فاجعه دردناک کودکان ناپدید شده

در برابر چنین دردی چه باید کرد؟

 

هر روز در قاب پنجره ی میهن مان ایران غوغایی است، تصاویری كه پشت سر هم میگذرند و با دیدن شان احساسات مختلفی از خشم و درد و چاره جویی به آدم هجوم میاورد، با دیدن هر صحنه، هزاران تصویر درد آور دیگر هم به ذهن  هجوم میاورد. یك روز طناب دار، یك روز شلاق. یك روز مشت گره كرده تجمع كننده ها جلوی مجلس، یك روز نگاه پر از درد كودك كار، یك روز داغ زخم كولبر به خاك افتاده، یك روز خشم دانشجو. یك روز درد كارگر،یك روز فریاد معلم. یك روز صدای زندانی.

این دردها و خشم ها در هم گره می‌خورند، مثل موجی روی هم دیگر حركت می‌كنند و به هم نیرو می‌دهند موجهایی كه پیش می‌روند و به هم می‌پیچند و عاقبت یك روز طاقتت از فشار این همه موج طاق می‌شوند. یک چیزی درونت شعله می‌كشد و می‌گویی چه كار باید كرد؟ به دور و برت نگاه می‌كنی و شعله‌ای كه در جانت زبونه می‌كشد را در چشمهای بقیه هم می‌بینی. راستی چه كار باید كرد؟

شعله در شعله فزون می‌گردد!

در مورد آمار فاجعه بار كودكان كار و كودكان محروم از تحصیل صحبت كردیم. اما این همة داستان نیست، قسمت دردناك تر وفاجعه بار تر داستان كودكانی است كه ناپدید می‌شوند و كسی از سرنوشت شان باخبر نمی‌شود. فاطمه دانشور عضو شورای قلابی شهر تهران دهم تیر به وجود باندهای بزرگ خرید و فروش كودكان اعتراف كرد و گفت: «در بسیاری از موارد کودکان ناپدید می‌شوند و اعضای بدن آنها قاچاق می‌شود و بعد از مدتها جسد برخی از آنها در بیابانها بدون کلیه و چشم رها شده است.»

البته همان‌طور كه انتظار می‌رود این مزدور حكومتی صحبتی از نقش حكومت در این جنایت نمی‌كند و با وقاحت تمام، مقصر را خانواده‌ها می‌داند  و می‌گوید: «خانواده‌ها، کودکان خود را برای کار اجاره می‌دهند و شاید هفته‌ها بچه‌هایشان را نبینند آنها نگران هم نمی‌شوند و معتقدند که بالاخره باز می‌گردند.»

انگشت اتهام اینجا هم به سمت مردمی است كه ۶۰ درصدشان حداقل درآمد یك زندگی سطح پایین را هم ندارند و ۱۰ میلیون نفرشان در فقر مطلق هستند. كسی نمی پرسد این حكومت چه به روز یك مادر یا پدر آورده كه مجبورند بچه‌های كوچك را برای یک لقمه به خیابان بفرستند. و كسی پاسخ نمی‌دهد كه چرا این همه اعدام و بگیر و ببند، باندهای قاچاق مواد مخدر هر روز گسترده‌تر می شود و ابعاد اعتیاد بیشتر می‌شود؟

واكنش های پر از وحشت آخوندها نسبت به گردهمایی بزرگ ایران آزاد امسال حتی از قبل از مراسم شروع شد.

این واکنشها حتی به جنگ در درون رژیم هم دامن زد به طوری که ظریف و دولت روحانی را مورد حمله قراردادند که چرا رفتی فرانسه و نتوانستی جلو گردهمایی مجاهدین را بگیری و در عمل نظام مورد تحقیر قرار گرفت. به این ترتیب به شکست در رویارویی با مقاومت ایران اعتراف کردند .

یك پهنه دیگر  این رویارویی جنگ سایبری بود. در مقابل انعكاسات و بازتابهای گسترده این گردهمایی كه شامل ۵۵۱ رسانه عربی،۵۱ رسانه غربی، ۱۳ رسانه فارسی و شبكه‌های مجازی بود، آخوندها تلاش كردند كه چند هشتگ به راه بندازند. آن هم توسط ارتش سایبری كه ۱۲ سال روی آن سرمایه گذاری كردند. بهتراست كه نتیجه را از رسانه‌های خود رژیم بخوانیم :

به اعتراف سایت حكومتی جهان نیوز-۱۲ تیر: كاربران با سه هشتگ و با نیرویی به استعداد ۷۵۰۰ کاربر، وارد کارزار اینترتی خود شدند تا با به‌راه انداختن یک توفان توییتری، حجم مخالفت مردم ایران! با گردهمایی مقاومت را نشان دهند. حالا این شما و اینهم نتیجه توفان توییتری ولی فقیه و دارو دسته اش

”هشتگ iranhatesmek: شصت هزار و ۷۰۰ توئیت

هشتگ no2mek: سی و هفت هزار و ۷۰۰ توئیت

هشتگ no2rajavi: سه هزار و ۶۰۰ توئیت

تعداد کاربر: ۷۵۰۰ کاربر“

هشتگ no2rajavi از ساعت ۷ صبح شنبه آغاز شده و در طول بازه ۲۷ ساعته ادامه داشته اما موج قابل توجهی را ایجاد نکرده است.»

وقتی که هشتگ «نه به رجوی» شکست خورد، یک هشتگ دیگرو به‌دنبال شکست خوردن اون هشتگ، هشتگ سومی راه‌اندازی شد که به گفته همین سایت، آنها هم  به جایی نرسیدند و موجی ایجاد نکرده و متوقف شدند!

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!