قتل عام ۶۷ – زندانیان سیاسی

خاوران – سی هزار زندانی سیاسی

  •  قتل عام ۶۷ – زندانیان سیاسی

شصت و هفت حتما اين عدد را  اين روزها زياد شنيديد، البته اين عدد معمولا با يک سري واژه ي ديگر تركيب ميشود، مثل قتل عام شصت و هفت، كشتار شصت و هفت، تابستان شصت و هفت يا خاوران، 30هزار زنداني سياسي،

  • پيشينه ي قتل عام

سال ۱۳۶۶ است! ظاهرا همه چي آرام به نظر ميآید

ديوارهاي زندان اوين يا زندان گوهردشت يا صدها زندان ديگر در گوشه و كنار ايران، غوغايی است. دهها هزار زنداني سياسي در سلول ها و بندهاي مختلف از زن و مرد زير شكنجه و شلاق هستند.
حالا امروز در خيابان داريد راه ميرويد يک صداي دينگ ميشنوي روي گوشيت يک مسيج پاپ آپ ميشود. نگاه ميكني

زنداني سياسي ارژنگ داوودي در اعتصاب غذا بسر مي برد…

به همين سادگي مي فهمي كه در زندانها چه خبراست . اصلا خود زندانيان سياسي پيام صوتي مي دهند بيرون، شرايط شان را توضيح ميدهند، آخرين خبرهاي داخل زندان را منتقل ميكنند.در عصر پيشرفت ارتباطات والبته بي رمق شدن ولايت كه اين يكي خيلي هم مهم است… همه ي اينها امكان پذير است .
اما دوست عزيز!آن موقعها، در سال 66 و ۶۷ ازاين خبرها نبود. آن موقع در زندانها ده ها هزار، بله ده ها هزار زنداني را ميكشتند اما جهان در سكوت و خاموشي، سپري ميشد.

بر ميگرديم به همان سال! اواخر سال ۶۶! ، پشت ديوارها و ديوارهاي مشابه اين در سراسر ايران، ده ها هزار زنداني سياسي محبوسند. خميني سالهاست از دستشان عاصي شده، چرا كه تاثيرگذاري مقاومت آنها در جامعه و بطور خاص زنان برایش قابل تحمل نيست.

علاوه بر اين داستان ها جنگ ضد ميهني هم هست كه زير برق عملياتهاي ارتش آزاديبخش در نوار مرزي در حال تعيين تكليف شدن است.

خميني به جنگ خيلي نياز داشت، چون بهترين بهانه براي مشروع كردن سركوب صداهاي مخالف در داخل بود. و از طرفي هم با وعده فتح قدس از طريق كربلا نيروهایش را در ارگانهاي نظامي سرپا نگاه ميداشت.   اگه جنگ تمام شود، نظام آخوندي وارد فاز جديدي ميشود كه با ضعف و شقه و شكاف و همه آثار اين جام زهر روبرو خواهد شد.
همهي اين دلايل است كه خميني به روايت تاريخ دراواخر سال ۶۶ تصميم ميگيرد صورت مسألهي زندانيان سياسي را از روي ميزش پاك كند.

  • قتل عام كليد ميخورد

زمستان 66 پروژه ي قتل عام كليد ميخورد. اولين قدم دسته بندي زندانيان بر اساس هويت سياسي و كيفيت مقاومت آنهاست. همينطور انتقال زنداني ها از زندانهاي كوچكتر به زندانهايي است كه قرار است كشتار در آنجا انجام شود.يكي از شاهدين در مورد اين آماده سازي هاي ميگوید از پنجره سلول شاهد بوده كه پشت زندانشان درحال ساختن يك سوله بزرگ بودند كه براي همه سوال بود براي چي ساخته ميشود. و شاهد بوده كه چطور با فرغون، دسته هاي بزرگ طناب را به اين سوله حمل ميكنند .
البته بعداٌ در جريان قتل عام ها روشن شد كه اين يكي از سوله هاي مرگ بود.
اين مجموعه كارها و آماده سازيها چند ماهي طول ميكشد تا اينكه در اواخر تيرماه ۶۷، بعد از اتمام همه ي آماده سازي ها خميني ماشه ي قتل عام را ميچكاند.
۲۷ تيرماه شصت و هفت – خميني زهر آتش بس را سر كشيد

با قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط خميني، جنگ ۸ساله با عراق تمام ميشود و خميني جنگ يا  همان نعمت الهي براي ادامه حكومتش را از دست ميدهد. الآن درست همان زماني است كه خميني تصميم ميگيرد براي جبران اين ضربه  زهرش را روي مخالفينش بريزد.به اين ترتيب نقشه شومش براي حذف زندانيان سياسي را وارد مرحله نهايي ميكند .
اولين قدم ايزوله كردن زندانيان است . ملاقات ها، ملاقات ها متوقف ميشوند، تلفن ها قطع ميشوند ، تلويزون را از زندانها جمع ميكنند و رفت و آمد به درمانگاه و حياط زندان و بقيه اماكن عمومي متوقف ميشود .

اين سند به تنهايي ، مهر ابطال ، حكومتي است كه خميني بنيانگذارش بوده.فتواي كشتار هزاران انسان. به همين سادگي . بادست خط خودش و مهر و امضایش. نسل هاي آينده در مورد آن حرفهاي بيشتري خواهند
خميني: … كسانى كه در زندانهاى سراسر كشور بر سرموضع نفاق خود پافشاري كرده و مى‏كنند محارب و محكوم به اعدام مى‏باشند و تشخيص موضوع نيز در تهران با راى اكثريت آقايان حجه‏الاسلام نيرى دامت ‏افاضاته قاضى شرع و جناب آقاى اشراقى‪دادستان تهران و نماينده‏اى از وزارت اطلاعات مى‏باشد، ….رحم بر محاربين ساده‏انديشى است…. آقايانى كه تشخيص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شك و ترديدنكنند و سعى كنند اشداء على الكفار باشند….

  •  ۵مرداد شصت و هفت

يك كميسيون مرگ متشكل از آخوند نيري، مصطفي پور محمدي، وآخوند شوشتري و آخوند رئيسي تشكيل ميشود كه كار تعيين تكليف زندانيان را شروع ميكند. كميسيون مرگ بين گوهر دشت و اوين با هليكوپتر جابجا ميشود و در دادگاه هاي چند دقيقه اي حكم مرگ صادر ميكند .
.تشكيل دادگاه ها  به اينصورت بودكه معمولا زندانيان را در صفوف طولاني قرار ميدادند، يك به يك آنها را پيش كميسيون مرگ مي فرستادند اگر زنداني در بيان علت دستگيري و هويت سياسيش كلمه مجاهد و يا احيانا وابستگي به گروهاي چپ را بكار مي برد، براي اعدام فرستاده ميشد، به همين سادگي.
احكام مرگ در ساير استان ها هم با نظارت همين كميسيون درحال اجرا و انجام بود. تعداد و شدت اعدام ها آنقدر زياد و شوكه كننده بود كه منجر به اعتراض آيت الله منتظري هم ميشود:
قتل عام زندانيان سياسي در دو ماه آخر تابستان ۶۷ با سرعت و شدت اجرا شد و در برخي نقاط تا آخر سال  شصت و هفت ادامه پيدا كرد. در اين جنايت كه بقول برخي وكلا يكي از بزرگترين نمونه هاي جنايت عليه بشريت بعد از جنگ جهاني دوم محسوب ميشود،  بيش از ۳۰ هزار مجاهد و مبارز راه آزادي به شهادت رسيدند. عددي كه هم توسط واحد تحقيق قتل عام شصت و هفت در مقاومت ايران و هم توسط افراد مطلع ديگر تاييد ميشود. رضا ملك معاون سابق وزارت اطلاعات، تعداد مقتولين را ۳۳ هزار نفر اعلام ميكند .

جنايتي كه عاملان آن نه افراد مخفي يا پوشيده، بلكه مقامات رسمي حكومت فعلي هستند، و بعضا امروز ادعاي اعتدال و ميانه روي هم دارند. آخوند رئيسي، پورمحمدي، نيري، شوشتري و …

اين جنايتي است كه همه مقامات فعلي و سابق حكومت بايد در برابر آن پاسخ بدهند. ابعاد جنايت و نامه هاي علني آقاي منتظري به وضوح نشان ميدهد كه اين واقعه يي نبود كه كسي در نظام ولايت از آن بي خبر بوده باشد. و نميشود آن را به فراموشي سپرد. بنابراين تا روزي كه عاملان اين جنايت به پاي ميز محاكمه نيامدند بايد همچنان اين پرونده را روي ميز نگهداشت و پيگيري كرد. چرا كه اين جنايت بهترين سند براي شناخت ماهيت رژيم ولايت فقيه است.

 

Category: فردای ما