معنی و پیامدهای آزمایش موشکی رژیم

روز پنجم مرداد رسانه‌های حکومتی خبر از پرتاب یک موشک ماهواره‌بر دادند. زمان پرتاب این موشک طوری تنظیم شده بود که درست همزمان با بحثهای مربوط به‌تصویب لایحه تحریمهای جدید کنگره آمریکا علیه رژیم باشد. مقامات رژیم از روحانی تا سایر کارگزاران نظام و رسانه‌های حکومتی، تبلیغات زیادی حول این حرکت نمایشی کردند. متقابلاً به‌دنبال این اقدام رژیم، شاهد موضعگیریها و محکومیتهای جهانی جدیدی علیه رژیم بودیم. از جمله وزارت خزانه‌داری آمریکا ۶نهاد دیگر مرتبط با برنامه موشک بالستیک رژیم را تحریم و لیست‌گذاری کرد.
متعاقباً ۳کشور اروپایی فرانسه، آلمان و انگلستان، به‌اتفاق آمریکا در بیانیه مشترکی این اقدام را محکوم کردند و رژیم را به‌توقف فوری هر گونه آزمایش موشک بالستیک و فعالیتهای مرتبط با آن فراخواندند.

این واکنشها و موضعگیریهای شدید که با اقدام در جهت تشدید و تحکیم یک درجه دیگر تحریمها همراه بود، سؤالهای متعددی را در مورد این اقدام تحریک‌آمیز رژیم و نتایج و پیامدهای آن مطرح می‌کند؛ از جمله این‌که چرا در چنین موقعیت حساس و خطرناکی و در حالی که لرزه وحشت از تحریمهای جدید آمریکا تمام رژیم را فرا گرفته، ولی‌فقیه ارتجاع دست به‌چنین اقدام تحریک‌کننده‌یی زد؟ آیا در این تست، اشتباه محاسبه داشت؟ یا واقعاً تصمیم خود را برای رو‌ در رویی و مقابله گرفته است؟ و آیا واکنش آمریکا و قرار دادن چند نهاد دیگر مرتبط با فعالیتهای موشکی رژیم، در حالی که تمامی سپاه پاسداران و تمامی نهادهای مرتبط با آن تحت تحریم قرار دارند، آیا این تحریمهای جدید تأثیر قابل توجهی بر رژیم و فعالیتهای موشکی آن دارند؟

این تست موشکی، یک هدف دوگانه داشت، در وهله اول یک اقدام نمایشی بود با مصرف اساساً داخلی که مخاطب آن، نیروهای خود رژیم در داخل و مزدوران برون مرزی‌اش بودند که در مواجهه با شرایط سیاسی اجتماعی کنونی و ضربات خردکننده‌یی که یکی پس از دیگری بر رژیم وارد می‌شود به‌کلی روحیه باخته و ناامیدند.

هدف دیگر نیز آن بود که می‌خواست واکنش طرف مقابل را تست کند.
در مقابل این «تست» که ارزش نظامی و عملیاتی ناچیزی دارد و به‌طور واقعی موجب نگرانی آمریکا نیست، اما دولت آمریکا با یک اقدام سمبولیک و با تحریم ۶نهاد مرتبط با پروژه موشکی رژیم واکنش نشان داد تا این پیام را به‌رژیم برساند که هیچ‌گونه عرض اندام موشکی رژیم را تحمل نمی‌کند.

اما ضرر اصلی رژیم در این جریان سیاسی است؛ چرا که در قضیه برجام و زیر سؤال رفتن آن از طرف دولت آمریکا، رژیم به‌سایر اعضای ۵+۱و مشخصاً کشورهای اروپایی و شکاف آنها با آمریکا چشم دوخته بود، رژیم با این «تست موشکی» با دست خود، این شکاف را به‌زیان خود تنگ‌تر کرد و تحریمهای جدید آمریکا را برای کشورهای اروپایی قابل قبول‌تر ساخت.
ابهام دیگر در این جریان، موضع روحانی و باند اوست؛ خود روحانی پیش از این و در جریان مناظره‌ها، نمایشهای موشکی سپاه پاسداران را تخطئه کرده و آن را اقدامی برای تخریب برجام شمرده بود؛ اما چرا این بار این نمایش موشکی را به‌عنوان نشانه «توانمندی و قدرت» و «ارتقای اقتدار و عزت» مورد تعریف و تمجید قرار داد؟ (۴)

این تغییر موضع ضمن آن که گویای ماهیت روحانی و جماعت اوست که در بنیاد، هیچ تفاوتی با خامنه‌ای و دار و دستة‌ او ندارد و از شیادی و نان به نرخ روز خوردن شیخ حسن روحانی حکایت می‌کند، حاکی از تشدید فشارهای باند مقابل نیز هست؛ اما این نزدیکی‌های گذرا و مقطعی را به‌هیچ رو نبایستی از نشانه‌های نزدیک شدن دو باند متخاصم یا کاهش تضاد و جنگ قدرت آنها در مواجهه با تهدید خارجی شمرد؛ به‌زودی و هنگامی که آثار و عواقب تحریمها بیشتر ظاهر شوند، جنگ و دعوای دو باند با شدتی بیش از پیش شعله خواهد کشید.