نمای بسته – نگاهی به فیلم کوتاه «تشنگی»

فیلم – تشنگی

«تشنگی» نام فیلم کوتاهیست که پیرنگ آن، آمیزه‌ای از طنز و احساسات انسانی است. فیلمی که به صورت نمادین،‌ مفهومی انسانی را به بیننده منتقل می‌کند.

نخستین شات، بیابانی خشک با ماسه‌های روان را به نمایش گذاشته است.

اما یکباره، شخصیت اصلی داستان به صورتی غیر معمول، در فیلم ظاهر می‌شود. داستان چیست؟ این پرسشی‌ست که تا پایان فیلم، ذهن بیننده را به دنبال فیلم می‌کشاند.

کارگردان در صحنه‌های پیاپی، نشان میدهد که مرد تنها، در بیابانی بی‌انتها و بدون آب سرگردان است. تشنگی و ناامیدی از یافتن راه نجات،‌ پیاپی بر تابلوی تخیل ذهن او، چشمه‌ای را با آب گوارا نقاشی می‌کند؛ اما درست در لحظه‌ای که او می‌رود آب را بنوشد،‌ روشن می‌شود که آن صحنه‌ها به تمامی بازتاب ماسه و صحرای بی‌آب، در ذهنش است.

اما کماکان بیننده یک پرسش دارد: داستان چیست؟ این مرد از کجا گرفتار چنین بیابانی شده است؟

تلفیق طنز کاراکتر اصلی، همراه با موزیکی خاطره‌‌انگیز، که درست در لحظه‌های هیجان فیلم اوج می‌گیرد، پارادوکسی را ایجاد کرده که بر گیرایی فیلم افزوده است. کارگردان همچنین برای فیلم‌برداری،‌ تکنیک فیلم سلفی را هم در برخی شاتها وارد کرده، که کاری نوآورانه است.

بیننده کماکان در پی این پرسش است که مرد سرگردان،‌ چگونه از بیابان سر درآورده و چرا؟ در صحنه‌های پایانی فیلم، علت روشن می‌شود. آنجا که مردتشنه در کنار خیابانی نشسته، گفتگوی کوتاهی را به یاد می‌آورد که کسی از او درخواست آب کرده، اما او پاسخ منفی داده است.

درست در همین لحظه، رهگذری با سگش می‌گذرد. مرد تشنه از او درخواست آب می‌کند، اما پاسخ رهگذر منفی ا‌ست.

در اینجا با اتفاقی که برای آن رهگذر می‌‌افتد،‌ بیننده به پاسخ این سوال پی می‌برد که چرا در ابتدای فیلم، آن مرد به یکباره در میان بیابان سرگردان شد.