شطرنجی – ۱۸۳ :‌ اذعان خامنه ای در دیدار با طلاب نسبت به ریزش نیروهای نظام

این شطرنجی را در حالی تقدیم حضورتان می کنیم که دم دمای پائیزه و فصل برگریزان! البته فقط پائیز طبیعت نیست. به اعتراف تی وی ریش «پائیز پر چالش برجام» هم هست و همینطور پائیزی برای کل نظام. وقتی هم میگوئیم پائیز معلوم است ، خشک شدن شاخه های نظام و زرد شدن برگها و ریزش نیروهای نظام. چیزی که خود خامنه هم در دیدار با طلاب بآن اذعان کرد.

خامنه ای: اينكه بعضي‌ها اين جور القا كنند، اين جور بنويسند و بگويند كه خب انقلاب يك حادثه‌اي بود، تمام شد، برگرديم به زندگي‌ عادي، اين خيانت به انقلاب است.

حالا یک کلیدواژه داریم به نام «خیانت به انقلاب». البته نیاز به یادآوری نیست که «انقلاب»‌ اسم مستعار نظام ولایت فقیه است. چیزی که به قول دجال جماران، حفظ و حراست از آن اوجب واجبات است.

داشتیم در مورد ریزش نیروهای نظام صحبت می کردیم. بعد از این حرف خامنه بود که مهره های نظام پی این حرف را گرفتن و مقاله هایی با همین مضمون چاپ کردند. یک نمونه اش «انقلابی های پشیمان».

امروز، خطر عقب گرد مسئولين و هضم  شدن ارادي  آنها در  نظام سرمايه  داري جهاني، آنقدر بالاست، که طي چند  سال اخير يکي از پر تعداد ترين  تأکيدات رهبري نظام، تأکيد بر حفظ انقلاب، تداوم انقلاب، ممانعت از حذف امام  و تحريف امام، پرهيز دادن بزرگان از عقب گرد  و دعوت آنها به اعتماد نکردن به آمريكا و اعتماد  کردن به وعده هاي نصرت الهي بوده است.

عقب گرد مهره های نظام و چار نعل رفتن به سمت نظام سرمایه داری و در نهایت گذشتن از هضم رابع سرمایه داری جهانی. فقط سوالی که برای من پیش میاد این است که مختصات امپراطوری 100 میلیارد دلاری خامنه این وسط کجاست؟! یعنی بالاخره این مستضعف بیچاره از هضم سرمایه داری گذشته یا اینکه آن وسط مسطاس؟!

‌ امروز که خيل قابل تأملي  از مسئولين و رسانه هاي همسو با دشمن، در تلاش براي خاموش کردن چراغ انقلاب و سوق دادن مردم به سوي سراب فريبنده  غرب اند، به  شناخت انديشه و مواضع انقلابي امام و رهبر و مبارزه براي تداوم انقلاب،  بيش از هميشه  نياز داريم

وقتی میگوئیم نظام ارتجاعی یعنی همین! همه برای اینکه مملکتشان پویا و زنده باشد میروند سراغ اندیشه های نو و جدید تا بتوانند به مسائل اجتماعیشان پاسخ بدهند اما نظام ولایت تازه شروع می کنند به حسرت خوردن برای اندیشه های پوسیده و سوختة دجال جماران.

بسیاری از چهره‌های سیاسی همان نسل آرام‌آرام و گاه به تندی از صحنه قدرت حذف شدند. اگر در اوایل انقلاب حذف‌ها در حد «یزدی»، «امیرانتظام»، «بازرگان»، «یدالله و عزت‌الله سحابی» و دیگرانی از این دست خلاصه می‌شد، در دهه دوم و سوم نام‌های دیگری به آن اضافه شدند. «حسینعلی منتظری»، «هاشمی رفسنجانی»، «علی‌اکبر ناطق نوری»، «محمدرضا مهدوی کنی»، «حبیب‌الله عسکراولادی» و در این سال‌های اخیر «رئیس جمهوری اصلاحات» هم به این لیست اضافه شدند. چهره‌هایی که در سال‌هایی نه‌چندان دور هر یک مسئولیتی خطرخیز و سترگ در ساختار اجرایی، تقنینی یا قضایی کشور داشتند

از عجب چهره هایی نام برده! البته باید بگویم عجب چهره های کریهی! هاهاها. چهره هایی که در نظام ابتر ولایت فقیه دمشان قیچی شده و اثری ازشان باقی نمانده. اما این حذف ها چرا و در چه زمانی اتفاق افتاد؟ همین مقاله پاسخ را داده.

این حذف‌ها درست در زمانی اتفاق می‌افتد که چهره‌های مورد اشاره سعی می‌کنند با عبرت از گذشته و بازنگری در مواضع و کنش سیاسی صورت گرفته در ادوار مختلف انقلاب، آن هم در مرز پختگی سیاست‌ورزی، مسیری تازه و راهی جدید را بپمایند.

پس دیدیم که نظام ولایت چنین چهره هایی را که خواستند یک تغییر کوچک در روبنای نظام بدهند جراحی کرد و مثل یک تیکه دستمال کاغذی استفاده شده دور انداخت. این هم شیوة‌کار نظام است.

ملاحظه فرمودید! تو باند عظما به این یکی  میگویند که از هضم سرمایه داری گذشتند و به نظام ولایت خیانت کردند، این باندیا هم تلاش می کنند چهره های جراحی شده شان را بزک کنند و میگویند چهره های حذف شده با عبرت از گذشته دنبال اصلاحات بودند! چه توهماتی! اصلاحات، آاونهم در نظام ولایت…. بگذریم اما باید گفت این حرفها که فقط جنگ و دعوای باندی است. پس واقعیت چیست؟ واقعیت این است که هر دو باند نظام دارند آبرو حفظ می کنند و آن کلمة‌ اصلی را به زبان نمیآورند چرا این چهره ها، همشان بریده بودند! بریده که شاخ و دم ندارد. از ترس همین بریدگیهاست که مقاله می نویسند که «به انقلاب- بخوانید ارتجاع- خیانت نکنیم»

خستگي انقلابيون و انصراف از ادامه راه و حركت در مسير انقلاب، دنياگرايي و عافيت‌طلبي نيروهاي باسابقه انقلابي، تجديدنظرطلبي در آرمان‌ها و اهداف انقلاب، و استحاله شدن برخي چهره‌هاي پيشكسوت در انقلاب، از خطرات جدي متوجه هر انقلابي … است. اكنون  تمامي اين خطرات عليه جمهوري اسلامي مشاهده مي‌شود و در مواردي هم خسارت‌هايي از ناحيه اين مقوله‌ها، متوجه حركت انقلاب اسلامي شده است.

طرف حتی نوشدارو هم نداره فقط دارد نسخة‌ نوشدارو می نویسد آنهم بعد مرگ نیروهای نظام. حتی اگر از منظر نظام ولایت هم که نگاه کنیم این نسخه را باید یک چیزی حدود ۳۰ سال پیش که پاسدارای نظام وارد کار اقتصادی شدند می پیچید. نه حالا.

به طور واضح جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام سیاسی طی 40 سال گذشته با ریزش‌های قابل توجهی مواجه شده است. ریزش‌هایی که بدون شک از سوی نسل‌های دوم و سوم کلید زده و اجرایی شد

ریزش از نظام منحصر به یک نسل از مهره های نظام نیست بلکه تمامی نسلهای و کل بدنة‌ نظام را فرا می گیرد. و حالا بعد از مرور ریزش ها و بریدگیها در نسل های مختلف نظام رسیدیم به امروز. حالا با این سوال مواجهیم که آیا نسل جوان امروز هیچ سنخیتی با این نظام دارد یا اینکه از بیخ و بن خواهان برچیده شدن این نظام با تمام باندها و دسته جات درونیش است. شاید بهتر باشد سوال را اینطور مطرح کنم که آیا نسل جوان امروز جزو ۹۶ درصدی های ناراضی از نظام است یا آن ۴ درصد؟

پاسخ با شما.

Category: فردای ما