«تغییر راز آلود» یا تغییر روشن ناگزیر؟-۳۶۰ درجه ۱۹ تیر ۱۳۹۶

درحاليكه سرمداران نظام از ثبات و جزيره آرامش حرف می زنند، در رسانه های خارجی بحثی در تشابه شرايط ايران با سالهای آخر شوروی سابق به طور گسترده مطرح شده است

تناقض یاد شده را چطور بررسی می کنید؟

– از اين نكته بگذريم كه هر نظامي ادعای ثبات می كند والا بايد خداحافظی كند
اما اين تشابه از جهاتی درست است و از جهانی هم نه و شرايط متفاوت است
مسئله ای كه از قضا در رسانه های خود رژيم هم به آن پرداخته شده و در واقع به نحوی همين تفسيرها را تاييد كرده اند از جمله

  • کیهان خامنه ای روز ۱۸تیر در مطلبی با عنوان «می خواهید چه چیزی را عوض کنید» با یادآوری مواضع آخوند روحانی و برخی وزرا نوشت: «می‌دانیم که غرب و در راس آن آمریکا، بی‌محابا و بدون پرده‌ پوشی در‌صدد براندازی نظام اسلامی است و از بیان آن هم ابایی ندارد. موضوع تنها بیان نیست و در عمل هم از هیچ کوششی فروگذار نکرده و نمی‌کنند. آنها اکنون آرزو دارند با شبیه‌سازی وقایع دهه ۹۰ شوروی سابق و اجرای «پروستریکا» و «گلاسنوست» به خیال خود فروپاشی نظام را از درون رقم بزنند. »
  • خبرگزاری سپاه پاسداران- ۱۷ تیر
    تحلیل گر ارشد آمریکایی نوشت: یک چیز درباره آینده ایران قطعی است و آن، یک جنبش اعتراضی دیگر است که سر برخواهد آورد و به نحوی در جستجو برای کنار زدن رژیم خواهد بود.
    امروز، جمهوری اسلامی به آرامی همانند اتحاد شوروی در سال‌های آخرش، گام بر می‌دارد. (این نظام) یک ایدئولوژی را ابراز و اظهار می‌کند که هیچ کس را ترغیب نمی‌کند. نیروهای امنیتی را فرماندهی می‌کند که در شورش سال ۲۰۰۹ ثابت کرده که قابل اتکا و اعتماد نیست؛… ایران همین اخیرا انتخابات ریاست جمهوری را گذراند که در آن حسن روحانی برنده شد؛ او قول آزادی‌هایی را داد که قصدی برای عمل کردن به آنها را ندارد . امروز، جمهوری اسلامی قادر به مدیریت فرایند تعیین جایگزین برای منصب رهبری نیست چرا که جناح‌های آن بیش از پیش دچار تفرقه و انشقاق هستند و مردم عادی هم بیش از حد ناراضی هستند.
  • يا روزنامه حكومتی جوان ۱۷ تيرنوشته بود: «بی‌اعتبارسازی(قوه قضاییه) به همراه سپاه, بسیج, وزارت اطلاعات, نیروی انتظامی و شورای نگهبان با كپی‌برداری از شوروی سابق همیشه در دستور بوده است

شما از تشابه ها و تفاوتها گفتيد اين تشابه ها چه ميتواند باشد؟

تشابه های زيادی هست از جمله

  • – وضعيت اقتصادی: در شوروی سابق وضعيت اقتصادی به گل نشسته بود البته كشوری كه ابر قدرت بود و نظام سياسي مشخصي داشت و كلی هم اقمار/ ، وضعيت اقتصادی رژيم كه مشخص است چيزی فراتر از به گل نشسته به آن ركود سنگين و تعطيلي توليد و.. . اقتصاد ورشكسته ای كه حتي يك دلار هم نمي توانند در نظام بانكی بين المللی جابجا كنند
  • – فرو ريختن مباني سياسي و ايده هاي ذهنی و فكری كه ديگر آن برد را نداشت كه مردم شوروی سابق بخاطر آنها مشكلات را تحمل كنند/ در اين رژيم كه اظهر من الشمس است كه از شعارهای اوليه خميني چيزی باقی نمانده و آنچه ديناميزم اين رژيم را تشکیل ميدهد غارت و چپاول است كه مثل نقل ونبات توسط خود رژيم بر ملا ميشود ( نمونه سقف حقوقها و دعوای مجلس وشورای نگهبان و تاكيد شورای نگهبان مبني برا ينكه اگر سقف از بيست و چند ميليون پايين بيايد مديران كشوررا ترك ميكنند يعني ديناميزم است ) به هرحال به گفته خود مهره های رژيم از چيزي از آن تفكرات خمينی و.. باقی نمانده و سكه دين فروشی رايج بازار نظام ولايت است
  • نكته ديگر کمر شوروی سابق در باتلاق افغانستان به قول خودشان شكست حالا با آن قدرت و اقمار و … رژيم كه جای خود دارد و در باتلاق سوريه و يمن و … به اسارت درآمده است

صحبت از تفاوتها هم شد اين تفاوتها كدام است؟

  • اولاً اينكه روحانی گورباچف نيست.همان زمان رسانه های جهان و محافل سیاسی غرب در مورد گورباچف گفتند که او يك اصلاح طلب بود كه پای حرفش ايستاد به قيمت اينكه حتی خودش از نظام سياسی روسيه كنار رفت / روحانی خودش جزو سيستم است كه همان طور که خودش گفت: حاضر است روزی ده بارهم دست ولی فقيه را ببوسد تا رژيم ونظام حفظ شود بعبارت ديگر او خودش در كشتی قراردارد كه با تمام قوا در حفظ آن می كوشد چون سوراخ شدن كشتی خود وی را هم می بلعد

آیا مشابه سازی فروپاشی رژیم و شوروی سابق واقعی است؟

  • اتفاقا در تفاوت دوم مي خواستم همين مساله را باز كنم و جواب به همين سوال را كه به ذهن مي زند بدهم
    بله روحانی جزء رژيم است و از اين رژيم و درون آن تغيير و اصلاحي بيرون نمی ايد ولی اتفاقا تفاوت بعدی جواب اين را می دهد آن هم وجود يك آلترناتيو قدرتمند وسازنيافته و معتبر كه اين فروپاشی را از بيرون رژيم محقق خواهد كرد يعني به عبارت ديگر تفاوت در اين است كه اگر آنجا گورباچف كه واقعا اصلاح طلب بود از درون نظام شوروی سابق فروپاشی را محقق كرد، اينجا دقيقا به عكس از بيرون نظام توسط اين آلترناتيو قدرتمند محقق خواهد شد
  • نكته دوم اينكه اگر گورباچفی نبود بدليل وجود مبانی که ذکر شد برای تغییر کافی نبود و معلوم نیست که این تغییر به چه صورت رقم می خورد.
    در ايران تحت حاكميت آخوندها هم طبعا بدليل شرايط اجتماعی آماده، اين تغيير ناگزير است و تفاوت در این است که شرط لازم یعنی يك آلترناتيو قدرتمند كه اين تغيير را سمت و سو بدهد و هدايت كند، وجود دارد و از این جهت است که تغییری که در تقدیر است به رغم تیتر کیهان این تغییر رازآلود نیست، بلکه کاملا روشن و گریز ناپذیر است. و به همين دليل هم هست که اين همه نسبت به عملکرد این مقاومت آه وناله وسوز وگداز می كند

 

 

 

(3)

شما همچنین می توانید از این گونهتگ های اچ تی ام ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>