تصاوير رنگي از جنگ جهاني دوم .قسمت اول

  • آنچه اكنون مشاهده خواهيد كرد، بيرحمانه و شوك آور است.

  • در تصاويري رنگي، بيم و اميد، بيزاري و خون و شجاعت انسان ها نشان داده ميشود.

  • اينك شصت سال پس از پايان جنگ، تازه ميتوانيم اين تصاوير را درك كنيم.

  • آنموقع نظاميان نگران اين بودند كه افكار عمومي چه واكنشي نسبت به اين فيلم هاي رنگي خواهد داشت؟

  • صحنه هاي خشونت آميز و ناگواري كه شما خواهيد ديد، تنها بخش بسيار اندكي از آنچه كه سربازان بايد تحمل ميكردند، نشان ميدهند.

در پاييز 1941، آلمان تقريبا تمام خاك اروپا را تصرف كرده و در فاصله كوتاهي از دروازه مسكو ايستاده بود.

در حاليكه ژاپن، آسيا را تحت سيطره خود در مي آورد، همزمان ورود ايالات متحده به جنگ ضروري مي نمود تا توازن قوا را از چنگ قدرت هاي هم محور (با آلمان) بيرون آورده و تعادل را به نفع متفقين تغيير دهد.

ژاپني ها در اولين حمله خود شكست خوردند اما آنها تصميم گرفته بودند، كوتاه نيايند.

آيا امريكا‌ئيها در اين زمينه به آنها فرصت ميدهند؟

قصه های زمین

قصه های زمین

هر چند كه در سوم ژوئن موقعيت ناوگان ژاپن به طور كلي شناسايي شد اما مختصات دريايي دقيق آن، تنها در چهارم ژوئن بود كه مشخص گرديد.

بر مبناي اين اطلاعات، ناوهاي هواپيمابر ايالات متحده، ”هورنر“، ”اينترپرايز“ و ”يورك تاون“ سريعا با اسكادران هاي خود شامل اژدر اندازها، بمب افكن ها و جنگنده شكاري ها، روانه شدند تا 4 ناو هواپيمابر ناوگان دريايي ژاپن را مورد تهاجم قرار دهند.

150هواپيماي امريكائي در آسمان به پرواز در آمدند. ژاپني ها به تهديد مرگبار از سوي ناوهاي هواپيمابر امريكا مشرف بودند بنابراين شروع به آماده سازيهاي گسترده براي يك ضد حمله كردند.

نخستين جنگنده هاي شكاري ايالات متحده، زماني ژاپني ها را مورد هدف قرار دادند كه آنها در حال جايگزين كردن بمب ها با اژدر بودند تا بتوانند كشتي هاي امريكا را در دريا مورد حمله قرار دهند.

هنگاميكه اولين هواپيماهاي اژدر افكن امريكايي توسط جنگنده شكاري هاي ژاپن مورد اصابت قرار گرفتند، اينطور به نظر ميرسيد كه نيروي دريايي سلطنتي (ژاپن) ميتواند با اين روند، به پيروزي دست يابد. اما بعد، اسكادراني از جنگنده هاي ”سطح پرواز“[1] امريكايي در آسمان ظاهر گشتند.

۵ دقيقه بعد، آنها از ۴ناو هواپيمابر ژاپني، ۳ناو را منهدم كرده بودند. اين ۵ دقيقه، دقايقي بودند كه تعادل قوا در منطقه اقيانوس آرام را تغيير دادند

از عرشه تنها ناو هواپيمابر باقيمانده ژاپني، 28 هواپيماي جنگنده بلند شدند تا تلافي ناوهاي منهدم شده ناوگان خود را در بياورند. آنها به ”يو اس اس، يورك تاون“ برخوردند. با وجوديكه هواپيماهاي ژاپني مجبور بودند در ميان آتش دفاعي سنگين، پرواز كنند، اما موفق شدند معروف ترين ناو هواپيمابر آمريكا را به نحو مرگباري مورد اصابت قرار دهند.

درگيري هنوز به پايان نرسيده بود. زمان كوتاهي قبل از آن هواپيماهايي از عرشه ”يورك تاون“ به پرواز درآمده بودند. آنها تنها ناو هواپيمابر باقيمانده ژاپني را مورد هدف قرار داده و آنرا به قعر دريا فرستادند. اكنون آمريكا‌ئيها مي توانستند به خانه پرواز كنند.

اين خلبانان روند جنگ در اقيانوس آرام را تغيير داده و شكست فاجعه باري را به ژاپني ها تحميل كردند.

امپراطوري ژاپن، ۴ ناو هواپيمابر، ۳۲۲ هواپيما و ۳۵۰۰نفر، از جمله بهترين خلبانانش را از دست داد.

ژاپن براي اولين بار پس از ۳۰۰سال مغلوب شد.

اما اين پيروزي بزرگ، قيمت سنگيني را طلب كرد. ناو هواپيمابر ”يورك تاون“ و بيش از ۱۴۰هواپيما منهدم شدند.

خوشبختانه در روزهاي بعد از آن، بسياري از خلبانان آمريكايي كه به صورت اضطراري در دريا فرود آمده بودند، توسط كشتي هاي گروه رزمي مشترك ”تاسك فورس“نجات يافتند.

اين مردان از جان خود براي متوقف كردن ژاپني هاي متجاوز مايه گذاشتند. يك سخنگوي دولت ژاپن گفت، ”ميد وي“ انتقام آمريكا‌ئيها در برابر ”پرل هاربر“ بود.

خسارت از دست دادن ناوهاي هواپيمابر، در اولين لشكركشي بزرگ آمريكا در خشكي در قلمرو اقيانوس آرام و در مجاورت كانال ” گوادال“، براي اين كشور سنگين بود. وارد شدن به خشكي آسان بود، چرا كه ژاپني ها به سمت داخل جزيره عقب نشيني كردند. در 8 آگوست كنترل آمريكائيها روي يك باند فرود و پرواز بر روي جزيره تضمين شده بود.

با اين حال براي نيروي دريايي در عمل اثبات شد كه تصرف تمامي جزيره، مأموريت دشواري است. آنان ميبايستي هم با ژاپني هاي مردد اما جنگنده، دست و پنجه نرم ميكردند و هم با هواي شرجي در منطقه جنگلي.

هر دو طرف كه با نيرو و امكانات كافي تأمين مي شدند، سعي داشتند تعادل قوا را به نفع خويش تغيير دهند. ژاپني ها نهايتا در ژانويه 1943 از اين جزيره عقب نشيني كردند.

اين براي متفقين، اولين و بزرگترين عمليات موفق نظامي در جريان جنگ دوم جهاني بود. مدت كوتاهي پس از آن، در سوي ديگر جهان، تهاجمات بعدي در تقدير بود. در بيابان هاي ماسه اي شمال آفريقا!

جنگ-جهانی-دوم-،-قصه-های-زمین

جنگ-جهانی-دوم-،-قصه-های-زمین

جهانيان، شمال آفريقا را بيشتر سرزميني با اهرام ثلاثه، بيابان ها و هواي داغ و قصه هاي عهد عتيق مي شناسند.
در جريان جنگ دوم جهاني، نبرد بر سر شمال آفريقا، تاريخ جديدي را در آنجا رقم زد.
آيا اين ويرانه هاي كهن را ارتش آلمان به استحكامات دفاعي خود مبدل ساخت؟
در نوامبر 1942، ژنرال ”دوايت آيزنهاور“ Duwait Aisenhauer تهاجم نيروهاي متفقين به ساحل غربي در شمال آفريقا را هدايت و فرماندهي كرد.
به اين ترتيب مارشال ”رومل“ Romel بين ارتش ”آيزنهاور“ در غرب و ارتش انگلستان در شرق، تحت محاصره قرار گرفت.

اما ”رومل“ به اين راحتي از ميدان به در نمي رفت. ارتش او،  بين يك دژ قديمي فرانسوي و يك رشته كوه، جا خوش كرده بود. به اين ترتيب او متفقين را مجبور ساخته بود تا براي هر يك سانتيمتر بجنگند.
با اين حال در پايان نبرد، ترديدي وجود نداشت. متفقين پيوسته نيروهاي جديد و تازه نفس براي عمليات شمال آفريقا دريافت مي كردند. در آوريل 1943 ”رومل“ به آلمان فراخوانده شد. ارتش باقي مانده از او اين دستور را دريافت كرد كه تا آنجا كه امكان دارد، مقاومت كند.