چشم انداز نظام ولایت فقیه در برخورد با بحرانهای سیاسی چیست؟

ولی فقیه ارتجاع و آخوند روحانی در مورد نقشه راه برخورد با بحرانها یا برنامة دولت جدید کلی گویی می کنند و از ارائه راه حل مشخص طفره می روند؛ ولی از آنجا که بحرانها در عرصه های منطقه یی،جهانی و داخلی گریبان نظام را گرفته است، دغدغه نقشه مسیر نظام در هر صورت در جدالهای باندی بیرون میزند. این که بالاخره رژیم در برابر راههای در پیش روی خودش چه مسیری را انتخاب می کند؟ یعنی چه راه حلی را ترجیح باید بدهد از مهمترین موضوعات مورد کشمکش مهره ها و باندهای حکومتی است. گزارشی را در این باره با هم می بینیم:

شرایط فراتر از «سلفی حقارت» و راه حل ها

علی خرم – سفیر سابق رژیم مقر اروپایی ملل متحد- 19 مرداد
اگر ایران در چارچوب توافق هسته‌ای، سایر طرف‌ها بویژه کشورهای اروپایی را با خود همراه سازد، می‌تواند بخوبی با ساز ناکوک ترامپ مقابله کند، این امر مستلزم آن است که ایران در مناسبات دو سویه با اروپایی‌ها ملاحظات آنها را درخصوص موضوعاتی چون حقوق بشر در نظر گیرد و از طریق تداوم گفت‌وگوهای سازنده سیاسی به رفع ادعا و نگرانی‌های آنها بپردازد.»

علی بیگدلی- از مهره های باند روحانی- 19مرداد
گسترش حوزه‌های نفوذ در سال‌های اخیر چندان نتایج سودمندی برای کشور ما در پی نداشته است. بنابر این شاید بهتر باشد، با تغییر برخی رویکردها حوزه‌های نفوذ امنیتی و نظامی مان را به حوزه نفوذ اقتصادی تبدیل کنیم.

حسن بهشتی پور- از مهره های باند روحانی- 19 مرداد
روحانی باید در برابر بهانه‌جویی‌های امریکایی‌ها مدیریت تعامل داشته باشد و از بهانه دادن به آنها خودداری کند. بویژه آنکه ترامپ با تقویت پیمان با متحدان منطقه‌ای‌اش سیاست منزوی کردن تهران را پیش می‌برد. استراتژی دستگاه دیپلماسی برای خنثی کردن این هدف باید کاستن از دشمنی‌های منطقه‌ای و ترمیم و بهبود رابطه با کشورهای منطقه خلیج فارس باشد.

مطهرنیا- از مهره های باند روحانی – 19 مرداد
این درست است که باید ایده‌آل‌های انقلابی‌مان را در نظر داشته باشیم، اما در عین حال باید این حقیقت را نیز در نظر داشته باشیم که سیاست از هویتی قدرت محور برخوردار است و هر کس قدرت بیشتری داشته باشد می‌تواند آرمان‌هایش را تحقق بخشد

.**********************************************************

– خوب دیدیم که مهره‌ها و رسانه‌های باند روحانی به تلویح و اشاره کنار گذاشتن خط دخالت و جنگ‌افروزی در کشورهای منطقه تحت عنوان عمق استراتژیک، قدری کوتاه آمدن در اعدام و سرکوب و گفتگو با امریکا و غرب را پیشنهاد می‌کنند؛ اما خوب است ببینیم مهره ها و مقامات باند خامنه ای چه می‌گویند و آنها چشم انداز پیش رو را چطور تصویر می کنند؟:

روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران- 19مرداد
فراتر از «سلفی حقارت»:
نکته مهم‌تر در این زمینه هدف راهبردی اروپا در این نوع تعاملات است که بسیار زیرکانه‌تر از راهبرد تیم تازه کار حاکم بر کاخ سفید است و سفر موگرینی به ایران همانگونه که دفتر وی درآستانه سفرش به ایران اعلام کرد در همین راستا قابل ارزیابی است و آن تفاوت استراتژی اروپا و امریکا برای تغییر در ایران است.

احمدعلی مقدم از باند مؤتلفه- 19 مرداد
دستگاه دیپلماسی کشور پاسخ دهد اصولاً برای چه مذاکره کردیم؟ اگر قرار بود تحریمی برداشته نشود پس فلسفه مذاکرات چه بود؟ مذاکره کردیم تا امتیاز به طرف مذاکره کننده واگذار کنیم؟ و شاهد نابودی تأسیسات هسته‌ای، خارج کردن ذخایر اورانیوم غنی شده کشور ماحصل ده‌ها سال کار دانشمندان هسته‌ای کشور با وجود صرف میلیون‌ها دلار از بیت‌المال کشور بود، باشیم؟
مسؤولان مذاکره کننده به برتری قدرت و هیمنه آمریکا اشاره و بیان می‌کنند که ما توان مقابله با آنان را نداریم که بتوانیم خواسته خود را در مذاکرات به طرف مقابل بقبولانیم

آخوند احمد خاتمی- 18 مرداد
دشمن هیچ زمانی برای رفاه ما لبخند نمی‌زند بلکه همیشه به دنبال زمین زدن ما هستند،‌ای کاش روزی برسد رسانه‌هایی که چهره آمریکا را به دروغ بزک کردند و به مردم نشان دادند توبه کنند و از ملت ایران عذرخواهی کنند

گفتگو با علیرضا معدنچی

س) ‌در گزارشی که دیدیم، کارشناسان هر دو باند رژیم به صحنه آمده اند و هر کدام راهکاری را مطرح کردند؛ مثلاً این که چالشهای منطقه‌یی نظام باید حل بشود، یا در حقوق بشر ما باید قدری خودمان را با نرمهای بین‌المللی تطبیق بدهیم و غیره…

چرا تعداد زیادی از این باصطلاح کارشناسان بخط شدند و هر کدام خطی را مطرح می‌کنند؟

ج) به دلیل این که تهدید بسیار جدی است و در نتیجه هر کسی و هر جریانی که منافعش در گرو حفظ این رژیم است، به طور طبیعی به تکاپو می‌افتد تا به زعم خود رژیم را نجات بدهد. آنها می‌بینند که نه در حرفهای خامنه‌ای کورسوی نجاتی هست و جز شعارهای توخالی نیست و نه از کابینه‌یی که روحانی معرفی کرده می‌تواند آبی برای رژیم گرم شود؛ مثلا یکی از این کارشناسان می‌گوید: «من هیچ امیدی به کابینه دولت دوازدهم ندارم و معتقدم مادامی که اقتصاد آلوده و نفوذ سرمایه در آن گسترده باشد، افراد تاثیر خاصی نمی توانند داشته باشند… یک کابینة کارآمد کابینه‌یی است که استراتژی و برنامه داشته باشد اما… دولتها در ایران اصلا استراتژی بردار نیستند. (حسین راغفر ـ سایت حکومتی فرارو 9مرداد 96)
این است که خودشان وارد می‌شوند و هر کدام مطابق مذاق و دیدگاه خود راه حلی مطرح می‌کند،

س) چه دلیلی دارد که حرفهای کارشناسها و تحلیلگرها را راه حل تلقی کنیم؟

ج) اینها اظهارنظر هست، اما هر کدام در واقع بیانگر یک خط و یک راهکار است. مثلاً یکی می‌گوید اگر در برابر تهدید آمریکا می‌خواهید به اروپا نزدیک شوید باید ملاحظات آنها را در زمینة حقوق بشر را در نظر بگیرید و رعایت کنید.
آن یکی می‌گوید دخالت در کشورهای دیگر برای ما جز ضرر و هزینه دستاورد دیگری نداشته باید از آنجاها عقب بکشیم و به جای نفوذ امنیتی و نظامی به فکر نفوذ اقتصادی باشیم.
آن یکی می‌گوید با کشورهای غربی باید وارد مذاکرات دو جانبه بشویم.
و دیگری میگوید باید روابط خودمان با کشورهای منطقه و مشخصا عربستان سعودی را بهبود ببخشیم و… هر کدام اینها درواقع بیانگر یک خط است.

س) این که همان ادامة برجام است، راه حل جدیدی نیست.

ج) بله جوهره‌اش برجام است و ادامة سریال برجامها و سریال جام زهرهاست، ولی با این تفاوت که فرمول برجام برد برد بود، رژیم در ازای هسته‌یی که می‌داد، بخشی از ان را که مثلا غنی سازی با غنای 3.8 درصد بود را حفظ می‌کرد یا رفع تحریمها را به دست می‌آورد، اما الان یکطرفه است. می‌گویند باید نیروهایت را از سوریه و دیگر کشورهای منطقه خارج کنی! بدون این که مابه‌ازایش چیزی به رژیم بدهند؛ همچنین می‌گویند باید استانداردهای حقوق بشر را رعایت کنی، ولی باز هم چیزی به رژیم نمی دهند. کارشناسانی که این راه کارها را مطرح می‌کنند در واقع عقب‌نشینی یک طرفه را به رژیم پیشنهاد می‌کنند چون می‌دانند برجام و الگوی برجام مربوط به یک فصل سیاسی سپری شده است و آن شرایط و آن تعادل قوا دیگر هرگز تکرار نخواهد شد.

س) خوب آیا این راه حلها به جایی هم می‌رسد؟

ج) ‌اگر ارائه دهندگان این راه حلها دارای اتوریتة اجرایی هم بودند و می‌توانستند خطی را پیش ببرند، می‌شد اظهار نظر کرد که این راهکارها چقدر امکان موفقیت دارد؟ اما راهکارهایی که پیشنهاد شده، در صورت اجرا موجودیت رژیم را زیر سؤال می‌برد. مثلا رعایت استانداردهای حقوق بشر اروپایی و غربی… مگر رژیم می‌تواند بدون اعدام و سرکوب یک روز سر کند؟ انتخاب یک جلاد دیگر قتل عام به جای پورمحمدی جلاد پاسخ منفی عینی به این سؤال است.
یا عقب نشینی از سوریه و عراق، قبل از این که به زور از این کشورها بیرون انداخته شود، در حالی که خامنه‌ای می‌گوید اگر در سوریه خط نبندیم باید در خیابانهای تهران و سایر شهرهای کشور با دشمن بجنگیم مگر از این رژیم برمی‌آید؟ اگر رژیم به آن تن بدهد، همان تنزل بی‌پایان است که خامنه‌ای گفته و روشن کرده که این تنزل تا نفی نظام پیش می‌رود. هم خامنه‌ای و هم روحانی نشان داده‌اند که توان و جربزة انتخاب و پیشبرد یک خط مشخص را، فارغ از درستی و نادرستی آن ندارند؛ در چنین مواقعی تاریخ منتظر نمی‌ماند و حکم خود را صادر می‌کند.

 

Category: ۳۶۰ درجه