تلنگر- قسمت۱۰۰-آشنايي با كاساندرا لين :‌ سوختی که مضر نیست

  • سوختی که مضر نیست

كاساندرا لين   بعد از   شركت   در يك اجلاس   بررسی آب و هواي كره زمين مسير زندگيش عوض شد . كاساندرا لين در شهري نزديك به اقيانوس زندگي ميكند و هرگز دوست ندارد آنجا را آلوده ببيند.وقتي كه كلاس پنجم بود با خودش فكر كرد چطور ميتواند موثر باشد و تغيير ايجاد كند؟

فكر ميكنم كه جوان ها نقش مهمي در هدايت و رهبري ديگران دارند. چون بزرگسالان اغلب صداي ما را نشنيده ميگيرند، در حالي كه ما هم صدا و حرفي داريم كه بايد شنيده شود. نسل جوان بايد كاري كند كه صدایش شنيده شود چون ما نسل امروز هستيم. من كاساندرا لين هستم، ۱۵ سالم است  و روي پروژه تي جي آي آف كار TGIFميكنم.«روغن را به سوخت تبديل كند»!

فكر ميكنم بزرگ شدن در چنين منطقه اي باعث آگاهي و علاقه من نسبت به محيط زيست شده چون كه زيبايي هاي طبيعي زيادي دارد. سال ۲۰۰۵ بود كه برادرم پروژه اي را براي بازيافت به راه انداخته بودند. آن  و تيمش كامپيوترهاي كهنه را برميداشتند، تعميرشان ميكردند و به بچه هايي كه به كامپيوتر دسترسي نداشتند ميدادند.

كاساندرا با خودش عهد بسته بود هر كاري كه از دستش بر مياد انجام بدهد تا بتواند به حل مشكلات اين منطقه كمك كند. مرحله بعدي اين بود كه بتواند همكلاسي هایش را به كمك كردن علاقه مند كند.

پروژه TGIF سيستميه كه روغن غذا را به نوعي سوخت زيستي تبديل ميكند كه براي طبيعت مضر نيست. استفاده از سوخت زيستي براي گرم كردن خانه به لحاظ اقتصادي براي خيلي از خانواده ها به صرفه تره است.ما تلاش براي عملي كردن اين پروژه را از شوراي محلي  شهر خودمان شروع كرديم و از آنها خواستيم كه ايستگاههايي را بسازند كه مردم بتوانند روغن را بازيافت و به سوخت تبديل كنند.آنها هم قبول كردند.اما چون جايي عمومي اي نبود كه بتوان به روغن مصرف شده غذا دسترسي داشت، ماخودمان به تك تك رستوران ها سر زدیم و باهاشان صحبت کردیم. ميرفتيم در رستوران و در مورد پروژه با مدير صحبت می کردیم. اولش سخت بود چون كسي باور نميكرد بخواهيم از روغن، سوخت توليد كنيم. اما وقتي كه توانستيم با يكسري از رستوران ها کار كنيم، به رستورانهای بعدی ميگفتيم:« نگاه كن! ما با ۳۰ تا رستوران هماهنگ كرديم، تو نميخواهي بعديش باشي؟ همه روغن مصرف شده غذا به سوخت زيستي تبديل ميشود و بقیه هم مستقيما به عنوان خيريه براي گرم كردن خانه هاي خانواده هاي نيازمند صرف ميشود» شيوه كار ما اينطوري است كه خيريه به ما كمك ميكند خانواده هاي نيازمند را بشناسيم و ما زيست سوختي را برایشان مي بريم.

آنها خيلي شگفت انگيزند، من بهشان افتخار ميكنم كه چنين قلب بزرگي دارند. آنها از چيزي كه ممكن است دور ريخته شود استفاده ميكنند تا حتي شده كسي را به زندگي برگردانند.

روز اولي كه ميخواستيم با رستوران ها صحبت كنيم را يادم هست و حالا۱۳۲ رستوران در اين پروژه شركت كرده اند. و ما برنامه مان اين است  كه اين تعداد را بيشتر كنيم و اميدواريم كه طي يكي دوسال آينده به بيشتر از ۲۰۰ رستوران برسيم.

اين كار را ميشود هرجايي انجام داد و ما بين اين كه كاري را خودمان انجام بدهیم يا با تيمي از دوستانمان، تلاش ميكنيم كه باهم كار كنيم و به همديگر انگيزه بدهيم.

بهترين قسمت اين كه با كاساندرا در يک تيم باشي اين است كه هميشه كارهايي كه براي بقيه سخت  است را شروع ميكند.

ما روي اين پروژه انرژي زيادي گذاشيتم چون كه من معتقدم حتي از سنين پايين هم ميشودتاثيرگذار بود و اگر ميخواهی هميشه اين احساس را حفظ كني هيچوقت نبايد عقب نشيني كني و همواره بايد روحيه ات را حفظ كني

 

Category: فردای ما