برنامه جنبش دادخواهی – حمید اسدیان – نمونه های تکان دهنده گورهای جمعی

 

ویژه برنامه جنبش دادخواهی – ۱۵مرداد ۱۳۹۶

در این برنامه حمید اسدیان در مورد انگیزه های جدیدی که با اعلام کارزار دادخواهی در جامعه ایجاد شده و منجر به گردآوری اطلاعات قابل توجهی در مورد قتل عام سال ۶۷ شده است می‌گوید:  مرداد سال گذشته يعني وقتي كه خانم رجوي جنبش دادخواهي مردم ايران را اعلام كرد وارد مرحله كاملا جديدي در كار تحقيقاتي و ثبت جنايات رژيم شديم. جنبش دادخواهي از دل مرحله مشخص مبارزاتي عام مردم ايران عليه ديكتاتوري ضدبشري آخوندي بيرون آمده و كوشش داشته كه با الزامات مرحله اي متناسب با مرحله سرنگوني تطبيق داشته باشد. در واقع اعلام اين جنبش توسط خانم رجوي انگيزه هاي عدالتخواهانه را در ما ، مجاهدين، و خانواده هاي شهيدان و هواداران مجاهدين در داخل كشور تشديد كرد و ما همه با موتورهاي جديدي وارد كار شديم.درست به همين دليل هم دستآوردهاي همين يك ساله ما در مورد شهيدان و زندانيان و آمران و عاملان و دست اندركاران قتل عام و جنايات رژيم در زندانها به هيچ وجه قابل مقايسه با سالهاي قبل و شتابي كه در گذشته داشتيم نيست.

حمید اسدیان به دو نمونه بسيار تكان دهنده از گورهای جمعی در خوزستان اشاره می‌کند. مورد اول مربوط به گورستان بهشت آباد اهواز است و مورد دوم در باره دزفول است.

حمید اسدیان می‌گوید: گورستان بهشت آباد تنها به شهيدان قتل عام سال 1367 اختصاص ندارد. بلكه از سالهاي دهة60 تعداد زيادي از شهيدان را در همين گورستان دفن كرده اند. مزدوران  در سال67 تعداد زيادي از شهيدان سر به دار را  در منطقه اي نزدیک صنایع فولاد كه در آن زمان بيابان بود دفن كرده اند. بعدها سگهای ولگرد جنازه هايي را كه به صورت سطحي دفن شده بودند از زير خاكها بيرون كشيده بودند و همين مسأله باعث لو رفتن قضيه شد و مردم مجددا اجساد را دفن كردند. بعدها  خانواده ها به ديدار مزارهاي بي نام و نشان شتافتند و برخي از آنان فرزندان و خويشان خود را در ميان دفن شدگان يافتند. و

براي مصون ماندن  مزارها از گزند حوادث طبيعي و يا تخريب توسط مزدوران قبرها را سيماني كردند. مثلا پدر يكي از شهيدان كه دختر و پسرش به نام پروين و مهرداد باقري فرزندان خود را يافت و نامشان را ثبت كرد»

به اين ترتيب اين قطعه از گورستان بزرگ بهشت آباد تبديل به يك سند زنده از جنايات ضدبشري آخوندها، به ويژه در مورد قتل عام سياه سال67، شد. هم ازاين رو رژيم بسيار كوشش كرده است تا آثار اين جنايت را پاك كند. براساس آخرين گزارشهاي رسيده از يك هموطن اهوازي آخوندها سعي دارند با بستن آب بر روي مزار شهيدان آنها را از بين ببرند. در نقاطي هم با ريختن نخاله هاي ساختماني مزارها را محو كرده است. اين هموطن از مزارهاي پراكندة شهيدان در قطعات مختلف فيلمبرداري كرده است. فيلمها و تصاوير به وضوح نشان از توطئه اي دارد كه رژيم به صورتي بي صدا و به تدريج در حال انجام آن است. جالب است كه يادآوري كنم همين فيلم بعد از انتشار به دست سازمان عفو بين الملل رسيد و آنها اطلاعيه بسيار خوبي در همين رابطه منتشر كردند و اين نشان از افزايش اعتبار مقاومت در سطح جهاني است

مورد دوم مربوط به دزفول است. جلادان در زندان يونسكو اين شهر از هيچ رذالتي در حق مجاهدين اسير دريغ نكرده اند. حتي نوجواناني مثل عبدالرضا زنگويي و حميد آسخ را در 15سالگي بعد از شكنجه هاي بسيار تيرباران كرده اند. مزدوران شهيدان دزفول را در جاهاي مختلفي به صورت پراكنده دفن كرده اند. بعد هم به خانواده ها محل دفن را نگفته و مانع برگزاري مراسم براي شهيدان شده اند. مثلا به خانواده احمد آسخ گفتند كه فرزندشان در كنار رودخانه جم گلك دفن شده است. خانواده به آنجا مراجعه كرده و بعد نبش قبر متوجه مي شوند كه اصلا جسدي در قبر وجود ندارد. به تعداد ديگري از خانواده ها گفتند جسد ها را در قبرستانهاي متروك دفن كرده اند. به برخي هم نشاني فاضل آبهاي كنار رود دز دادند. به برخي از خانواده ها آدرس يك گور جمعي در محوطه پادگان كرخه را داده اند كه محل انبار و ماشين آلات اسقاطي پادگان است. به تعدادي ديگر از خانواده ها گفته اند كه فرزندانشان را در گورستانهاي بن جعفر و رود بند و ولي آباد و قبرستان علي به خاك سپرده اند. مجاهد شهيد ياسين شاه آبادي ، 25ساله دانشجوي دانشسراي دزفول، در زندان يونسكو اعدام شد ولي او را در گورستان روستاي شاه آباد دفن كرده اند. مجاهد شهيد عزيز حسين پور نيز همين وضعيت دارد و در شاه آباد دزفول دفن شده بدون اين كه خانواده اش اجازه داشته باشند كه سنگ قبري براي فرزندشان بگذارند. مجاهد شهيد عبدالحسن ساجده در 8محرم سال60اعدام شد و در امامزاده رودبند دفن شد. وي سنگ مزار دارد.

بنابر يك گزارش ديگر تعدادي از شهيدان قتل عام را به شوشتر برده و در روستاي تركالكي دفن كرده اند. اسامي تعدادي از اين شهيدان عبارتست از :

محمود حسن زاده نام پدر عليداد

امامقلي حسيني نام پدر غلام

سعيد حسيني نام پدر غلام

بانو بابايي از شوشتر

 

بالا بودن تعداد اعدامي ها در دزفول قاتلان و جلادان را به وحشت انداخت. آنها را نمي توانستند در يك نقطه متمركز دفن كنند. لذا در نقاط پراكنده اي به صورت جمعي دفن كردند. يكي از اين گورهاي جمعي در كنار سد دز قرار دارد كه عمدتا به شهيدان قتل عام سال1367 اختصاص دارد

حمید اسدیان در ادامه به موفقیت جنبش دادخواهی در استفاده از فضای مجازی برای جمع‌آوری  اطلاعات مربوط به شهیدان قتل عام سال ۶۷ اشاره می کند و می‌افزاید: يك كمپين گسترده اينترنتي به راه افتاده است كه روز به روز هم گسترش بيشتري مي يابد. در اين كمپين بسياري از هواداران سازمان، خانواده هاي شهيدان و حتي بسياري از كساني كه به شكلي اطلاعي از شهيدي داشته اند شركت كرده اند. واقعيت اين است كه با توجه به شاخ شكستگي ولي فقيه جنايتكار به ميزان زيادي ترس مردم فروريخته و خانواده ها و هواداراني كه تا به حال براثر شدت اختناق جرأت فعال شدن و حرف زدن نداشتند در شهرهاي مختلف به ميدان آمده اند و اطلاعات بسيار ارزشمندي از شهيدان و گوشه هايي از جنايات آخوندها و دست اندركاران اين جنايات را براي جنبش دادخواهي فرستاده اند.