بی پرده – خمینی و مجاهدین – قسمت چهارم

بی پرده – خمینی و مجاهدین

بدنبال این بودیم که خمینی چطور و توسط چه کسانی وارد تاریخ ایران شد و اینکه مجاهدین چه نقشی در این میان داشتند. مجاهدین در بدو تاسیس شان بعنوان یک گروه مسلمان که با مشی مسلحانه علیه شاه مبارزه میکردند از محبوبیت زیادی برخوردار شدند.

در سال ۵۴ بدلیل یک ضربه از طرف تعدادی از اعضای سازمان که گرایشات اپورتونیستی داشتند سازمان مجاهدین برای یک دوره متلاشی شد. چون آن اپورتونیست ها ادعا کردند که ایدئولوژی سازمان تغییر کرده و گفتند که دیگر به اسلام اعتقادی ندارند و آیه بالای آرم را حذف کردند و خلاصه با این ضربه خیانت بار اعتبار سازمان مجاهدین را خدشه دار کردند..

بعد از ضربه اپورتونیست ها خمینی و آخوندهای دور و برش چه موضعی گرفتند؟

خمینی بدون اینکه مستقیم از مجاهدین اسم ببرد ولی از آن به بعد در سخنرانی هایش نسبت به برداشتهای مترقی مجاهدین از اسلام که بآن مارک التقاطی میزد، هشدار داد. از جمله اینکه مجاهدین ضرورت وجود روحانیت برای تفسیر اسلام را زیر علامت سوال میبردند:
خمینی
آقا اینطور نیست که شما خیال بکنید که ما اسلام را میخواهیم اما ملا نمیخواهیم. مگر میشود اسلام بی ملا؟ مگر شما میتوانید بدون ملا کار را انجام دهید… نگویید ما اسلام میخواهیم، آخوند نمیخواهیم.

یا در جای دیگر خمینی در همان ایام به اعتقاد مجاهدین برای از بین بردن فاصله های طبقاتی در جامعه به شدت حمله کرد و اینطور گفت:
حالا يك دسته يي پيدا شده كه اصل تمام احكام اسلام را مي گويند براي اين است كه يك عدالت اجتماعي پيدا بشود؛ طبقات از بين برود. يعني، زندگي حيواني علي السواء، يك علفي همه بخورند و علي السواء با هم زندگي كنند و به هم كار نداشته باشند؛ همه از يك آخوري بخورند
آخوندهای دیگر که تا پیش از این در زندان زیر سایه مجاهدین بودند بعد از متلاشی شدن سازمان مجاهدین، به اصطلاح دور برداشتن و افکار عقب مانده شان را در فتواهایی علیه مجاهدین و مارکسیستها بارز کردند:
مسعود رجوی:
واکنش آخوندهایی مانند رفسنجانی و کروبی و معادیخواه که آن زمان در زندان بودند، صدور دو فتوای پیاپی بود که با هدایت و تشویقات مخفیانه ساواک کارسازی شده بود. یکی علیه مشی مبارزاتی و دیگری علیه ایدئولوژی مجاهدین بود که به خصوص فرمایش آقایان را درباره نجس عینی بودن مارکسیستها به پشیزی نخریده بودند.

فتوای نجس بودن مارکسیستها؟ در قرن بیستم مگر کسی این حرفها را تحویل میگرفت؟ بعد پس اینهمه الان آخوندها با روسها و چینی ها و کوبایی ها میچرخند نجس نمیشوند؟

این ازآن تناقض هایی است که دیگر کسی در نظام بآن جواب نمیدهد. ولی وقتی میگوئیم آخوندها بعد از آن ضربه خیانت بار یکدفعه ماهیت خودشان را بیرون ریختند، یک نمونه اش همین فتواها بود. مثلا مجاهدین از دیرباز روابط نزدیکی با مبارزین دیگر مثل فدایی ها داشتند، چون مجاهدین اعتقاد داشتند که مرزبندی اصلی بین بی خدا و باخدا نیست بلکه بین حکومت ظالم و مظلوم است، بنابراین مشکلی نداشتند که با دیگر گروه های مبارز متحد شوند. ولی از نظر آخوندهای حامی خمینی و دار و دسته شان رابطه با فدایی های مارکسیست حرام بود.و برای همین امر هم یک فتوا داده بودند. عدم توجه مجاهدین به این فتوای آخوندها یکی از موضوعات مورد اختلاف بود.

این فتوای آخوندها در مورد نجس بودن مارکسیستها صحنه های مضحک زیادی در زندان ایجاد میکرد که البته خود آخوندها دیگر زیاد به روی خودشان نمیآوردند، میشود از این داستانها یک فیلم کمدی عالی درآورد که حتما خیلی پرفروش میشود. اما در کنار این صحنه های طنز.. حقیقت تلخی که وجود داشت این بود که سازمان مجاهدین در یک دوره متلاشی شده بود و وقت و انرژی رهبری مجاهدین برای یک دروه طولانی صرف بازسازی سازمان مجاهدین و عضوگیری مجدد تک تک اعضا شد.

به این ترتیب سازمان مجاهدین بعد از این ضربه به بازسازی خودش مشغول شد و این یکی از عواملی بود که به خمینی فرصت داد تا بتواند از انزوا خارج شود و رهبری انقلاب را سرقت کند. البته این تنها عامل نبود و در برنامه های بعد به عوامل دیگری که به خمینی کمک کردند تا بزرگترین سرقت قرن را انجام بدهد بیشتر خواهیم پرداخت.

 

Category: فردای ما