اذعان هاشمی نژاد دبیر کل بنیاد هابیلیان از نهاد های وزارت اطلاعات به محبوبیت مجاهدین

اذعان به محبوبیت مجاهدین

آخوندها كه به قول خودشان در دهه هفتاد صحبت از مجاهدين را در رسانه ها ممنوع كرده بودند حالا به هر مناسبت و در هر فرصتي از مجاهدين ميگویند. اين بار هاشمي نژاد، دبيركل بنياد هابيليان كه از نهادهاي شناخته شده وزارت اطلاعات است را به دانشگاه تهران فرستادند تا در در اين مورد صحبت كند.

اگر نگاهي به تصاويري كه از اين جلسه منتشر شده بیندازيد، صندلي هاي خالي و چهره هاي غير دانشجو در آن مشخص است.هاشمي نژاد در حرفایش اول مجبور است به محبوبيت مجاهدين اذعان كند و ميگوید:«توانستند بسیاری از افراد و حمایت آنها و حتی بزرگان انقلاب را پشت سر خودشان بیاورند»بعدهم به تشكيلات قوي مجاهدين حتي در داخل زندان اشاره ميكند و ميگوید:«بیش از ۵۰ سال پیش توانست گروهی که از هم پاشیده است را در داخل زندان منسجم کند و تشکیلات ایجاد کند. و با زندان‌های سراسر کشور ارتباط برقرار کردند و خط مشی‌ها را می‌دادند.»

البته هر جا كه بحث مجاهدين پيش ميآید، آنهم در اين روزها، صحبت از قتل عام سال67 هم اجتناب ناپذير است. اين مهره اطلاعاتي در وحشت از پيشرفت عميق جنبش دادخواهي دوباره بحث عوض كردند جاي شهيد و جلاد را مطرح ميكند و ميگوید:

«دنبال این هستند که از موضوع سال ۶۷ یک جنایت درست کنند. جانیان مدعی بحث حقوق بشر ما شدند! جای قاتل و مقتول را می‌خواهند عوض کنند.. اگر امام آن روز این تدبیر را نکرده بود،‌ امروز ما این امنیت فعلی را قطعاً نداشتیم.»

بايد پرسيد اگر قتل عام 30 هزار زنداني سياسي جنايت نيست پس چيست؟حقيقت آنقدر روشن است كه نيازي براي تلاش به درست كردن جنايت نيست. چهره ي سياه قاتلان و دست هاي خونين شان اين روزها پيش چشم دنيا و مردم ايران و نسل جواني كه آن روزها را نديدند قراردارد. جانيها خطر را آنقدر نزديك حس كردند كه براي دور كردن آن از خودشان مجبورند جلسه بگذارند و از چيزهايي بگویند كه روزگاري خط قرمز شان بوده. اما سوالاتي كه هاشمي نژاد در همين جلسه دست چين شده باآن روبه رو ميشود، خودش نشان دهنده عمق نفوذ مجاهدين در جامعه و ايجاد اين سوال در اذهان است كه واقعيت چيست؟

يكي ميپرسد: مجاهدین خلق «در حال حاضر چه برنامه یا استراتژی برای ضربه زدن به نظام» دارند؟ ، يكي ديگر در مورد تعداد اعدام شده هاي تابستان 67 سوال ميكند و ديگري به اين حقيقت اشاره ميكند كه تعدادي از افرادي كه اعدام شدند حكمشان تمام شده بوده يا اتهام جديدي نداشتند. سوال ديگری كه مطرح ميشود در مورد كانديداتوري رهبر مقاومت در سال 57 است وگفتند «درباره کاندیداتوری آقای رجوی در انتخابات بگویید که رد صلاحیت ایشان منجر به این رویه شد؟»

اين جلسه دو چيز را خيلي خوب نشان ميدهد. اول اينكه دربرابر توجه نسل جوان به واقعيت مجاهدين رژيم به قدري ناتوان و شكست خورده است كه مجبور است خودش اينطور علني چنين برنامه هايي برگزار كند. دوم اينكه 38سال سانسور و دروغ، نه تنها  به جايي نرسيده بلكه كاملا با شكست مواجه شده و امروز بعد از نزديك به 4 دهه، نسل جوان خودش به دنبال اين حقيقت است و خيلي چيزها را فهميده.

خوب است حالا كه از ترس رژيم به خاطر گسترش جنبش دادخواهي و واكنش به آن گفتيم، كمي هم از فعاليتهاي شما جوانها بگوئيم. از چيزي كه خميني آن را فراموش شده ميخواست اما امروز روي ديوار هر شهر نامش تكرار ميشود. از جنايتي كه روزي قاتلانش ناشناخته بودند و در سكوت انجام شد، اما امروز خواسته محاكمه قاتلانش يك خواسته عمومي است و شعاري كه بر ديوارها فرياد ميشود. مطمئن باشيد كه اين فعاليتها هر كدام وجود رژيم را به لرزه در ميآورد و تاثيرخودش را خواهد گذاشت.

Category: فردای ما