سپیده بر دار صحبت از پژمردن يک برگ نيست واي! جنگل را بيابان مي کنند دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان مي کنند هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا آنچه اين نامردمان با جان انسان مي کنند     به‌خاطر مي‌سپاريم نامهاي شما و رنگ لحظه لحظهٌ شبهايي كه در راهروهاي […]

بیشتر بخوانید

قتل عام زندانیان سیاسی تابستان ۱۳۶۷ وقتي طناب دار را به‌گردنش انداختند نامي را از او شنيدند. نامي كه پيش از آن چند‌هزار‌بار به‌دار آويخته بودندش.       «شيخ» و «دد» و «ديو» و «دار» آميخته‌اند خونها ز خداي عشق ما ريخته‌اند بر ترمه‌ی خاك و لوح و نقش ايـران  تا سقف فلك ستاره […]

بیشتر بخوانید

قتل عام زندانیان سیاسی تابستان ۱۳۶۷ به شوق زندگی آواز می خواندند و تا پایان به راه روشن خود با وفا ماندند تو در من زنده ای و من در تو

بیشتر بخوانید

قتل عام زندانیان سیاسی تابستان ۱۳۶۷ به‌خاطر مي‌سپاريم نامهاي شما و رنگ لحظه لحظه‌ی شبهايی كه در راهروهای مرگ گذشت. هر پيچ و تاب پيكر سرفرازتان آويخته از پنجه‌ی بيرحم طناب را  هم‌چون سرخ‌ترين جامه‌های قهرمانان ميهنی در ميانه‌ی ميدانهای نبرد                   به ياد سپرده‌ايم.

بیشتر بخوانید

قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ از زبان شاهدان   ما قافله‌ی ستارگانيم, آری ما وارث خون خاورانيم, آری چون مسلك ما: مرگ بر استبداد است در انجمن محاربانيم, آری      

بیشتر بخوانید