برنامه جنش دادخواهی – گفتگو با مسعود امیرپناهی، مفقودین و سنگ مزار شهیدان

ویژه برنامه جنش دادخواهی – ۱۴مرداد ۱۳۹۶ گفتگو  با مسعود امیرپناهی در مورد مفقودین و سنگ مزار شهیدان

درجة سبعیت رژیم ولایت فقیه به حدی است که هیچ نوعی از جنایت وجود نداره که آخوندها آن را  در حق فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران عملی نکرده باشد. از جمله یکی از جنایتها که در برخی از سیاهترین دیکتاتوریها صورت گرفته، سر به نیست کردن مخالفان است. البته مخالفانی که خیلی از آنها وحشت دارد. در طول 36سالی که از مقاومت سراسری مردم ایران علیه آخوندها میگذرد، ما با لیستی از مفقودشدگان مواجه بودیم. کسانی که توسط مأموران جنایتکار رژیم ربوده می شدند و بعد دستگاههای مختلف سرکوب مثل قضاییه و زندانها نسبت به فرد ربوده شده ابراز بی اطلاعی می کردند. در این قسمت از برنامه می خواهیم به  این موضوع بپردازیم و ببینیم در سایة جنبش دادخواهی و طی یک سالی که از آن  گذشته در زمینة مفقودین جه اطلاعاتی توانسته ایم کسب و جمع آوری کنیم. به همین منظور همراه هستیم با مسعود امیرپناهی که خودش در زمرة زندانیان سیاسی در رژیم خمینی بوده و حالا به عنوان کسی که دست اندرکار جمع آوری اطلاعات از جمله در مورد مفقودشدگان ،‌ در برنامة جنبش دادخواهی شرکت کرده است.

سؤال:  ابتدا برای اطلاع بینندگان توضیح بدید که چند سال در زندان بودید؟ چقدر حکم داشتید؟ و کی آزاد شدید؟ 

مسعود امیرپناهی:  بله من قبل از سی خرداد سال 60 دستگیر شدم ۵ سال حکم داشتم نزدیک به هفت سال در زندانهای اوین قزلحصار و گوهردشت زندانی بودم در دیماه سال 66 از زندان آزاد شدم

سؤال: یعنی شما هفت ما قبل از قتل عام آزاد شدید درست میگم؟

مسعود امیرپناهی:  بله دیماه تا مرداد هفت ماه پیش از قتل‌عام آزاد شدم اما  این رو هم اضافه کنم که بسیاری از کسانی که همزمان با من آزاد شده بودند که تعدادشون کم هم نبود، که من فقط تهران و زندان اوین رو دارم میگم، در ماههای مرداد و شهریور و ماهها بعد در ابعاد کلان دستگیر و بسیاری از اونها در قتل‌عام 67 به شهادت رسیدند.

اطلاعات مفقودین:

سؤال: شما در زمینه جمع آوی اطلاعات مربوط به شهیدان که در جریان یک سال جنبش دادخواهی رسیده کار کرده اید. آیا در مورد مفقودین هم اطلاعاتی به دستتان رسیده است؟

مسعود امیرپناهی: بله اطلاعات بسیار ذیقیمتی در مورد مفقودین به دستمان رسیده. البته اجازه بدید یک نکته را همین ابتدا توضیح بدهم که ما  کلمهٔ مفقودین رو با مسامحه به کار می بریم.. چون همهٔ این مجاهدین توسط دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی رژیم ربوده شدن و بعد این دستگاهها نسبت به وجود اونها اظهار بی اطلاعی کردن. یعنی روشنه که توسط رژیم روبوده و پس از شکنجه به شهادت رسیدن. موضوع مفقودین تو قتل‌عام یک موضوع جدیه و ابعاد وسیعی داشته که البته این تا همین سال گذشته زیاد اطلاعاتی در این زمینه نداشتیم اما به یمن همین یکسال گذشته که جنبش دادخواهی اعلام شد اطلاعات بسیار ذی قمیتی هم در کمیت و هم در کیفیت بدستمون رسید که نشون میده ابعاد این کیس بسیار گسترده‌تر از اون چیزی بود که ما تصورش رو می کردیم.

سؤال: بسیاری از مجاهدانی که در لیست مفقودان هستند از زندانیان سیاسی هستند که در همون مقطع سال67 به شهادت رسیدن، چه تفاوتی بین اینها با شهیدان قتل عام67 هست؟

مسعود: بله الان توضیح می دم. به طور کلی کسانی توسط رژیم دستگیر یا ربوده و بعد سر به نیست شدن چند دسته اند:

دسته اول زندانیانی بودن که پیش از فرمان خمینی برای قتل‌عام تو یه روال اداری از زندانهای اوین و گوهردشت آزاد شده بودن که اینها بعداز فرمان خمینی در ابعاد وسیع دستگیر شدن در تهران بخشی به 400 سلول انفرادی زندان اوین موسوم به آسایشگاه منتقل شدند و بخشی هم به کمیته مشترک  که رژیم اسمش رو گذاشته بود زندان توحید منتقل شدن در همونجا هیأت مرگ اونها رو بررسی میکرد و اغلب اونها اعدام شدند موارد انگشت شمار بودن که از اونجا جون سالم به در بردن و بعدها توسط رژیم ترور شدن از جمله مجاهدان شهید بهنام مجد آبادي، رحمان كريمي محمد سلامي و يدالله پاك نهاد که اطلاعات محدودی داشتن که همین گزارشی که من دارم خدمتتون عرض میکنم جمعبندی همین گزارشات این شاهدانه چون اغلب زندانیان در سلول انفرادی بودن و کسی اونها رو نمی‌دید و طبعا نمی‌شناخت در یه زمان مشخص هم نبوده بلکه استمرار داشته یعنی سلولها مستمر پر و خالی می شده.. اغلب این شهیدان نه محل دفنشون مشخصه و نه خانواده از اونها ردی داره اغلب اینها در خیابان در واقع ربوده شدن برخی هم البته رسما دستگیر شدن اما باز هم کسی مسئول پاسخگوی خانواده‌ها نبوده و  نیست در مورد زندانیان شهرستانی اغلب در خانه توسط کمیته چی‌های محلی دستگیر و سپس بدون هیچگونه تناقضی سر به نیست شدن در تمام شهرستانها این خط اجرا شده

دسته دوم کسانی بودن که تو سیاست «پنهانکاری و ترور» سربه نیست شدن این افراد اغلب کسانی بودن که به قصد پیوستن به ارتش آزادیبخش در تور اطلاعات رژیم دستگیر شده بودند که اینها هم در اغلب موارد در همان نقطه دستگیری سربه نیست شدن یعنی نیاز ندیدن که براشون پرونده تشکیل بدن!

 

پنهانگاریهای رژیم برای مخفی نگهداشتن اسناد قتل عام۶۷

سؤال:  خب رژیم که در اون مقطع 30هزار رو پنهانی اعدام کرد، خب چه تفاوتی بود که منکر وجود اینها شد؟

مسعود امیرپناهی: بله. من لازمه اینجا یه توضحی بدم تا علت اتخاذ این سیاست رژیم مشخص بشه ببینید رژیم تو اون مقطع در اثر افشاگریهای سازمان زیر فشار بین‌المللی قرار داشت عفو بین‌الملل فکر میکنم یکی دو مورد بیانیة اقدام فوری داده بود بخصوص بعد از نامه برادر مسعود در سوم شهریور 67 که موارد مشخص و دقیقی از این جنایت رو به دبیرکل وقت ملل متحد (دوکوئیلار)گزارش کرده بود بنابراین رژیم برای اینکه از یه طرف دستور خمینی رو اجرا کنه از طرف دیگه ردی از خودش باقی نذاره از سیاست «پنهانکاری و ترور» استفاده کرد یعنی فرد دستگیر شده در محل دستگیری شکنجه بازجویی میشد و همونجام هم اعدام و بعد هم اجسادشون در گورهای مخفی محل دفن میکردن

رژیم از اتخاذ این تاکتیک دو هدف رو دنبال می‌کرد

اولا: به اين وسيله ميتونست ازطريق آدمربايي و ترور هواداران سازمان با موج پيوستن به ارتش آزاديبخشملي، كه تو سال 66 و بخشي از سال 67 اوج گرفته بود، مقابله کنه

ثانیا:  در عينحال از فشارهاي بينالمللي و محكوميت عليه نقض حقوقبشر فرار کنه و از طريق برگرداندن برگ حقوقبشر بر روي خود ِمجاهدين جنايتش رو مشروع کنه! مثلا در یه نمونه وقتی خانواده شهید زهرا نیاکان که توسط رژیم دستگیر و سر به نیست شده بود به اوین مراجعه کرده و رد او را می گیرند مسئول مربوطه با کنایه به اونها میگه برید از مجاهدين سراغ او را بگيريد آنها او (زهرا) را بردهاند… خب معلوم نیست دربون اوین تو هزاران زندانی از کجا زهرا رو می شناخته بنابراین معلوم میشه که یه خط سراسری بوده که به همه زندانها دادن و دربون اوین هم توجیه شده که هر کی اومد این جواب رو بهش بده…

تو تحقيقاتي كه تاكنون انجام شده نمونههاي زیادی از شهيدان رو میشه نام برد كه با همين روش سربهنيست شدهاند، از جمله شهيدان مجاهد، ابراهيم و زهرا طاهري، زهرا نياكان، ليلا مدائن، نرگس خانيان، سيامك طوبايي، حسن افتخارجو، جواد تقوي ، محمد سلامي و بسياري ديگر از شهيدان كه لیست بلندوبالایی داره

سؤال: مثلا در مورد همین خواهر مجاهد زهرا نیاکان آیا واقعا پیش مجاهدین نبوده؟

مسعود امیرپناهی:  بله همین نمونه رو توضیح می دم که رژیم چه اقداماتی کرده. اما اجازه بدین ابتدا جهت اطلاع عموم یک توضیح کلی بدم که رژیم برای این پنهانکاری چه بهایی پرداخته تا جنایت خودش رو پنهان کنه و در نقطه مقابل اهمیت جنبش دادخواهی که این تلاشهای 29 ساله رژیم رو درهم شکسته و رسوا کدره به طوری که دیگه سروصدا از درون خود رژیم هم بلند شده. اجازه بدین که برای روشن شدن بیشتر یک نمونه رو توضیح بدم:

ببیند دو تن از مجاهدینی كه به اين شيوه سربهنيست شدن ابراهيم و زهرا طاهري خواهر و برادري هستند كه در سال 66 بقصد پيوستن به ارتش آزاديبخش در مرز پاكستان دستگير شدن و از سال 66 تاكنون هيچ اطلاعي از اونها نیست!

وزارت اطلاعات این خواهر و برادر رو دستگیر میکنه براي اينكه رد گم كنه و به خانواده اینطور القا کنه که اینها به نزد سازمان رسیدن ( تا همانطور که گفتم به هیچ کس پاسخگو نباشه) دو نوبت عکس این خواهر و برادر رو در زیر قاب عکس رهبری مجاهدین گرفته

 

به همراه نامه اونم بدون تاریخ برای مادر این شهیدان ارسال میکنه تو نامه اول نوشته شده ما در پاکستان هستیم مدتی بعد نامه دوم رو ارسال می کنه که نوشته بوده که در ارتش آزادیبخش هستیم.

بازتاب جنبش دادخواهی در فضای مجازی

ویژه برنامه جنبش دادخواهی ۱۴ مرداد ۱۳۹۶

هموطنانمون با تلاشي پيگير، خبرها، فيلمها، اسناد و وقايع مربوط به قتل عام 67 را  در فضاي مجازي منتشر مي كنند. موضوع قتل عام 67 در شبكه هاي اجتماعي به صورت گسترده در حال مطرح شدن است د و همه به دنبال اطلاعات هرچه بيشتري از اين فاجعه هستند. اين همان فضایی است که آخوندها هيچ كنترلي روی آن ندارند.  و به شدت از آن وحشت دارند در اين برنامه گزارشی از بارتان جنبش دادخواهی در فضاي مجازي را می بینید.