روزها و یادها هفته اول تیر -۲۶تیر ۱۳۹۶

 

۲۲خرداد ۱۳۵۹روزی که مجاهدین نقاب از چهره واقعی خمینی بر انداختند .


برگزاری میتینگ بزرگ امجدیه در۲۲خرداد ۱۳۵۹ تاثیرات عظیمی در جامعه و صحنه سیاسی ایران بجا گذاشت . آنچنان نه فقط گروهی از نمایندگان مجلس رژیم و یا معاون وزیر کشور وقت آخوندها مجبور شدند چماقداری را محکوم کنند بلکه امواج قدرتمند تاثیرآن تا درون خانه دجال هم رفت و احمد فرزند خمینی هم مجبور به محکوم کردن چماقداری شد . امری که باعث شد خمینی ‍‍‍‍پس از یک هفته در خانه نشستن و لغوملاقاتها خودش به صحنه بیاید و صراحتا بر ضد مجاهدین و به نفع چماقداری موضعگیری کند و بگوید دشمن ما نه در آمریکا نه در شوروی ونه در کردستان است بلکه در همینجا در مقابل چشمان ما در همین تهران است .خمینی در ادامه موضع گیریش حرف آخر را هم زد و گفت مجاهدین بدتر از کفارند .در واقع با این تهاجم سیاسی اجتماعی نیرومند مجاهدین علیه دجال و پدیده خمینی ساخته چماقداری خمینی در معرض یک انتخاب قرار گرفت . تحمل دمکراتیک مخالف سیاسی یا سرکوب . و به این ترتیب رویارویی اسلام انقلابی مجاهدین و ارتجاع خمینی به سر فصل جدیدی رسید . مسعود رجوی در میتینگ امجدیه خمینی را از پس پرده تزویر و تقدس ریایی بیرون کشید و چهره واقعی او را که بانی همه جنایتها  سرکوب ها و چماقداریها بود در معرض دید همگان قرار داد .




[caption id="attachment_11590" align="alignleft" width="300"]روزی که مجاهدین نقاب از چهره واقعی خمینی بر انداختند روزی که مجاهدین نقاب از چهره واقعی خمینی برانداختند[/caption]

 

 

 

 

 

 

 




پنجم تیرماه ۱۳۱۸ سالروز شهادت شاعر  انقلابی محمد فرخی یزدی


محمد فرخی یزدی شاعری انقلابی و متعهد بود که  شعر خود را در تبلیغ و دفاع از آزادی و انقلاب به فراخوانی برای آزاد زیستن و مبارزه برای آزادی تبدیل کرد.

هرلحظه مزن در که در این خانه کسی نیست            بیهوده مکن ناله که فریاد رسی نیست

شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند              شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست


آزادی اگر می‌طلبی غرقه به خون باش                     کاین گلبن نوخاسته بی‌خار و خسی نیست

هر سر به هوای سر و سامانی و ما را                                      در دل بجز آزادی ایران هوسی نیست

محمد فرخی در سال ۱۲۶۴ شمسی  در یزد و در یک خانواده متوسط بدنیا آمد. در اوایل جنبش مشروطیت، فرخی با وجود دوری از تهران و سایر کانونهای جنبش مشروطه، در یزد به دفاع از مشروطه برخاست. در سن ۲۵سالگی درباره ظلم‌ها و فجایع ضِیغَمالدوله حاکم وقت یزد قطعه‌ای سرود و رفتار ستمگرانه او را افشا کرد. اما بخاطر همین سروده او را به زندان انداختند و لبان آزادیخوانش را به همدیگر دوختند. چندماه بعد فرخی از زندان یزد گریخت و به تهران رفت. در آغاز جنگ جهانی اول و  دستگیری‌های آزادیخواهان، ایران را ترک کرد ولی خارج از ایران هم بخاطر انتشار افکار آزادیخواهانه بر ضد استبداد و استعمار انگلیس مورد تعقیب قرار گرفت . اما همچنان علیه استبداد به سرودن پرداخت.




[caption id="attachment_11591" align="alignleft" width="300"]پنجم تیرماه ۱۳۱۸ سالروز شهادت شاعر انقلابی محمد فرخی یزدی شهادت شاعر انقلابی محمد فرخی یزدی[/caption]

باز گویم این سخن را گرچه گفتم بارها      می‌نهند این خائنین بر دوش ملت بارها


دفع این کفتارها، گُفتار نتواند نمود             از ره کردار باید دفع این رفتارها


فرخی در زندگی پرفراز و نشیبش، هرگز عشق به ایران و آزادی مردم ایران را فراموش نکرد. دردوره رضاخان، فرخی  با مشکلات زیادی روزنامه طوفان را منتشر می‌کرد. این روزنامه در عرض ۷سال، ۱۵بار توقیف شد.  عزم جزم فرخی  برای دفاع از آزادی، به شعراو صلابت و استحکام و تپش می‌بخشید


  قسم به عزت و قدر و مقام آزادی                که روح‌بخش جهان است نام آزادی


به پیش اهل جهان محترم بود آنکس           که داشت از دل و جان احترام آزادی


  فرخی یزدی همچنان می‌سرود و افشا می‌کرد  و مردم را برای بدست آوردن آزادی برمی‌انگیخت، و به همین دلیل توطئه قتل او را چیدند.  آخرین بار عوامل حکومت دیکتاتوری رضاخانی، یکی از طلبکارانش را تحریک کردند که برای ۵۰تومان قرض از او شکایت کند و این بهانه‌ای بود برای دژخیمان که او را دستگیر و زندانی کنند . پس از ۲سال اسارت و شکنجه سرانجام او را با تزریق آمپول هوا  به شهادت رساندند. یاد این شاعر انقلابی و شهید آزادی، در خروش آزادیخواهی خلق ما و در سرودهای مقاومت و در اهتزاز پرچم آزادیخواهی نسلهای  مبارز و مجاهد، همچنان زنده و گرامیست و گرامی خواهد بود.


 




هشتم تیر سال ۱۳۵۵ ،  درگیری و شهادت فدایی خلق حمید اشرف و همرزمان قهرمانش .


هشتم تیر ۱۳۵۵ فدایی شهید حمید اشرف یکی از رهبران سازمان چریکهای فدایی خلق ایران به همراه  ده تن از همرزمان  قهرمانش  در محاصره ساواک شاه خائن قرار گرفتند. آنان در نبردی نابرابر ، تا آخرین  نفس در برابر  مزدوران ساواک مقاومت کردند و سرانجام  قهرمانانه به شهادت رسیدند. آنان  با رزم  و خون  خود بر سازش ناپذیری خلق قهرمان و فرزندان انقلابی و پاکبازش گواهی دادند. آنچه حرکت انقلابی آن فرزندان جان بر کف خلق را درآن سالها برجسته و ممتاز می ساخت، همانا مرز بندی قاطع با اپورتونیسم راست و  شاخص آن حزب خیانت پیشه توده بود




[caption id="attachment_11594" align="alignleft" width="300"]هشتم تیر سال ۱۳۵۵ ، درگیری و شهادت فدایی خلق حمید اشرف و همرزمان قهرمانش . فدایی خلق حمیداشر[/caption]

خط مشی ای که بالاخص در وفاداری چریکهای فدایی به خط مشی انقلابی مسلحانه تجلی می یافت. خط مشی ای که درستی آن، دو سال بعد از شهادت آن قهرمانان، با سقوط دیکتاتوری سلطنتی به اثبات رسید. و بی شک خون آن قهرمانان، در راهگشایی مبارزه مردم علیه استبداد سلطنتی نقش مهمی داشت.

در سالگرد شهادتشان،  یاد فدائیان قهرمان، حمید اشرف، محمدِ حسینی حقنواز، محمد مهدی فرقانی، یوسف قانع خشکه بیجاری، فاطمه حسینی، طاهره خرم، غلامرضا لایق مهربانی، طهماسب  وزیری، رضا یثربی،  غلامعلی خراط پور، و عسگر حسینی اَبَرده  را گرامی می داریم.







هشتم تیرماه ۸۸  در گذشت فروغ حسنی، مادر مجاهد شهید ندا حسنی


زنده یاد فروغ حسنی، مادر مجاهد قهرمان ندا حسنی، یکی از زنان قهرمانی بود که پس از سالها یاری مقاومت و مبارزه در هواداری از مجاهدین خلق ایران، سرانجام در هشتم تیرماه سال ۸۸ درگذشت و به خیل جاودانه فروغها و شهدای راه آزادی پیوست. فرزند قهرمان او ندا حسنی، در دوم تیرماه سال ۱۳۸۲، در اعتراض به توطئه هفده ژوئن علیه مقاومت ایران، خود را به آتش کشید و جان در راه دفاع از مقاومت و آزادی ایران فدا کرد.

بالاترین آزمایش او بعد از شهادت غرورآفرین و دردناک ندا شروع شد. همانجا که برسر مزار او با لباس سفید حاضر شد و فریاد زد که صدای ندا خواهد شد وچه مشعل دار شایسته و چه آتشفشان همواره گدازانی بود که درهرلحظه همه ناخالصی ها را  از سرراه برمیداشت، ذوب و جارو می‌کرد .هشتم تیرماه ۸۸ در گذشت فروغ حسنی، مادر مجاهد شهید ندا حسنی

او می گفت: بچه های ما آزادی می خواهند.  بچه های ما محیط سالم می خواهند  و این تنها و تنها با ارتش آزادیبخش، با شورای ملی مقاومت تحت رهبری خانم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت میسر است.
آخر او  اون بهترین ما است. او باعث شده است  دلیل اینه که ما بایستیم اینجا و بگوییم، آره ما ایرانی هستیم. ما لایق آزادی هستیم. ما خون دادیم آزادی را با خون می خریم. مریم را به تهران می بریم. بگذارید که هر چه می خواهند بگویند.