه ۱۹ فروردین حمله نیروهای جنایتکار با نفربر و هاموی از سمت شمال اشرف آغاز گردید.

اما آنان با مقاومت قهرمانانه اشرفیان مواجهه شدند و ایستادگی آنان درسی بزرگ در پایداری و مقاومت در برابر دیکتاتوری گردید.




شانزدهم فروردین ۱۲۹۹،قیام شیخ محمد خیابانی


ایران را ایرانی باید آزاد کند ملتی که از مرگ نترسد هرگز نمی‌میرد ترس عامل عمده اسارت ملتهاست. این جملات که تا امروز الهام بخش آزادیخواهان و جوانان قیام آفرین در ایران است حرف یکی از قهرمانان آزادی ایران شیخ محمد خیابانی  که نزدیک به صد سال پیش خطاب به مردم و یارانش در تبریز گفته است جملاتی که تا امروز همچنان الهام بخش آزادیخواهان و جوانان قیام آفرین در ایران است.

[caption id="attachment_222224" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها- هفته دوم فروردین                                                                          شیخ محمد خیابانی                       [/caption]

۱۴خیابانی که خود یکی از مجاهدان صفوف مقدم جنبش مشروطه در تبریز بود، به‌رغم توطئه‌های مرتجعان و فرصت‌طلبان، از طرف مردم به‌عنوان نماینده‌ی دوره‌ی دوم مجلس شورای ملی انتخاب می‌شود.

وی در مجلس تسلیم و سازش دولت وقت در برابر دولت تزاری را مورد نکوهش قرار می‌دهد و با آن به مبارزه برمی‌خیزد. مبارزه‌ای که دولت را ناگزیر می‌کند با توسل به زور سرنیزه مجلس را تعطیل کند.

خیابانی پس از مدتی زندگی مخفی، راهی تبریز می‌شود و با ایجاد یک کانون شورشی، دیگر بار پرچم مقاومت و تدارک قیام را در آنجا برمی‌افرازد. آن جنبش کوچک پس از طی سریع مراحل رشد به سر تا سر تبریز گسترش یافت تا جایی‌که تبریز خود به یک کانون شورشی بزرگ و یک منطقه آزاد شده تبدیل گردید.

شانزدهم فروردین ۱۲۹۹، اداره‌ی نظمیه‌ی تبریز، بمنظور سرکوب و ازمیان‌برداشتن شیخ محمد خیابانی و یارانش، پایگاه آنان را تحت محاصره قرار داد. مردم تبریز دست به اعتراضی ‌زنند که بزودی به یک جنبش عمومی تبدیل شد.قیامی که تا شهریور همانسال شلعه‌ها کشید.

سرانجام در ۲۳شهریور ۱۲۹۹، خیابانی، به دست یکی از سران قزّاق به شهادت ‌رسید. او در آخرین دقایق حیاتش چنین خروشید:

«من کشته‌شدن را به تسلیم ترجیح می‌دهم. من پیش دشمن زانو نمی‌زنم. من فرزند انقلاب مشروطیت ایرانم، انقلاب خلق هرگز خاموش نخواهد ماند.»




۱۶ فروردین سال ۱۳۲۰، درگذشت پروین اعتصامی، شاعر توانای ایران


پروین اعتصامی  در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز بدنیا آمد او  از کودکی به ادبیات روی آورد و به سرودن شعر پرداخت. شعرهایش که در مجله بهار چاپ می شد  مورد توجه بسیار مردم قرار می گرفت.  اهمیت شعر پروین در این بود که دردهای مردم را منعکس می‌کرد.

[caption id="attachment_222225" align="alignleft" width="356"]روزها و یادها- هفته دوم فروردین                                                                                پروین اعتصامی                      [/caption]

شعرهای او ساده، مردمی و متعهد بود.  پروین در اشعار خود از یتیمان، تهیدستان،  و رنجبران سخن می‌گفت.در شعرهای او ستیز با فرهنگ تحمیلی  عقب نگهداشتن زن نیز جای مهمی دارد.

پروین در اشعارش مناظره‌هایی بین اشیا و یاشخصیاتهای اجتماعی برقرار می‌کند و می‌کوشد توجه مخاطب خود را به درد مردم و به واقعیتی ورای ظواهر فریبنده جلب کند.

در قطعه «مست و هشیار»، قوانین و مقررات ظالمانه را نفی می‌کند و طبقه حاکم را رسوا می‌سازد و در قطعه دزد و قاضی، پروین قاضی و به عبارت درست‌تر نظام حاکم را به محاکمه می‌کشد.

پروین شاعری پرکار و توانا و گویای توانمندی و استعداد زن ایرانی آن هم در نامساعد ترین شرایط اجتماعی بود.