روحانی؛ «مادر تحریمها» یا «مادر مذاکرات»

شقه‌‌ی درونی رژیم براثر تحریمهای اعمال شده

حرفهای روحانی در سخنرانی‌اش در مراسم تحلیف، آتش جنگ باندی را که رژیم می‌خواست آن را در مراسم تحلیف خاموش کند یا پایین بکشد، دوباره شعله‌ور کرده است. روحانی در سخنرانی خودش گفت: «امروز روزگار رونمایی مادر تحریمها نیست، بیایید از مادر مذاکرات رونمایی کنیم». باند خامنه‌ای این حرف را دست گرفته و آن را بر سر روحانی می‌کوبند. نخست از آن رو که استفاده او از عبارت «مادر تحریمها» اذعان به‌این واقعیت است که «بزرگترین بسته تحریمی آمریکا علیه ایران (مادر تحریمها) در زمان ریاست‌جمهوری او اعمال شده است». (روزنامه وطن امروز 16 مرداد) و در ادامه، این سؤال را مطرح می‌کنند که «این بزرگترین بسته تحریمی یا همان مادر تحریمها نتیجه کدام سیاست‌ها و راهبردها بوده است؟».

روحانی وقتی از «مادر مذاکرات» صحبت می‌کند، بدون هیچ ابهامی منظورش برجام است. ادعای دیگر روحانی و باند او مبنی بر آن که برجام سایه جنگ را از سر نظام دور کرده نیز از ابتدا توسط خود خامنه‌ای به‌چالش کشیده شده است.  اکنون باند او نیز خاطرنشان می‌کنند: «آمریکا بعد از انتخابات، تهدید نظامی خود را جدیتر از قبل مطرح کرد و فقط ۲۴ساعت بعد از انتخاب آقای روحانی در اجلاس حجاز «ناتوی عربی» را با سمت و سوی اعلام شده علیه ایران اسلامی تشکیل داد». (کیهان ۱۶مرداد ۹۶)

اتمام دوران برجامی که روحانی از آن دفاع می کند

اما مسأله اصلی و حفرة‌ اصلی در دستگاه نظری روحانی، در ورای این تناقضات که حریف به‌درستی بر آن انگشت می‌گذارد، این است که او در حالی برجام را کشتی نجات برای برون‌رفت از گرداب هولناک شرایط کنونی تلقی می‌کند که در واقع برجام به‌تاریخ پیوسته و فصل آن سپری شده است؛ قابل مقایسه با کاشت و برداشت یک محصول کشاورزی؛ بذری که فصل کاشت آن سپری شده، محصولی به بار نمی‌آورد. این در مورد یک پدیده سیاسی مانند برجام نیز صدق می‌کند؛ چرا که:

اولاً ، برجام معامله‌یی بود بین رژیم و آمریکای اوباما؛ یک طرف معامله (اوباما) اکنون دیگر حضور ندارد. کسی که به‌جای او آمده، حتی برجام هسته‌یی را قبول ندارد، چه رسد که آن را الگوی حل و فصل مسائل دیگر کند.

پروژه موشکی، دخالتهای تروریستی و نقض حقوق بشر در ایران سه موضوع مورد مناقشه با جامعه جهانی

ثانیاً ، مسأله هسته‌یی را که موضوع برجام بود، با مسائلی که در حال حاضر به‌طور جدی در روابط میان رژیم و جامعه بین‌المللی مطرح شده، نمی‌توان قیاس کرد؛ در موضوع هسته‌یی به‌هرحال رژیم چیزی در دست داشت که می‌توانست مورد چانه‌زنی و مذاکره قرار گیرد که عبارت بود از حق غنی‌سازی اورانیوم با غنای ۳.۸درصد؛ از مسائل کنونی مورد مناقشه (موشکی، صدور تروریسم و حقوق‌بشر) شاید تا حدودی موشکی قابل چانه زدن باشد، اما بیرون کشیدن نیروهای رژیم از سوریه (در وهله اول) قابل چانه زدن نیست، زیرا در سوریه رژیم فاقد هژمونی است و بنابراین طرف حساب محسوب نمی‌شود و طرف حساب روسیه است.

 ثالثا، تحریمها، به‌خصوص تحریمهای جدید، جنبه مجازات دارد و به‌نوعی قابل مقایسه با احکام حقوقی است؛ به‌این ترتیب پیشنهاد روحانی مبنی بر این‌که به‌جای مادر تحریمها از مادر مذاکره رونمایی کنیم، به‌آن می‌ماند که محکومی در قبال حکم صادره، به‌دادگاه یا دادستان پیشنهاد کند که به‌جای تحمل کیفر خود، با او وارد مذاکره شوند! خواست جامعه بین‌المللی، همان‌گونه که تیلرسون وزیر خارجه آمریکا اخیراً با صراحت خطاب به‌رژیم تأکید کرد این است که نیروها و شبه‌نظامیان خود را از سوریه خارج کن! آرمایشهای موشکی را متوقف کن! و استانداردهای حقوق‌بشر را رعایت کن!

واضح است که رژیم قادر نیست به‌این خواسته‌ها گردن بگذارد، چرا که هر یک از آنها به‌رشته حیات رژیم گره خورده است؛ اما هم‌چنین واضح است که رژیم نمی‌تواند از انجام آنها سر باز بزند یا با «الگوی برجام» اجابت این خواسته‌ها را موکول به‌یک پروسه کشدار مذاکره و چانه‌زنی سازد و گردن‌کشی کند؛ این به‌منزله خودکشی سیاسی و قرار گرفتن در معرض مکانیسم ماشه تعبیه شده در قطعنامه ۲۲۳۱شورای امنیت است. به‌این ترتیب ولی‌فقیه بین این دو ناممکن، بایستی یکی را انتخاب کند و تعیین تکلیف نماید؛ اما اگر باز هم از آن طفره برود، این، تغییری در حکم قطعی تاریخ نخواهد داد.